ماموریت ویژه: خونه بدون بشقاب پرنده

توی یک ماه آینده قراره یک ماموریت ویژه داشته باشیم: هر روز یک سری بشقاب پرنده رو از خونه رد کنیم و بعد از سی تا عملیات، یک خونه عاری از یوفو یا بشقاب پرنده داشته باشیم. اول از همه برای دوستانی که نمی‌دونند: بشقاب پرنده یک چیز زشت یا به درد نخور هست که نمی‌دونیم دقیقا توی خونه ما چه می‌کنه!

اما این ماموریت یک ماهه یک سری قوانین داره. اگر دوست دارید همراه این برنامه باشید، قوانین رو با دقت بخونید:

-باید آماده باشید! با لباسی که از خواب بیدار شدید نمیشه. لباس و سر و وضع مرتب برای انجام ماموریت ضروریه.

-سینک باید درخشان باشه و تمرینات صبحگاهی فلای لیدی رو انجام داده باشید.

-تایمرتون رو برای ۱۵ دقیقه تنظیم کنید و بهش متعهد باشید. قرار نیست تمام روز رو صرف این کار کنیم.

-هر روز بعد از پایان کار، پاکت‌ها رو به جای مناسب منتقل کنید.

 

چطور عملیات رو انجام بدیم:

-زمان مناسب در روز برای این کار رو برای خودتون مشخص کنید. فراموش نکنید هر روز فقط ۱۵ دقیقه

-از پاکسازی نقاط خطر یا دور ریختن ۲۷ قلم برای نظم دادن به ذهنتون و ایده گرفتن استفاده کنید. اگر یه جا نمی‌دونستید چه کنید نقاط خطر رو پیدا کنید یا تصمیم بگیرید ۲۷ تا مورد رو دور بریزید و بدون فکر کردن اضافی! تند تند عمل کنید.

-سه تا پلاستیک/جعبه لازم دارید: بره به بازیافت، بره به خیریه،  بره سر جاش. هر روز بعد از پایان پانزده دقیقه بازیافتی ‌ها و اهدایی‌ها رو به عقب ماشین منتقل کنید یا اگر مکان مخصوص بازیافت دارید بازیافتی ها رو اونجا ببرید. بعد بسته بره سر جاش رو بردارید و اشیای سرگردانی که سر جاشون نبودند بو ببرید خونه خودشون!

-برای تصمیم گیری در مورد هر شی به سوالات زیر فکر کنید: ازش خوشم میاد؟ توی یک سال گذشته استفاده شده؟ مشابهش رو دارم؟ برام یه یادگاری ارزشمنده یا دیدنش ناراحتم می‌کنه؟

-هر روز بعد از پایان کار دور و بر رو مرتب کنید.

-هر روز یک عملیات خاص داریم که توی اینستاگرام و کانال تلگرام  تمرینات روزانه منتشر میشه، فردا منتظر اولی‌اش باشید! بعد از پایان عملیات توی اینستاگرام با یک تیک، حاضری بزنید :)

 

 

 

بیشتر

دالی!

سلام به همراهان خوبی که هنوز به اینجا سر می‌زنند. عید همگی مبارک. امیدوارم این چند روز تعطیلی حسابی بهتون خوش گذشته باشه.

خوب من خیلی وقته که نبودم/ خیلی کمرنگ بودم. ولی یک دلایلی داشته. فکر کردم با نوشتن از اونها شروع کنم ببینم می‌تونم بر این موانع غلبه کنم یا نه؟

اولیش اینه که یه مدتی به دلیل یک سری تغییرات در زندگی! یه مقدار قابل توجهی خرید نیاز داشتم انجام بدم و احساس خیانت به مینیمالیسم بهم دسا داده بود. در مورد خود اون تغییرات بعدا می‌نویسم ولی به علت همون احساس خیانت و رطب خورده منع رطب چون کند، دستم به نوشتن نمی‌رفت! الان که کم کم داریم به روند عادی زندگی بر می‌گردیم و خونه مون هم داره روح مینیمال خودش رو پیدا می‌کنه امیدوارم این یک مانع برطرف شده باشه!

دومیش اینه که موفرفری بزرگتر شده و اگر چه روزی حدود سه ساعت خونه نیست، اونقدر کار در اون سه ساعت هست که انرژی من رو تخلیه کنه و برای نوشتن انگیزه نداشته باشم. علاقه شدید و طبیعی‌اش هم به اینکه هرکاری من دارم می‌کنم رو بکنه باعث میشه لپ‌تاپ در ساعات حضورش خیلی دست یافتنی نباشه :))

سومی‌اش چند تا مسافرت بوده در این مدت که هر کدوم باز چند وقتی من رو از جهان اینترنت دور نگه داشتند.

آخریش هم که برکسیت!!!!*به هر حال فعلا توی انگلیس همه چیز به برکسیت ربط داده میشه بهتره منم از این فرصت استفاده کنم :دی

از فردا توی اینستاگرام و کانال تمرینات روزانه تلگرام، یک برنامه یک ماهه خلوت سازی جدید رو شروع می‌کنیم. خیلی‌هامون تجربه برنامه یک ماهه خانه خلوت در یک ماه و اثرات خوبش رو داریم. این برنامه جدید برنامه‌ای هست که ماه گذشته توی سایت فلای‌لیدی اجرا شد و با برنامه قبلی متفاوته، برای همین شاید توی خونه‌های خلوت ما هم باز بتونه بشقاب پرنده پیدا کنه :) قوانین برنامه رو امشب می‌گذارم و از فردا انشالله شروع می‌کنیم.

آماده….حرکت!

