مدرسه دخترانهقبل از اینکه بیشتر پیش بریم در کتاب جادوی مرتب کردن، می خوام یک مثال بزنم که اهمیت مرتب کردن به روش کانماری رو برامون بیشتر معلوم کنه.

یک خونه یک خوابه رو تصور کنید که یک زوج عاشق! توش زندگی می کنند. وقتی این زوج کار روزانه شون بیرون از خونه تموم میشه در اولین فرصتی که بتونند خودشون رو می رسونند توی خونه و حسابی توش احساس آرامش می کنند. همه مون می دونیم که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه. نیاز نیست بهشون اصرار کنیم که تو رو خدا از سرکار یا از مغازه یا هرجایی که در طول روز وقتشون گذشته برو خونه تون. همین که اجازه خلاص شدن پیدا کنند مثل فشنگ به سمت خونه حرکت می کنند.

حالا یک کلاس مدرسه از همون سی نفره ها که ما می رفتیم! رو تصور کنید. در مدت کلاس همه سرجاشون نشستند و آروم یا نسبتا آروم! دارند به معلم گوش می کنند. اما همین که زنگ تفریح می خوره همه از سرجاشون می پرند بیرون. یه سری می دوند به سمت حیاط. یه سری میرن روی میز و صندلی ها، یه عده شروع می کنند به زدن و رقصیدن…خیلی سخته تا زور بالای سرشون نباشه سرجاشون بنشینند. اون حالت نظم و ترتیب سر کلاس یک وضعیت ناپایدار و موقت بیشتر نیست.

با روش کانماری قراره چیدمان وسایل و جاشون طوری باشه که توش احساس اون خونه اولی رو داشته باشند نه اون کلاس شلوغ مدرسه. اگر هرچی مرتب می  کنید فرداش پخش و پلاست معلومه یک ناظم بداخلاق هستید! توی کتاب می بینیم ماری کاندو از آرایه تشخیص/جانبخشی استفاده می کنه. سعی کنید وسایلتون رو آدم حساب کنید! بعد ببینید چرا فکر می کنند سر کلاس هستند و از جاشون فراری اند. براشون یه خونه پر عشق و محبت و صمیمیت درست کنید که خودشون بدوند به سمتش، نه اینکه از دستش در برن :))

حالا کم کم که شروع به انجام روشهای کان ماری بکنیم کار براتون آسونتر میشه.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار