ساعت مچی، هرگز!

تیتر بالا عنوان یک سری جدید از پست‌هاست که توش در مورد صد چیز که زندگی بدون اونها راحتتره، می‌نویسم. این نوشته‌ها بر اساس تجربیات خودمه از چیزهایی که از زندگی حذفشون کردم. یک سری دوقلوی این پست‌ها هم خواهم نوشت در مورد صد چیز که بدون اونها نمی‌تونم زندگی کنم که به زودی نوبتشون می‌رسه.

اما اولین چیزی که مدتی‌ است از زندگی من حذف شده و بدون اون واقعا زندگیم آرامش بیشتری داره و خیلی راحتترم، چیه؟ ساعت مچی!

ماجرا از چند ماه پیش شروع شد که با فاصله کمی از هم باتری هر دو ساعت مچی من تموم شد. من بر خلاف همیشه!این بار تنبلی نکردم و بلافاصله باتری هر دوشون رو عوض کردم. یکی از این ساعتها طلایی بود و یکی نقره‌ای، ساعت طلایی رنگ یک هدیه بسیار عزیزه برام که پنج ساله همراه من بوده به جز وقتهایی که به خاطر نبود باتری یا تنوع، اون یکی رو دستم می‌کردم. خلاصه باتری هر دو رو درست کردم اما به دو سه روز نکشید که بند ساعت طلایی عزیزم قسمتی‌اش شکست و از هم جدا شد. با کلی غم و غصه گذاشتمش کنار. چون به نظرم می‌اومد هزینه تعمیرش باید زیاد باشه گذاشتم ایران درستش کنم، و ساعت نقره‌ای رو دستم کردم. اینجاش رو باید با لهجه آقوی همساده بخونین که آقو به یه روز هم نکشید که سگک این یکی هم یه جوریش شد که هنوز هم نمن می‌فهمم چی، و خود به خود باز میشد می‌افتاد پایین! آقو ما موندیم بدون ساعت! من از این یکی هم دست کشیدم و گذاشتمش کنار اون طلاییه که بیام ایران درستشون کنم و از اونجو داستان زندگی بدون ساعت بنده شروع شد (پایان آقوی همساده!).

ولی اگر فکر می‌کنید من دیگه فریب می‌خورم و به جز ساعت طلایی که درستش می‌کنم برای مواقع رسمی و به خاطر علاقه‌ای که بهش دارم همراه دستبندهام نگهش می‌دارم، ساعت مچی‌‌ای دستم خواهد کرد اشتباه می‌کنید! چند ماهه که من دیگه ثانیه به ثانیه حرص نخوردم از گذر زمان. وقتی که لازم بوده بدونم ساعت چنده یا با موبایل یا با ساعت دیواری فهمیدم، و وقتی که فقط برای برباد دادن روان خودم و دور و بری‌ها می‌خواستم ساعت رو چک کنم که حرص بخورم آی دیر شد وای دیر شد، کمبود وقت و دم دست نبودن ساعت باعث شده به جای ثانیه شمردن و حرص خوردن، کارهایی که می‌تونم رو بکنم و اگر کاری از دستم بر نمیاد بدون بالارفتن فشار خون و ضربان قلب، منتظر بشینم و صبر کنم. واقعا میگم آرامشم به وضوح افزایش پیدا کرده و حاصل کار، یعنی به موقع رسیدن یا آماده شدن هیچ تغییری نکرده به جز اینکه من با یک روان آرام و بدون اضطراب برنامه‌های روزانه‌ام رو انجام میدم. همین ذره ذره استرس‌هاست که لحظات شیرین زندگی رو برامون تلخ می‌کنه. شما هم مدتی زندگی بدون ساعت مچی رو امتحان کنید. بعید می‌دونم در صورتی که موبایل داشته باشید برای وقتهایی که واقعا دونستن ساعت لازمه، هیچوقت دلتون براش تنگ بشه! خیالتون هم راحتتر میشه و کلی کمتر حرص و جوش می‌خورید.

یک مزیت دیگه ترک ساعت مچی اینه که دیگه از دنیای مارک ساعتم چیه و قیمتش چنده و مال فلانی چه مدلیه و آیا مال من بهتر هست یا نه و آیا جدیدترینش دستم هست یا نه و امثال اینها میاییم بیرون و باز فشار روانی و ناراحتی بی خود و بی جهت وارد زندگی‌مون نمیشه.

رابطه شما با ساعت مچی‌تون چطوره؟ توی سال جدید ساعتتون به شما استرس اضافی وارد کرده یا نه؟

توی تعطیلات خیلی دلم برای اینجا و شما دوستان خوبم تنگ شده بود. منتظر خوندن کامنتهاتون و شنیدن حال و احوالتون و نظراتتون هستم.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار.

 


اخبار سایت:

دوستان عزیزم انجمن جدید آشپزخونه همیشه تمیز رو ببینید. توی این انجمن کم کم در مورد تمیز کردن آشپزخونه با هم صحبت خواهیم کرد.

آرشیو وبلاگ در حال انتقاله ولی تا اون زمان نوشته‌های قبلی رو در این آدرس ببینید.

دکمه‌های اشتراک در شبکه‌های اجتماعی به پستها اضافه شده و به راحتی می‌تونید مطالب رو با بقیه به اشتراک بگذارید. شبکه اجتماعی‌ای هست که دوست داشته باشید دکمه همخوان کردنش رو به پستها اضافه کنیم؟