بیشتر

راهنمای مدیریت خانه هیثر، قسمت آخر

یک ماه گذشت واقعا؟ من رو شطرنجی کنید و بی حرف اضافه بریم سراغ ادامه راهنمای مدیریت خانه هیثر! برای حبران تاخیر تا ته تهش نوشتم، خودتون قسمت قسمت بخونیدش :))


قسمت سوم: نظافت

در این قسمت من مقالات مفید در مورد تمیز کردن خانه، و دستور پاک کننده‌های خانگی را وارد می‌کنم. همینطور لیست ریز به ریز مراحل تمیز کردن خانه را برای هر یک از نواحی خانه در این بخش نگه می‌دارم.  من خانه را به شش قسمت تقسیم کرده ام (عارفه: دنبال کنندگان تمرینات فلای لیدی می‌دونند اونجا پنج ناحیه داریم). لیست من از گاراژ (درب پشتی) و آشپزخانه که محل ورود خودمان به خانه هم هست شروع می‌شود.

۱-ورودی گاراژ و آشپزخانه

۲- اتاق نشیمن و ورودی اصلی

۳-اتاق‌های بچه‌ها و دستشویی حمام راهرو

۴-اتاق خواب اصلی و دستشویی حمام آن

۵-زیرزمین

۶-گاراژ

بعد از تقسیم بندی، برای هر منظقه یک لیست دقیق که تمامی امور لازم برای تمیز کردن آن ناحیه، مثل خانه تکانی را دربر دارد تهیه کردم.

قسمت چهارم: تغذیه

این قسمت جای دستور غذاها و همینطور برنامه غذایی است.  من در این بخش موارد زیر را نگه می‌دارم:

-منوی ماهانه: این لیست شامل سی وعده غذایی کامل است که محبوب همه اعضای خانواده هستند. وقتی مواد خاصی دم دست ندارم که بخواهم استفاده کنم و غذایی مد نظرم نیست، به آن نگاه می‌کنم و انتخاب می‌کنم. هربار از این منو چیزی بپزم کنار آن تاریخ می‌زنم تا از تکراری شدن وعده‌ها جلوگیری کنم.

-برنامه غذایی کم هزینه وزارت کشاورزی آمریکا (USDA Thrifty Food Plan)

-یک کپی از نسخه جدید هرم غذایی

-یک نسخه از اندازه متناسب وعده غذایی برای هر گروه سنی

-مقالات مفید در زمینه آشپزی و تغذیه

من یک برنامه غذایی منظم ندارم چون بیشتر بر اساس موادی که دارم و می‌خواهم استفاده کنم برای منو تصمیم می‌گیرم.

قسمت پنجم: امور مالی

در مسیر هفت ساله مان به سمت رهایی از قرض و وام، هر شش ماه یک وضعیت مالی تهیه می‌کردیم تا میزان بدهی و همینطور ارزش خالص دارایی‌مان را محاسبه کنیم. این وضعیت مالی را در این قسمت نگه می‌دارم. مشاهده کاهش قرض‌ها و افزایش ارزش دارایی لذت بخش است!

علاوه بر این، در این بخش موارد زیر را نگه می‌دارم.

-بودجه ماهیانه

-یک تقویم شامل تاریخ همه قرض‌ها

-مقالات مفید در زمینه مدیریت مالی

من برنامه  رهایی از قرض را هم در این قسمت نگه می‌دارم. این برنامه یک لیست بزرگ از همه بدهی‌هایی بود که داشتیم، به ترتیب میزان سود. برای پرداخت آن همه بدهی، ما خیلی چیزها را فروختیم. با هم برای اینکه چه چیزی را در چه زمانی بفروشیم تصمیم گرفتیم و بعد از هر فروش، بدهی با بیشترین سود را بازپرداخت کردیم. پرداخت کل آنها هفت سال طول کشید ولی ارزشش را داشت. اینکه با هم برای یک هدف تصمیم گرفتیم و موفق شدیم، به من روحیه می‌دهد.

قسمت ششم: فرزندان

برای من این بخش سه قسمت دارد (موقع نوشتن این پست هنوز پسرشون وجود نداشته!). برای شما بستگی به تعداد فرزندان خانواده دارد!

-تربیت فرزندان

من در این بخش مقالاتی در زمینه تربیت فرزندان، کمک‌های اولیه، آموزش مدیریت مالی به کودکان، بازی‌ها و کار‌های دستی و …نگه‌داری می‌کنم.

-قسمت بی (فرزند اول)

-قسمت کیک (دختر دوم)

در این دو قسمت، اطلاعات و مدارک مربوط به هر فرزند را نگه داری می‌کنم، مانند سوابق واکسیناسیون، کپی مدارک تولد و سایر مدارک مهم، نمودار‌های رشد و اطلاعات پزشکی. من اولین نسخه این زونکن مدیریت خانه را اندکی بعد از تولد بی درست کردم. زمانی که هر بار تب می‌کرد باید کل خانه و کشو‌ها را به هم می‌ریختم تا اطلاعات مربوط به دوز درست استامینوفن را برایش پیدا کنم و از این موضوع کلافه شده بودم.

