کمتر = بیشتر

 چند ماهه که من یک سبک زندگی جدید رو دارم امتحان می‌کنم: ساده‌زیستی. یعنی زندگی کردن توی یک محیط خلوت، جایی که زیر تلنبار داشته‌ها غرق نشیم.

شاید به نظر خیلی زاهدانه یا عجیب و غریب و دور از دسترس بیاد. شاید فکر کنید من با این خونه بزرگ، این همه لباس، بچه‌ها، فعالیت‌های متفرقه و لوازم مربوط به اون‌ها و چه و چه و چه هرگز نمی‌تونم این روش رو انتخاب کنم. البته این سبک زندگی برای همه مناسب نیست، اما اگر پاسخ شما به سوال‌های ادامه پست مثبته، احتمال زیادی داره که با بعضی تغییرات به سمت ساده‌زیستی، رضایت بیشتری از اوضاع پیدا کنید.

زندگی بدون اون همه خرت و پرت دکوری که مرتب نیاز به گردگیری دارند، بدون اون جعبه‌های پر شده تا حداکثر ظرفیت که گوشه پارکینگ یا انباری به حال خودشون رها شده‌اند، بدون اون همه لباسی که کمد رو طوری پر کرده‌اند که هیچ چیز رو نمی‌شه توش پیدا کرد، خیلی شیرین‌تره.

دلتون می‌خواد یک خونه‌تکونی درست و حسابی بکنید؟

کلی وسیله کهنه،‌اضافی، یا غیر قابل استفاده دارید که منتظر فرصت هستید تا به نحوی ردشون کنید؟

احساس می کنید اگر خونه یا اتاقتون خلوت‌تر باشه خیلی حس بهتری خواهید داشت؟

اگر بله، همراه من باشید تا با هم این مسیر باصفا رو طی کنیم. توی این راه خیلی بهمون خوش می‌گذره!

به وبلاگ من خوش آمدید. امیدوارم الان که من دارم این پست رو می‌گذارم در حال آماده شدن برای یک شب عالی کنار خانواده باشید.

اگر وقت دارید برام بنویسید که اولین چیزی که لازم ندارید و دوست دارید دیگه توی خونه‌تون نباشه چیه!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امیددیدار

ana
یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳ ۲۱:۴۰

salam golam,vay che khoob ke injaro bpeyda kardam,man alan sahlhast ke zendegimo too in mair hedayat mikonam,avalesh kheyli sakht bood va hanooz ham hast,jeloye vasvasehaye khodamo begiram makhsoosan ke man ham Iran nistam va ba haraj haye vasvaseh angiz inja yekam khoddari baram sakhtatr ham bood vali kheyli az sabok baliye khodam va khanevadam khshhalam,kheyli

پاسخ: سلام! خیلی خوبه که خواننده‌ای با این همه سابقه داریم :) من تازه چندماهه شروع کردم. برامون از تجربه‌هات بیشتر بنویس. می‌دونم چی می‌گی در مورد حراج!
آفرین
یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳ ۲۱:۵۵
وقتی اومدم خونه جدید، بوفه ام رو به کسی بخشیدم و به جای بوفه دادم کابینت ساز برام گوشه هال کتابخونه درآورد. دیگه خسته شده بودم از گردگیری ظروف و بوفه بزرگی که وقت و انرژیمو می گرفت.
کاملا موافقم با ایده تون.

پاسخ:
وای آره اون بوفه‌ها که نگو، خدا رو شکر اینجا کمتر مردم اهل بوفه هستند. واقعا حیف وقت و زمان :) باید یک پست اختصاص داد برای روضه خونی در مورد بوفه فقط!
سپیده
دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳ ۱۲:۵۷
بازم سلام
عارفه جون
من خیلی چیز ها دوس دارم که تو خونمون نباشه مخصوصا آشپزخونه مون
ولی خونه خودم که نیست . بخوام بندازمشون دور مامانم دعوا میکنه.به نظرتون باید چیکار کنم؟

پاسخ:
سلام عزیزم، خوش اومدی به وبلاگم. عزیزم انشالله در این مورد می‌نویسم. ولی به طور خلاصه، فرض کن مثل دانشجوها همخونه داری یا توی خوابگاهی. بخش‌های مشترک خونه مال همه است و کار زیادی در موردش نمی‌تونی بکنی. اگه توشون احساس راحتی نمی‌کنی با بقیه مطرح کن ولی در نهایت تصمیم دست تو نیست. روی اتاق خودت تمرکز کن و سعی کن اونجا رو مدلی که دوست داری درست کنی، شاید همین مقدمه‌ای بشه برای اینکه بری خونه مستقل! از تو حرکت، از خدا برکت 😉