ads

دوستان خوبم براتون نوشتم که یکی از مزایای مینیمالیسم در زندگی اینه که هزینه زندگی‌مون کم میشه و حسابمون پرپول. یکی از دلایلی که این اتفاق می‌افته اینه که با فریب تبلیغات آشنا میشیم و دیگه به سادگی گولشون رو نمی‌خوریم. برای همین نیاز کمتری به خرید پیدا می‌کنیم.

اول بگذارید نتیجه یک تحقیق خیلی جالب رو که امروز خوندم براتون تعریف کنم. این تحقیق که توی دانشگاه امروی (منبع) روی اسکن‌های مغزی انجام شده نشون میده که ماده نشاط آور دوپامین توی مغز وقتی چیز جدیدی می‌بینیم و به خریدش فکر می‌کنیم ترشح میشه. قسمت جالب اینجاست که این ترشج فقط موقع فکر کردن به خرید رخ میده و بلافاصله بعد از خرید متوقف میشه. یعنی فقط فکر خرید برای ما حس مثبت داره و از اون به بعد فرد یا به جنس خریده شده بی تفاوت میشه یا همونطوری که برای خیلی‌هامون پیش اومده کلا از خرید پشیمون میشه. این نتیجه خیلی جالب نشون میده که متاسفانه یا خوشبختانه خرید منجر به شادی ما نخواهد شد.

و اما در مورد تبلیغات، که موثرترین نوعش اینه که فرد مشهور یا فرد آشنایی رو در حال استفاده از سوژه تبلیغات ببینیم. تبلیغات با ما چه می‌کنند؟

تصور کنید با یک دستور غذایی که سالهاست توی خانواده هست و نسل اندر نسل باهاش غذایی پختید که همه می‌پسندند، یک غذای خوشمزه برای مهمونتون پختید. سر سفره بعد از خوردن اولین لقمه مهمون سرش رو میاره بالا و میگه این غذا رو باید توی رستوران فلان خورد. دیگه توی خونه درستش نکنید!

شما رو نمی‌دونم، من باشم این آخرین باریه که این مهمان محترم به خونه ما دعوت شده!

یه بار دیگه به داستان بالا فکر کنید. مگر تبلیغات کاری جز این با ما می‌کنند؟ ما مشغول زندگی هستیم و اموراتمون هم داره می‌گذره همونطوری که خودمون دوست داریم. ناگهان یک تبلیغ میاد و برای ما تعیین تکلیف می‌کنه که نه! اینجوری که درست نیست! باید اونجوری باشه که من دارم نشون میدم و برای اونجور بودن هم باید پول بدید. چرا به جای اینکه پرتشون کنیم بیرون فریبشون رو می‌خوریم و می‌دویم که مطابق دستورشون عمل کنیم؟

مثال ۱: کفش تن‌‌تاک! بدون کفش تن‌تاک راه نمی‌رفتیم؟ بدون کفش تن‌تاک نمی‌تونستیم ورزش کنیم؟ بدون کفش تن‌تاک پیاده روی ممکن نبود؟ یک تبلیغ میاد و روزی صد بار روی مغز ما رژه میره که اگر من نباشم سلامتی و ورزش امکان نداره. پاسخ درست چیه؟ خاموش کردن تلویزیون!

مثال ۲: تلویزیون صفحه تخت: فکر می‌کنیم تلویزیون قدیمی ما دیگه جواب گو نیست. نتیجه: خالی شدن حساب، خرید تلویزیون صفحه تخت.

کمی بعد: معرفی تلویزیون ال سی دی. تلویزیون صفحه تخت ما دیگه جوابگو نیست. خالی شدن حساب، خرید تلویزیون ال سی دی.

کمی بعد: معرفی تلویزیون ال‌‌ای‌دی…معرفی تلویزیون سه‌بعدی…معرفی تلویزیون هوشمند…اوضاع حساب چطوره؟ خالی..خالی…یا اگر اونقدر خالی بوده که نخریدیم، حسرت..

تا کی باید این مهمون‌های پررو که هی برای ما تعیین تکلیف می‌کنند رو راه بدیم و به خاطر خرده فرمایش‌هاشون حسابمون رو خالی کنیم یا اگر توان مالی‌اش رو نداشتیم غصه بخوریم؟ اون هم در حالی که زندگی ما اگر از اول در رو به روی این مهمونها بسته بودیم هیچ مشکلی نداشت.

دوستان خوبم وقتی احساس می‌کنید چیزی نیاز دارید خوب بهش فکر کنید. این نیاز از کجا اومده؟ آیا واقعا کمبودش در زندگی مون هست یا فقط تبلیغات و رقابت با دیگران باعث شده تصور کنیم کمبودش وجود داره؟ بدون اون چه مشکلاتی داریم؟ تا چیزی یک مشکل واقعی از زندگی شما رو برطرف نمی‌کنه، به خاطرش هزینه نکنید!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

——————————————————

من خیلی هیجان داشتم که هرچه زودتر شما هم مثل من این سایت رو ببینید و از امکاناتش لذت ببرید. برای همین بر خود کمال پرستم غلبه کردم و با اینکه هنوز آرشیو رو منتقل نکردم اومدم اینجا تا کم کم آرشیو و هیجان‌های دیگه رو هم راست و ریس کنیم. نظرتون در مورد سایت جدید چیه؟

لطفا فید این وبلاگ جدید رو به فیدخوانتون اضافه کنید! ممنونم.

http://joywithless.com/feed/