قسمت هفتم: مدرسه و فعالیت های جانبی

در این قسمت اطلاعات مربوط به مدرسه بچه‌ها را نگه می‌دارم. مثلا:

-برنامه مدرسه، شامل ساعت کلاس‌ها و ناهار و تعطیلی و فوق برنامه‌ها

-اطلاعات مربوط به جلسات اولیا و برنامه‌های خیریه و … در مدرسه

-خبرنامه‌های ارسالی مدرسه

-کاغذ‌های فارغ التحصیلی بی از مهد

 

من در زونکن ده سانتی! خودم قسمت‌های دیگری هم در مورد باغبانی، سلامت و بهداشت دارم ولی فکر می‌کنم این هفت قسمت عمومیت بیشتری برای همه دارد و احتمالا به خصوص برای مادران فرزندان خردسال قابل استفاده است. مهم این است که راهنمای مدیریت خانه شما، باید بازتابی از شما و روش‌های شما باشد، پس بهتر است آن را با سبک زندگی خودتان اصلاح و به روز کنید! امیدوارم از تهیه کردنش لذت ببرید.

 

 

بیشتر

داخل راهنمای هیثر

خوب بیایید با هم ببینیم داخل راهنمای هیثر چی پیدا میشه…روزها مثل برق و باد می‌گذرند! باورم نمیشه دو هفته گذشته و هنوز این پست رو ننوشتم…از همه تون که صبوری می‌کنید ممنونم.

قسمت اول: دعا و مطالعه انجیل

هیثر مسیحی و خیلی مذهبیه. اما فکر می‌کنم برای هر کسی با توجه به مذهب /عقایدش داشتن یک بخش معنویت اول دفتر راهنما خیلی الهام‌بخش و آرامش دهنده است. کار جالب دیگه‌ای هم که کرده اینه که صفحه اول هر کدوم از قسمت ها رو با یک جمله مرتبط از انجیل و یک عکس مرتبط تزیین کرده. برای هیثر این بخش اول قرار گرفته چون دوست داره خدا توی زندگی‌اش اولویت اول باشه.

توی این قسمت یک برنامه ۳۶۵ روزه خوندن انجیل پرینت کرده و هر روز با خوندن اون قسمت، جلوش تیک می‌زنه. بعد یک قسمت دعاها گذاشته، که توش خواسته هاش از خدا رو لیست می‌کنه و به هرکدوم که رسید، باز علامت می‌زنه.  این طوری یادش نمی‌ره که داشته‌های امروز، خواسته‌های دیروزش بودند 😉 یک لیست از نام‌ها و صفات خدا هم بعدش توی زونکن گذاشته که فکر کردن بهشون بهش آرامش میده و در نهایت آیات و جملات الهام بخشی که بهش انرژی مثبت میده رو هم در همین قسمت توی زونکن می‌گذاره.

قسمت دوم: برنامه کار

قسمت دوم علاوه بر عکس و آیه‌ای از انجیل، این جمله قشنگ رو روی خودش داره: با نشستن و تصور کردن، نمی‌تونید هیچ زمینی رو شخم بزنید.

جقدر از وقت ما به رویاپردازی می‌گذره و چقدرش به عمل کردن؟ به نوشته هیثر تهیه کردن این قسمت زونکن از همه بخش‌ها سختتره چون به برنامه‌ریزی و تفکر زیادی نیاز داره.

اولین بخش این قسمت، فهرست کارهای روزانه است که برای هیثر این لیستشونه:

-یخ زدایی غذا برای شام

-مرتب کردن

-تخلیه ماشین ظرفشویی و گذاشتن ظرفهای کثیف

-مرتب کردن دور و بر خونه

-تمیز کردن سینک، کابینتها و گاز

-بررسی و بازیافت نامه‌ها

-آب و غدای پامپکین (گربه شون)

-جاروی کف آشپزخونه

-یک دور ماشین لباسشویی (شست و شو، خشک کردن، تا زدن و جا دادن)

-دستمال کشیدن سینک و سطوح دستشویی حمام

-پر کردن مخزن آب یخچال

-بیرون گذاشتن زباله

 

بخش دوم برنامه روزهای هفته هیثر هست، که توش به هر روز هفته کاری رو اختصاص داده. مثلا خرید یا سایر کارهایی که هفته‌ای یک بار براشون کافیه رو در روزهای مختلف توزیع کرده و به صورت یک جدول توی زونکن گذاشته.

لیست کارهای هفتگی، ماهانه، سه ماهه، شش ماهه و سالانه‌ای که باید انجام بده..کارهایی از قبیل پرداخت قبوض یا چک‌اپهای پزشکی یا سرویس وسایل و خونه و غیره رو بر حسب دوره زمانی‌ای که لازمه باید لیست کرد و اینجا گذاشت.

بخش سوم: نظافت

توی پست بعدی که امیدوارم خیلی دیر نشه در مورد این بخش خواهم نوشت :)

در مورد بخش یک و دو، نظر شما چیه؟ توی زونکن شما چه چیز دیگه‌ای خواهد بود یا توی این قسمتها چی خواهید نوشت؟

بیشتر

در باب اهمیت نوشتن

جلد راهنماچقدر توی زندگی به ثبت و نوشتن، حالا نوشتن هرچیزی، اهمیت می‌دید و بهش وقت می‌گذارید؟

یکی از تفاوت‌هایی که بین ایران و انگلیس (و کلا غرب) توجه من رو به خودش جلب کرده این تفاوت در نگاه به ثبت کردن و نوشتن هست. از حدود عهد دقیانوس به این طرف توی انگلیس نوشته از وقایع و عقد و ازدواجها و فوتها و … وجود داره و توی ایران احتمالا مال صد سال پیشش هم به سختی پیدا میشه! البته این مثاله الان به ثبت اینجور وقایع کاری ندارم.

توی زندگی شخصی چقدر وقایع رو می‌نویسید؟ از برنامه‌های تکراری روزمره تا اتفاقات هیجان انگیز و تکرار نشدنی زندگی شما. چند تاش به صورت نوشته حالا چه الکترونیکی چه کاغذی ثبت شده؟ اگر مثل من از اونهایی هستید که ننوشتند، چقدر از خاطرات یا تجربه های پنج سال یا ده سال پیش یادتون مونده؟

یکی از چیزهایی که توی وبلاگ محبوبم (اینجا) خیلی دوست دارم همین ثبت همیشگی و منظم اتفاقات زندگی و از اون جالب‌تر نحوه مدیریت زندگی‌اش هست.

اینجا در مورد یک زونکن مدیریت خونه که برای خودش تهیه کرده توضیح داده که خیلی دوست دارم برای خودم تهیه اش کنم. اسمش رو گذاشته «راهنمای مدیریت منزل» . محتویاتش طوریه که به فرض یک سفر انشالله خیلی خوب غیرمنتظره برای ایشون پیش بیاد، هر کدوم از اعضای خونه می‌تونند با خوندنش وضع خونه رو تا برگشت مامان مدیریت کنند. خوشتون اومد؟

تو خوانندگان وبلاگ که هیچ، توی ایران هم فکر نمی‌کنم کسی برای خودش راهنمای مدیریت خونه تهیه کرده باشه :)) اما اگر کسی هست زود دستتون رو بالا کنید تا از تجربه تون استفاده کنیم!

موافقید شروع کنیم با هم کم کم اول ببینیم دوست من هیثر توی راهنماش چی داره و بعد ما هم برای خودمون درست کنیم؟

بیشتر

سبک زندگی مینی‌مال، رادیکال نیست

امروز هم یک مطلب جدید داریم با ترجمه یکی از همراهان خوب وبلاگ، آقای مهدی تروهید نویسنده وبلاگ فروردین. اصل مطلب نوشته جاشوا فیدز ملبورن هست از وبلاگ مینی‌مالیست‌ها، با عنوان «سبک زندگی مینیمال، رادیکال نیست» :


 

هر وقت کسانی مرا می‌بینند و حس می‌کنند که مجبورند با من درباره‌ی مینیمالیزم حرف بزنند، گمان می‌کنند که سبک زندگی‌ام افراطی است. چیزی شبیه این می‌گویند که «هیچ وقت نمی‌توانم یک مینی‌مالیست باشم».
حقیقت این است که سبک زندگی‌ام افراطی نیست و من هم افراطی نیستم. اگر امروز مرا ببینید و درباره‌ی مینیمالیزم با هم حرفی نزده باشیم (که احتمالا همین‌طور هم هست)، گمان نخواهید کرد که سبک زندگی‌ام با شما فرق چندانی می‌کند.
من وسایل‌ام را نمی‌شمارم اما صدها وسیله دارم؛ حتا پس از این که از دست ۹۰% از چیزهایم خلاص شده‌ام. گلدان و ماهی‌تابه و لوازم آشپزخانه دارم. تخت‌خوابی بزرگتر از معمول دارم. گوشی هوشمند دارم. میز دارم. گیتار دارم. لوازم خانه دارم. قفسه‌ای پر از کتاب دارم. کمد و ماشین‌لباس‌شویی و ماشین خشک‌کن دارم. لباس‌های زیادی دارم.
اما سه شرط کلیدی وجود دارد:
۱- چیز اضافی‌ای ندارم
چیزهایی دارم که همیشه از آن‌ها استفاده می‌کنم. چیزهایی که در زندگی‌ام ارزش دارند. اما لوازم اضافی ندارم. وسایلی برای روز مبادا ندارم. اگر بخواهم تغییری در سبک زندگی‌ام بدهم، تعریف‌ام از «اضافی» هم تغییر خواهد کرد. مثلا اگر بخواهم – مانند دوستم کالین – نویسنده‌ای همیشه-در-سفر باشم آن‌وقت باید دارایی‌هایم را به شدت کم کنم. در این نقطه از زندگی‌ام از جایی که هستم راضی هستم و دوست ندارم که همیشه سفر کنم. اگر این شرایط تغییر کند، من هم تغییر خواهم کرد.

۲- همیشه درباره‌ی دارایی‌هایم می‌پرسم.
آیا به این چیز نیاز دارم؟ آخرین باری که از آن استفاده کردم کی بود؟ اگر از شرش خلاص شوم چه می‌شود؟ کسی هست که بیشتر از من بتواند از آن استفاده کند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که همیشه از خودم می‌پرسم. چون دائم درباره‌ی وسایلم می‌پرسم. دائما در حال کنار گذاشتن وسایلم هستم؛ که حس خوبی هم دارد. این بازی پایانی ندارد و هیچ‌وقت به آن نقطه نمی‌رسم.

۳- به وسایلم معنی نمی‌دهم و بدون دلیل آن‌ها را مهم نمی‌کنم
مهمترین نکته‌ای که فهمیده‌ام این است که وسایلم می‌توانند با چیزهای دیگری جایگزین شوند. کسی از من پرسید که اگر آپارتمان‌ام اتش گرفت چه چیزی را باید بردارم؟ و من جواب دادم : «هیچ چیز!». هر چه که دارم می‌تواند جایگزین شود.
مینی‌مالیزم یک سبک زندگی ِافراطی و رادیکال نیست. مینی‌مالیزم ابزاری بود تا از شر وسایل غیر ضروری‌ام راحت شوم و زندگی بامعناتری داشته باشم؛ زندگی‌ای که پر از شادی، آزادی و آگاهی ِهوشیارانه باشد. اضافات زندگی را دور کرده‌ام و می‌توانم روی بخش‌های مهم زندگی‌ام تمرکز کنم؛ سلامتی، روابط، احساسات، رشد و همکاری و مشارکت با دیگران. برای همین است که زندگی‌ام بامعناست.
شما چه‌طور؟ برای این‌که بتوانید روی جنبه‌های مهم زندگی‌تان تمرکز کنید، از چه چیزهایی می‌توانید دوری کنید؟


 

نظر شما چیه؟ مینیمالیسم یک سبک زندگی افراطیه یا عادی؟

بیشتر

یک چالش جدید برای مینیمالیستهای جاه طلب : پروژه ۳۳۳

project 333مگه میشه هم مینیمالیست بود و هم جاه طلب؟ بله..جاه طلبی در هرچه بیشتر مینیمال بودن!

یکی از همراهان خوب وبلاگ، سمیه عزیز یک توضیح کامل در مورد پروژه ۳۳۳ رو از این منبع برامون ترجمه کردند. اگر به دنبال یک چالش و هیجان جدید در مسیر مینیمالیسم هستید پیشنهاد خوبیه. توضیح بیشتر رو به قلم سمیه جان بخونید.


پروژه ۳۳۳ یک پروژه چالش برانگیز مد و پوشش برای افرادی است که میخواهند وارد فاز دوم زندگی مینیمالیستی شوند. در این پروژه شرکت کنندگان خودرا مکلف میکنند که در طی سه ماه تنها سی وسه تکه لباس برتن کنند و بیش از این تعداد را از زندگی خود خارج کنند. هدف این پروژه این است که به طور عملی به افراد بیاموزد ارزش انسانها به تعداد لباسهایی که درتملک خود دارند، نیست و انسان با معیارهای اخلاقی ارزش گزاری میشود نه ظواهر. به قول شاعر “نه همین لباس زیباست نشان آدمیت”.
همچنین این پروژه به افرادی که به خرید لباس، کیف ، کفش و اکسسوری معتاد شده اند کمک میکند کم کم این اشتیاق بیش از حد خود به خرید را کنترل کنند و با برنامه ریزی برای پوشش سه ماهه آینده شان، استرس های ناشی از پرسش همیشگی ” حالا چی بپوشم؟” را کاهش دهد. ۳۳۳ به افراد میاموزد پول، زمان وتوان ذهنی خودرا برای فعالیتهایی مهمتر از خریدن و پوشیدن خرج کنند،از مصرف گرایی بپرهیزند،کیفیت را جایگزین کمیت کنند و خلاقیت خود را در زمینه مد و فشن بکار گیرند.
این پروژه تاکنون توسط بیش از دو میلیون نفردرسرتاسر جهان اجرا شده است و نتایج مثبتی را برای شرکت کنندگان به همراه داشته است. برای استفاده از نتایج و تجربیات ایشان در اینترنت جستجو کنید.
قوانین پروژه:
• طول دوره سه ماهه است.
• هیچ محدودیت سنی و جنسیتی در این پروژه وجود ندارد و قوانین برای زنان و مردان یکسان است.
• سی و سه تکه لباس شامل لباس،اکسسوری، لباس رو(کت یا بارانی)، کیف ،کفش و کمربند است
• مواردی که شامل سی و سه تکه نمیشوند: جواهرات ثابت مثل گوشواره وگردنبند وحلقه ازدواج، ساعت مچی، ،لباس زیر، لباس خواب و لباس کار
• اگر در محیطی کار میکنید که لباس کار خاص و مشخصی ندارید، هر چه بپوشید باید جزئی از ۳۳ باشد
• درانتخاب لباس، فصل ، آب و هوا و هنجارهای جامعه را درنظر بگیرید.
• پس از جمع کردن سی وسه لباس مورد نظر خود، بقیه لباسهایتان را در چمدان جمع کنید و از جلو چشم دور کنید.
• درصورتیکه در این سه ماه لباسی برایتان تنگ ، گشاد یا مفقود شد، خراب یا غیرقابل استفاده گردید،می توانید انرا دور انداخته و تکه ای دیگر از چمدانتان انتخاب کرده وجایگزین آن کنید. بهر حال جمع قطعات باید همیشه سی و سه باشد.
• در این دوره سه ماهه شما مکلف هستید لباسهای تکراری بپوشید تا به بیش از سی و سه تکه لباس نیازمند نشوید.
• دقت کنید که سی و سه تکه انتخابی باید به گونه ای باشند که طی سه ماه تمام فعالیتهای شما اعم از کار، ورزش، مهمانی و گردش را پوشش دهند.همچنین راحتی و اسایش شما را تامین کنند و در شان شما باشد.یادتان باشد قرار نیست خودتان را زجر بدهید یا بصورت نامتناسبی با دمپایی به مهمانی بروید. فقط قرار است پوشش خودرا کنترل کنید و با برنامه ریزی پیش بروید.
• لباس تکراری به معنای عدم رعایت نظافت نیست. همیشه لباس تازه شسته شده بپوشید و از عطر استفاده کنید. به قول مادر بزرگها “یکی برای پوشیدن و یکی برای شستن”.
راهنمای انتخاب لباس:
• ابتدا یک لیست از تمام اقلام لباسهاو کیف و کفش و زیورآلاتی که دارید تهیه کنید. سپس آنها را با هم ست کنید و دوتا سه ترکیب لباس آماده کنید و کنار هم بچینید.
• درایران نحوه پوشش بانوان در خارج از منزل شامل یک مانتو، یک شال، یک شلوار، یک کیف و یک کفش میباشد. یک بلوز و شلوار هم برای داخل خانه لازم است. با این حساب در هرروز به حداکثرهفت تکه لباس نیاز است .در زمستان شال گردن و کلاه و بارانی هم اضافه میشود یعنی در هر روز به بیش از ۱۰ تکه لباس نیازمندنیستید. برای دو مجموعه،حداکثر به بیست لباس نیاز دارید. حالا این بیست تکه لباس را چند روز در میان عوض و بدل هم بپوشید.
• هیچ انسانی نمی تواند همزمان دو مجموعه لباس بپوشد. پس حتی یک دست لباس اصلی و یک دست لباس کمکی برایتان کافی است. با این حال تنوع را فراموش نکنید تا در این مسیردچار بی حوصلگی و افسردگی و سستی اراده نشوید.
• اگرمیدانید در این سه ماه به مهمانی خواهید رفت یک لباس مناسب مجالس در مجموعه منتخبتان باشد. اگر اهل گردش هستید، کلاه افتابگیر و لباس ضد آب و کفش پیاده روی را فراموش نکنید.اگر ورزشکار هستید، یک ست لباس ورزشی در کلکسیونتان بگذارید.
• لباسهای بالاتنه توجه بیشتری راجلب میکنند پس به انها تنوع دهید و از تعداد شلوارها (دامن ها) بکاهید.
• رنگهایی را انتخاب کنید که به همه چیز می آیند.
• با بکارگیری خلاقیت خود میتوانید از چهارمانتو ،چهار شال ، دو شلواروسه کفش،دهها ترکیب متنوع و غیر تکراری ایجادکنید که به زیباترین وجه سه ماه شما را بپوشانند.
• اگر مانتوهای همرنگ دارید، فقط یکی را انتخاب کنید و بقیه را کنار بگذارید.بدین ترتیب با انتخاب رنگهای متفاوت میتوانید تنوع بیشتری ایجاد کنید.
• با جستجو در اینترنت از ایده های دیگران در انتخاب سی و سه لباس ضروری استفاده ببرید.
درپایان پروژه شرکت کنندگان :
• به تعداد زیاد لباسهای غیر ضروری خود پی میبرند و میتوانند آنها دور بریزند یا به دیگران ببخشند.
• تعریف جدیدی از مد و فشن برای خود ارائه میدهند و خلاقیت های خودرابروز میدهند.
• به اهمیت کیفیت لباس پی میبرند و دیگر برای لباسهای ارزان قیمت بی کیفیتی که از عهده پروژه بر نیامده اند و طی این سه ماه از رنگ و شکل افتاده اند، هزینه نخواهند کرد. به قول قدما: “هر ارزانی بی علت نیست و هرگرانی بی حکمت”
• فضای خالی بیشتری در گنجه لباس و در ذهن خود ایجاد میکنند که با اقلام و افکار ارزشمندترجایگزین شود.
• شجاعت و جسارت تغییر را در خود تقویت میکنند و دیگر عادات مضر خودرا نیز با تصمیم قاطع و برنامه ریزی ترک میکنند.
• با اعتماد به نفسی که دیگر وابسته به لباس و ظاهر نیست به سمت آینده به پیش میروند و سبکبار زندگی میکنند.
• چون همیشه میدانند در سه ماه آینده چه می خواهند بپوشند، مضطرب نیستند.

