کار داوطلبانه

کار داوطلبانه


همونطور که در پست قبل نوشتم، شب‌های گذشته داشتم به این فکر می‌کردم که کجا مینیمال نباشیم بهتره.
دوستان هم اینجا و هم توی اینستاگرام نظرات جالبی داشتند. چیزی که به ذهن من اومده بود کار داوطلبانه یا کار خیر بود. البته کار خیر از طریق اهدای مالی خوب و ارزشمند هست و جای خودش رو داره و بهتره اونجا هم مینیمال نباشیم، اما موضوع پست من این جور کمک‌ها نیست. کار داوطلبانه است. بر خلاف خیلی از چیز‌های دیگه که به نظر من توش ایران خیلی از غرب بهتره (واقعا!)، در این زمینه متاسفانه خیلی عقب هستیم. اونقدر که ممکنه خیلی‌هامون تا الان این عبارت به گوشمون هم نخورده باشه.
کار داوطلبانه یعنی چی؟ به عبارت ویکی‌پدیا یعنی:
کار داوطلبانه به طور کلی ، از فعالیت های بشر دوستانه ای پنداشته می شود که برای ترویج خوبی یا بهبود کیفیت زندگی انسانی در نظر گرفته شده است. این نوع کار هیچگونه منفعت مالی ندارد و در عوض احساس ارزشمند بودن و احترام را به وجود می آورد.
ما چه کار داوطلبانه‌ای از دستمون برمیاد؟ خیلیییی گزینه وجود داره! می‌دونم خیلی از شما دوستان پیشنهاد‌های خیلی خوبی خواهید داشت و منتظر خوندنشون هستم. این هم چند پیشنهاد که به ذهن من می‌رسه:
کافیه هر از گاهی دو سه ساعت وقت بگذارید و به یک خیریه که می‌شناسید سر بزنید و ببینید چه کمکی لازم دارند. از تلفن جواب دادن تا جابجا کردن وسایل تا کارهای تخصصی، آموزشی، تولیدی و ….که هر کدوم بسته به نوع خیریه و فعالیتش مورد نیاز باشه، ارزشمند‌ترین هدیه‌ای خواهد بود که شما به جامعه و آینده کشورمون اهدا خواهید کرد.
پیدا کردن یک مطلب خوب مرتبط و پیشنهاد دادنش به این وبلاگ برای معرفی به بقیه، یک پیشنهاد دیگه است.
اگر به زمینه خاصی علاقه دارید و دوست دارید عده بیشتری رو باهاش آشنا کنید و فکر می‌کنید دونستنش عده بیشتری رو شاد می‌کنه، در موردش یک وبلاگ شروع کنید و بنویسید. تولید کردن محتوا به زبان فارسی به همه‌مون می‌تونه کلی کمک کنه. بیشتر مطالبی که من اینجا می‌گذارم حاصل زحمت نویسندگانی هست که قبل از من این مطالب رو به زبان انگلیسی تهیه کردند. چرا ما این کار رو نکنیم؟
اگر تهران هستید یا از تهران رد می‌شید سری به بانک سلول‌های بنیادی بیمارستان شریعتی بزنید و یک نمونه بزاق اهدا کنید. نمی‌دونید با همین کار کوچیک چه کمک موثری در بهبود حال بیماران می‌توانید بکنید.
اگر هنر، فن یا دانشی بلد هستید وقت بگذارید و به افراد تحت پوشش خیریه ها آموزش بدید. جمعیت امام‌ علی توی خیلی از شهر‌ها خانه‌های علم داره برای بچه‌ها. ولی بچه و بزرگ و این خیریه و اون خیریه نداره، یاد گرفتن برای همه بهترین هدیه است.
اگر کمی بیشتر انرژی و توان دارید، خودتون یک هسته تشکیل بدید و با افرادی که می‌شناسید و هم‌فکر هستید، یک مشکل/ایراد در جامعه رو که نمی‌پسندید انتخاب کنید و کاری که از دستتون برمیاد رو برای بهبودش شروع کنید.
چند مثال ساده: من از سیاه‌پوشی خانم‌های ایرانی خیلی دلم می‌گیره، تازه از راه دور دارم به اندازه ای که من یک نفری می‌تونم تلاش کنم کشورمون رو رنگی‌رنگی‌تر کنم. می‌دونم شما خواننده‌‌های اینجا که خیلی‌هاتون داخل کشور هستید و خیلی کار‌ها براتون راحتتره می‌تونید خیلی تغییرات مثبت ایجاد کنید: کمک به مهاجرین افغانی که ما خیلی بهشون ظلم کردیم، کمک به آشنا کردن افراد مناسب ازدواج به هم، مثل مهمانی که چند روز پیش برنامه ماه عسل داشت، کمک به آشنایان و اطرافیانی که بچه کوچک دارند و از فامیل دور هستند و یکی دو ساعت نگه داشتن بچه که بتونند نفسی بکشند،  آشپزی کردن برای افراد کهنسال محله که ممکنه همیشه توانش رو نداشته باشند، توی انگلیس من حتی خیریه‌ای رو دیدم که با تماس باهاش می‌اومد برای گرفتن ناخن‌های پا و پدیکور برای افراد مسن که خم شدن و رسیدگی به اون ناحیه براشون سخته. کاری به همین کوچیکی می‌تونه کلی کیفیت زندگی اون فرد رو هم از طریق خود کار هم از طریق ارتباط اجتماعی‌ای که از این طریق شکل می‌گیره بهتر کنه. توی یک خیریه دیگه ما به خونه افراد معلول ذهنی سر می‌زدیم، باهاشون یه چایی می خوردیم و چند تا گلدون بهشون می‌دادیم. هر دو هفته یک بار هم باز بهشون سر می‌زدیم و به گلدون‌ها هم رسیدگی می‌کردیم. هدف فقط این بود که این فرد ایزوله نشه و چند نفر رو ببینه، گلدون‌‌ها هم بهونه بود.
چند نفر می‌شناسید که واقعا برای یک کار در این حد، هیچی وقت نداشته باشند؟ می‌دونم جواب خیلی ها تعداد خیلی کمی خواهد بود. بیشتر ما می‌تونیم این تغییرات کوچک و مثبت رو در زندگی دور و بری‌هامون ایجاد کنیم. چرا دست روی دست بگذاریم و تماشا کنیم؟ دستهامون رو به هم بدیم و شروع کنیم! تازه کلی هم خوش می‌گذره و خودمون از زندگی‌مون لذت بیشتری می‌بریم.
پس نه به مینیمالیسم! اینجا مینیمال نباشید 😉
پیشنهاد شما برای کار داوطلبانه چیه؟
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
 