بیشتر

مینیمال به سوی عید

سفره هفت سین

موقع کریسمس یه مقاله خیلی جالب دیدم که نشون میداد هم استرس افراد و هم درگیری‌های خانوادگی توی این دوران خیلی زیاد میشه. دلیلش هم خوب معلومه، آدم‌ها بیشتر کنار هم هستند و این مسائل بیشتر پیش میاد.

عید برای ما مینیمالها که قرار نیست این طور باشه نه؟ من سه تا پیشنهاد ساده در زمینه مینیمالیسم دارم که عید رو برامون لذت بخش‌تر کنه!

۱-به قیمتها و عدد و رقم فکر نکنید. به جز حساب بانکی خود اون فرد، به بقیه ربطی نداره و مهم نیست کی هزینه بیشتری کرده یا عیدی بیشتری داده یا وسیله و لباس گرونتری خریده..مگه نه؟

۲-به اشیا و وسایل فکر نکنید. عید و دید و بازدیدهاش برای دیدن انسانهایی هستند که دوستشون داریم و عمرمون داره با هم سپری میشه. مبل حدید، خونه حدید، لوستر جدید یا پرده کهنه و فرش کهنه و سرویس غذاخوری کهنه تاثیری در این موضوع ندارند. البته گفتن مبارک باشه  خیلی هم خوبه ولی بیشتر از این جا در ذهنتون صرف این چیزها نکنید.

۳-در هر امری زیاده روی و اضافه کاری بده، چه در مورد وسایل و اشیا که اینجا زیاد در موردش حرف می‌زنیم چه در مورد روابط اجتماعی. اگر از دیدن افرادی لذت نمی‌برید با توجه به شرایط یا از اون دیدار صرف نظر کنید یا زمانش رو محدود کنید.

شما به این لیست چه پیشنهادی می‌تونید اضافه کنید؟

در سایت گیس گلابتون هم می‌تونید در زمینه چطوری روبرو شدن با استرس‌های عید مطالب مفیدی بخونید!

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت آخر

خوب برای قبل از عید فقط همین مطلب رو لازم داریم تا بتونیم یک خونه کاملا عاری از وسایل اضافی و مرتب با روش کانماری داشته باشیم. تا الان چند نفر دسته لباس‌ها، کتاب‌ها و مدارک رو مرتب کردند؟

توی این نوشته لیست لوازم متفرقه رو که چهارمین دسته از دسته های اصلی ماری کاندو هست براتون تهیه کردم. با داشتن این فهرست فقط کافیه که یکی یکی این دسته ها رو مطابق شش اصل روش کان ماری که در پست قبل نوشتم مرتب کنید! به همین سادگی :)

 


وقتی از لوازم متفرقه صحبت می‌کنیم تصور کردنش کمی سخته. یعنی چی ها رو باید جمع کنیم؟ ماری کاندو به کمکمون اومده و زیردسته‌های این قسمت رو مشخص کرده. می‌تونید هر بار سراغ یکی از این دسته‌ها برید یا در یک نوبت چندتاشون رو با هم مرتب کنید:

  • سی دی، دی وی دی و فلش ها
  • لوازم التحریر
  • لوازم برقی
  • لوازم آرایشی و مراقبت پوستی
  • شمع، روغنها، اسانس ها، عود و سایر لوازم آرامش بخش
  • داروها
  • اوراق و کارتهای ارزشمند (کارت هدیه، کارتهای بانکی و اعتباری زاپاس، کوپن تخفیف): در این دسته به جای برق شادی، به تاریخ انقضا نگاه کنید!
  • لوازم خیاطی
  • ابزارآلات (علاوه بر پیچ گوشتی و آچار، میخ‌ها و پیچ و مهره ها را هم بررسی کنید و اضافی ها را نگه ندارید.)
  • لوازم هنری/کارهای دستی: ممکن است اهل خطاطی باشید یا موسیقی، یا هر فعالیت دیگری برای اوقات فراغت. این وسایل را با هم نگه داری کنید.
  • کلکسیون: اگر هرچیزی را جمع آوری و نگه داری می کنید، یک روز کامل به تمیز کردن و چیدمان زیبای آن اختصاص بدهید.
  • چیزهای روز مبادا: خیلی چیزها ممکن است در این دسته داشته باشید. از قطعه های ناقصی که بقیه اش گم شده تا دکمه هایی که لباسش را دیگر ندارید و موبایلهای قدیمی. احتمالا بیشتر این دسته را رد خواهید کرد. اگر چیزی را نگه داشتید کنار دسته ای که بیشترین مشابهت را با آن دارد قرار بدهید.
  • ملافه‌ها و لوازم خواب
  • حوله‌ها
  • اسباب بازی‌ها و عروسک‌ها
  • لوازم تفریح (زیرانداز، توپ و راکت بدمینتون، لوازم ماهیگیری و هرچیزی از این دست): این دسته را در پاکتهای زیبا نگه داری کنید نه کیسه های پلاستیکی که شکل زباله به آنها می‌دهد.
  • لوازم مناسبتی: وسایل هفت سین، تزیینات ویژه مناسبت‌های مختلف و چیزهایی از این دست که در یک زمان خاص کاربرد دارند. فقط آنهایی را که واقعا در نوبت بعد استفاده خواهید کرد نگه دارید.
  • لوازم کمکهای اولیه و کیف زلزله: این مرتب کردن اساسی فرصت خوبی است تا چک کنید که وسایل لازم برای زمان اضطرار را آماده و دم دست دارید. دقت کنید که چیزی تاریخ گذشته نباشد و همه چیز کار کند.
  • لوازم بارانی: به خصوص چتر و سپس سایر چیزهایی که در این دسته دارید. دقت کنید که چترهایی که دارید سالم باشند و باز و بسته بشوند. برای هر عضو خانواده یک چتر کافی است.
  • خرت و پرتهای آشپزخانه: آشپزخانه‌ای که دوست دارید در آن آشپزی کنید را تصور کنید. معمولا تصویر این آشپزخانه جایی است با سطوح خالی، و به نحوی که همه چیز به راحتی در دسترس باشد. اما اگر مجبورید از راحتی دسترسی بگذارید و کابینتها را فشرده‌تر بچینید. هیچ چیزی به اندازه سطوح خالی که راحت قابل تمیز شدن باشند در نظم آشپزخانه موثر نیست. نکته مهم: هرگز فریب نخورید و از آشپزخانه برای مرتب کردن شروع نکنید. آشپرحانه گزینه مناسبی برای شروع نیست. برای راحتی بیشتر می‌توانید لوازم آشپزخانه را به سه دسته تقسیم کنید: لوازم صرف و خوردن غذا، لوازم تهیه کردن غذا و آشپزی، مواد غذایی.
  • مواد و لوازم تمیزکاری! فراموش نکنید تمیزی خانه شما وابسته به داشتن انواع و مدلهای بیشتری از شوینده‌ها نیست.
  • لوازم لباسشویی
  • خرت و پرتهای حمام/دستشویی

لیست درازی به نظر میاد ولی اگر شروع کنید می‌بینید خیلی از دسته‌هاش زمان زیادی نمی‌بره. برای دسته‌هایی که به نظرم خیلی واضح نبود یک توضیح خلاصه نوشتم. اگر جایی‌اش به نظرتون توضیح بیشتری لازم داره برام بنویسید!

 

بیشتر

شش اصل مرتب کردن به روش کانماری (KonMari method)

خوب من داشتم کم کم نگران می شدم که اگر بخوام همه کتاب جادوی مرتب کردن رو هرچند خلاصه، اینجا بگذارم به عید نمی رسیم. خوشبختانه خود ماری دست به کار شده بود و یک ماه پیش کتاب جدیدی رو عرضه کرد به نام: برق شادی (Spark Joy) .این کتاب جدید بر مبنای همون متود کانماری هست ولی مصور و  خیلی جالبتر! بهترین قسمتش اینه که یک قسمت خیلی خلاصه ابتدای کتاب داره که روشش رو در شش اصل توضیح داده و می تونیم ازش استفاده کنیم و همین الان شروع کنیم. این شما و این هم شش اصل روش کانماری.