16 پاسخ
  1. گیس گلابتون
    گیس گلابتون گفته:

    حق باشماست. من در کارگاههای هدف به دوستان می گویم: کار معنوی فقط نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندن نیست و لازمه کاری را برای خلق خدا انجام بدهید. این مطلب برای بسیاری افراد خیلی جدید است.
    در کانادا 98% مردم در گروههای کار داوطلبانه عضو هستند و به این مطلب افتخار می کنند.
    ولی من وقتی اعلام می کنم یک روز برویم طبیعت را تمیز کنیم، واکنش دوستان برایم عجیب است… خیلی عجیب
    متشکرم از نوشته زیبای شما

    پاسخ
    • عارفه
      عارفه گفته:

      چه خوب نوشتید، واقعا ما به این کارهای خیر خیلی نیاز داریم. مثال طبیعت هم خیلی مثال خوبیه. توی اون زمینه خیلی کار میشه کرد.

      پاسخ
    • فاطمه
      فاطمه گفته:

      سلام به گیس گلابتون
      گروه رفتگران طبیعت توی تمام استانها فعاله و تا به امروز خیلی کارهای مفید و ایجاد انگیزه داشتن.پیشنهاد میکنم با گروهشون همراهی کنید ،هر جمعه هم در تهران برنامه دارن.