۱-قول بدید که تا تهش برید. مرتب کردن به نظر آسون نمیاد. روش کانماری وقت و انرژی لازم داره. ولی اگر دارید این مطلب رو می خونید معلومه که بهش علاقه دارید. به خودتون ایمان داشته باشید و اطمینان بدید که از پسش برمیایید. وقتی آماده و مصمم بودید، فقط کافیه که با روش درست مرتب کنید.

۲-زندگی ایده آل خودتون رو تصور کنید. ببینید دوست دارید توی چه خونه ای زندگی کنید و به چه سبک زندگی ای علاقه مندید. اگر اهل نقاشی هستید یک تصویر ازش بکشید. اگر با نوشتن میونه خوبی دارید برای خودتون توی یکی دو برگ توصیفش کنید. می تونید از عکسهای مجلات یا تصاویر انلاین استفاده کنید. وقتی یک تصور از شرایط ایده ال داشته باشید تصمیم گرفتن وقت مرتب کردن براتون خیلی راحتتر میشه.

۳-اول دور ریختن را تمام کنید. یکی از نشانه های افرادی که همیشه مرتب می کنند و هیچوقت به نتیجه نمی رسند این است که فقط سعی می کنند برای هر چیزی جایی پیدا کنند بدون اینکه چیزی را دور بریزند. با این روش ظاهر خانه مرتب می شود ولی پشت درها پر از چیزهای اضافی است که غیر ممکن است برای مدت طولانی مرتب و منظم بمانند!  تا وقتی فقط چیزهایی که دوست دارید نگه دارید را جدا نکرده اید، به این که هرچیزی را کجا بگذارم فکر نکنید. این فکر حواس شما را پرت می کند و استرس اضافی هم به شما وارد می کند. صبر کنید تا فقط چیزهای ماندنی را جدا کنید، بعد به جایشان فکر کنید. فقط در این زمان است که واقعا می دانید به چقدر جا و برای چه وسایلی نیاز دارید.

۴-بر اساس دسته مرتب کنید، نه اتاق. (در این مورد توی قسمتهای قبلی مفصل نوشتم). تصمیم به مرتب کردن یک اتاق یا یک کمد یه اشتباه بزرگ است. به جای آن تصمیم بگیرید که کل لباس ها، کل کتابها یا کل لوازم متعلق به یک دسته خاص را هرجای خانه که باشند، مرتب کنید. به این ترتیب هم واقعا می بینید که چقدر وسیله دارید هم دوباره کاری نخواهید کرد.

۵-به ترتیب درست مرتب کنید. (این حانم ماری کاندو خیلی روی روشش حساسه ها..مبادا بهش دست بزنید :)) ). این ضروری است که به ترتیب درست مرتب کنید. ترتیب درست این است: لباسها، کتابها، اسناد و مدارک، دسته های متفرقه، یادگاری ها. تا حالا شده وسط مرتب کردن چشمتان به عکسهای قدیمی بیفتد و دیگر زمان را فراموش کنید و ساعتها صرف تماشای آنها کنید؟ این یکی از دلایلی است که باید ترتیب دسته ها را رعایت کنیم. این ترتیب به تدریج توانایی شما را شکل می دهد و شما را برای دسته های سختتر آماده می کند. لباسها برای تمرین بهترین گزینه هستند، در حالی که مرتب کردن یادگاری ها نیاز به توانایی خیلی بیشتری دارد. وقتی نوبت یک دسته است، هرچه در آن دسته دارید از همه خانه در یک محل جمع کنید، همه همه! و بعد به دنبال برق شادی باشید (اصل بعد).

۶- به دنبال برق شادی باشید. آیا چیزی که دارید به آن نگاه می کنید برق شادی را در وجودتان بر می انگیزد؟ فقط رساناهای برق را نگه دارید 😉

به دنبال یک جرقه احساس خوب باشید و اگر چیزی این جرقه را ایجاد نمی کند، آن را کنار بگذارید. این جرقه ، برق یا رسانایی شادی! عاملی است که باید بر اساس آن هرچه که می ماند را جدا کنید و بقیه را کنار بگذارید. به این که چه چیزی را دور بریزم فکر نکنید. به دنبال آن چه باشید که شما را شاد می کند و آنها را نگه دارید. برای گرفتن این تصمیم، مهم است که آن شی را در دو دست بگیرید و به آن نگاه کنید، انگار دارید با آن صحبت می کنید. حالا ببینید چه جسی دارید. آیا حس سنگینی دارید یا در بدنتان سبکی و انرژی حس می کنید؟ فقط آنچه بارقه شادی را در شما بر می انگیزد نگه دارید. از هرچیزی که این ویژگی را نداشت تشکر کنید و آن را کنار بگذارید. این قدردانی باعث می شود از این به بعد هم به آنچه که دارید با حس قدردانی بیشتری توجه کنید و از آنها خوب نگهداری کنید.


 

خوب آماده هستید؟ با همین شش اصل میشه یک خونه مرتب داشت که مرتب هم بمونه! البته هنوز مطلب خیلی زیاده و من به گذاشتن خلاصه ها ادامه خواهم داد. اما برای اونهایی که عجله دارند تا عید کار تموم بشه فکر می کنم از همین حالا میشه شروع کرد. توی پست بعد در مورد دسته متفرقه ها بیشتر توضیح میدم. دوست دارم ببینم چند نفر تا اون موقع تونستند دسته لباسها، کتابها و مدارک رو خلوت کنند؟ الان که بیشتر از یک سال از آشنایی ما با مینیمالیسم می گذره می دونم که کار خیلی سختی پیش رو نداریم :) منتظر گزارشهای موفقیت هستم. هم اینجا و هم از طریق عکسهای اینستاگرام!

 

بیشتر