      پاسخ
  2. نیره
    نیره گفته:

    اون برنامه خیلی جالب بود. من اون خانم رو با واسطه می شناسم و میتونم شماره شون رو برات بفرستم.

    پاسخ
  3. فاطمه
    فاطمه گفته:

    نمونه بزاق خیلی جالب بود ممنون…
    در مورد رنگی رنگی بودن خیلی موافقم .خودم با این حجاب چادر مشکی واقعا نمیدونم چه جایگزینی بزارم؟خانمهائی دیدم که چادر سنتی پوشیدن خیلی خیلی هم زیباتر بوده،یا چادر های سبز و قهو ه ای که واقعا قشنگترن.اما هم شهامت میخواد هم با توجه به عرفی که خیلی از موقعها ما رو به جهالت میکشونه، چادر رنگی سر کردن اصلا فلسفه چادرو زیر سوال می بره(جلب توجه نکردن منظورمه) البته اگر اکثرا رنگی بپوشن ،مشکل حل میشه من خودم شهامت ترویج این رو نداشتم اما دوست داشتم این اتفاق بیفته. گزینه دومی هم هست که برداشتن چادر هست و پوشش اسلامی مورد نظر خودم که اون جلب توجه اش از مورد اول بیشتره…خلاصه من الان می تونم با مانتو و روسریه رنگی حداقل در نقش یک معلم کودکان ،آدم نرمالی باشم و چادر هم که بیرون کلاس سر مه اما سوال این جاست چرا خیلی از خانمهایی که حالا نگاهشون به حجاب متفاوته اینقدر مانتوهای مشکی می پوشن؟؟؟ می پرسم میگن لاغر نشونمون میده!یعنی الان رنگ مشکی یکی از کاربردهاش جایگزینی برای مدیریت تغذیه و انجام ورزشه :)))توی دانشگاهی که ما درس خوندیم بر خلاف جامعه حجاب رنگی عرف بود و این یک القا از رئیس دانشگاه بود(چون چند سال پیش یکی از دانشجوها که سر تا پا مشکی پوشیده بوددر شب توسط راننده سرویس دیده نشده بود و با تصادف از دنیا رفت ). باورتون نمیشه چقدر دانشجوهای دوره تحصیل ما خلاقانه حجاب رنگی داشتن ، اما این روزها اصلا دانشگاهمون شبیه اون روزها نیست.یاد باد آن روزگاران یاد باد…

    پاسخ
    • عارفه
      عارفه گفته:

      من خودم الان چند نفر می‌شناسم که منتظر پیدا شدن نمونه مناسب هستند، اگر هموطنان بیشتری در اهدای نمونه بزاق شراکت می‌کردند شاید این افراد الان درگیر بیماری نبودند. امیدوارم همه این کار رو جدی بگیرند.
      من خودم وقتی که چادر می‌پوشیدم چادر ملی رنگی خریده بودم و می‌پوشیدم. خیلی شهامت نمی‌خواست. جلب توجه اما می‌کنه، اما به نظر من این توجه با اون توجه مدنظر حجاب فرق داره و جنبه جنسی نداره که ازش بگریزیم. به هر حال حتی چادر مشکی رو هم کاری نداشته باشیم، روسری که هست. از مانتو مشکی پوشیدن نود و نه درصد خانم‌های مانتویی هم که نگو…اون دیگه واقعا دردناکه!

      پاسخ
  4. Atefe Mahmoodi
    Atefe Mahmoodi گفته:

    چه خوب و عالی 🙂 🙂
    مثلا میشه به بچه های فامیل یا همسایه یا هر اشنایی، کمک درسی کرد، موقع امتحانات بهشون بگیم اگه کمک میخان بریم و باهاشون درس کارکنیم. هم هزینه از رو دوش شون برداشته میشه هم حس خوبی داره.

    پاسخ
    • عارفه
      عارفه گفته:

      دقیقا! اینقدر کار‌های کوچیک هست که از دست خیلی از ماها برمیاد و اثراتش اتفاقا در زندگی اون چند فردی که تحت تاثیر قرار می‌گیرند کلی موندگاره. فقط باید همه همت کنیم.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *