قلاب بافیکار‌های دستی/تفریحات مناسب اوقات فراغت به وسیله و ابزار و فضا احتیاج دارند. برای افرادی که در آرزوی یک زندگی مینیمال و ساده و خلوت هستند، انجام دادن کار‌هایی که چنین پیش‌نیاز‌هایی دارند با نوعی تناقض روبروست. من مدتی‌ است که شروع کردم به انواع کار‌های دستی و در همین مدت کم با این مشکل زیاد شدن وسایل روبرو شدم. برای همین به فکر راه چاره افتادم.
بیشتر کار‌های دستی را می‌توان تا حد قابل توجهی مینیمال نگه داشت. اگر ما فقط وسایل ضروری را نگه داریم، یعنی همان‌هایی که در ابتدای یاد گرفتن یک هنر جدید، کار را با آنها شروع می‌کنیم، می‌توانیم لذت بیشتری ببریم.
مشکل از وقتی شروع می‌شود که با یک ذهن مصرف‌گرا جهان را می‌بینیم. فکر می‌کنیم به وسایل هرچه بیشتر، بزرگتر و بهتری نیاز داریم، نه همانچه که داریم. چشممان دنبال خرید بعدی است، به جای آنکه از همان چیزی که داریم لذت ببریم. این طرز فکر درست نیست. مثل بزرگتر کردن خانه می‌ماند. به هر خانه‌ای که می‌رویم، به جای لذت بردن از آن، مشغول نقشه کشیدن برای بعدی می‌شویم. در حالی که تنها راه داشتن خانه‌ای که از آن راضی باشیم این است که همین خانه فعلی را بپذیریم! وگرنه هرچه خانه را بزرگتر کنیم، زحمتمان بیشتر می‌شود، و همیشه از آن بزرگتری هم وجود دارد که حسرتش را داشته باشیم.
بزرگتر و بیشتر، یعنی هزینه کردن پول بیشتری برای وسایلی که قرار است به ما شادی بدهند، و هزینه کردن پول بیشتر یعنی داشتن زمان کمتری برای لذت بردن از این وسایل (اینجا را بخوانید.)
در نهایت ماجرای‌ ما و کار‌های دستی هم با آن ذهن مصرف گرا به جایی می رسد که توان بیشتر خریدن یا حوصله‌اش را نداریم، و در این مرحله کلا آن کار یا تفریح را کنار می‌گذاریم!
واقعیت این است که بیشتر این کار‌های لذت بخش را با تعدادی حداقلی از وسایل می‌توان انجام داد. مهم این است که تعادل را حفظ کنیم. همان‌طور که در خانه‌ای خلوت و دلباز احساس آرامش بیشتری می‌کنیم، از کار دستی‌ای که برایش یک اتاق خرت و پرت نداشته باشیم لذت خیلی بیشتری خواهیم برد. البته استفاده از وسایل با کیفیت خوب در داشتن یک تجربه بهتر موثر است، ولی نیازی به بیشتر و بیشتر داشتن نیست.
این لیست تفریحات فعلی من و وسایلی است که برایشان دارم:
لپتاپ برای همه چیز، آموزش، ایده گرفتن و…
خیاطی: چرخ خیاطی، یک کشو پارچه، هشت عدد قرقره، قیچی، یک جعبه کوچک بقیه وسایل (سوزن ته گرد، متر،…)
قلاب‌بافی که تازه شروع کردم: یک قلاب، دو قرقره نخ
نقاشی و دکوپاژ: یک بوم، دوازده عدد تیوب رنگی کوچک، دستمال‌های دکوپاژ، چسب چوب، قلم مو، سمباده، اسپری تثبیت کننده. همه این‌ها با هم توی یک پاکت خرید متوسط جا گرفتند. پرینتر و مداد رنگی
یک نکته خیلی مهم در تحت کنترل گرفتن کار‌های دستی اینه که تا یک پروژه تموم نشده، یا اگر ازش پشیمون نشدید وسایلش رد نشده، برای پروژه جدید خرید نکنید. فکر می‌کنم با رعایت همین یک نکته میشه از کار‌های دستی لذت برد و یک اتاق یا کلی کمد و جا برای نگه‌داری وسایل لازم نداشت.
شما به چه کار دستی‌ای علاقه دارید؟ چه نکته‌ای برای مینیمال نگه داشتن کار‌های دستی و اینجور تفریحات به ذهنتون می‌رسه؟
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار


 
ایده این پست برگرفته از این منبع است که با تجربه خودم تلفیقش کردم.
 
 
 
 

18 پاسخ
  1. Atefe Mahmoodi
    Atefe Mahmoodi گفته:

    میل و قلاب و کاموا که یه نایلون خرید کوچیک جا گرفتن. البته باید برم تو مودش، زمستونا خدایی خیلی جو بافتنی بیشتر هست 🙂
    من به دوربین هم به چشم وسیله ی کار دستی نگاه میکنم
    لپتاپ که هم عملا کار و پول و زندگی و تفریح رو شامل میشه
    دیگه چی دارم؟ :-؟ فکنم همینا کافی باشن، اگه من هنرشو داشته باشم البته :دی

    پاسخ
  2. فاطمه
    فاطمه گفته:

    یادتون یه مدت تب گل چینی راه افتاده بود ،حدود 15 سال پیش!!!من اون موقع تا دکتراش رفتم بعد الان یک کشو پر از ابزار گل چینی دارم ،شدیدا دنبال کسی هستم که بخواد با این ابزار کارافرینی بکنه و پول دربیاره! هر سال تو خونه تکونی گفتم ،”حیف ست” :))) .واقعا اگر ادم بدونه وسایلش میرسه به کسی که خوب استفادشون میکنه،مینیمال شدن خیلی راحت تر میشه،نه؟؟

    پاسخ
    • عارفه
      عارفه گفته:

      آره یادمه :)) یادش بخیر! براش هیچ حا آگهی دادی؟ حتما متقاضی داره.
      آره قبول دارم اگر آدم بدونه وسایلش خوب استفاده خواهد شد راحتتر ردشون می‌کنه.

      پاسخ
      • فاطمه
        فاطمه گفته:

        آگهی ندادم.فکر خوبیه ،اما از معجزات نوشتن مسائل و حل شدنش بی فاصله باید بگم:به محض اینکه این کامنتو گذاشتم چند نفر اومدن توی ذهنم که ممکنه به این وسائل نیاز داشته باشن ،اگر نیاز نداشتن ،یه آگهی براش مینویسم.ممنون

        پاسخ
  3. فاطمه
    فاطمه گفته:

    جالبه این دکترای گل چینی هیج جا به دردم نخورده ،حتی چند وقت پیش یه خانم هنرمند برای پسرش اومده بود خواستگاری،از مامانم پرسید ،فاطمه اهل هنر دستی هست؟مامانم گفت نه متاسفانه!!! بعد گفتم چرا phd من در گل چینی نادیده گرفته شد ،گفتن اون هنر نیست:))))))))))))))خلاصه خانم هنرمند رفت دیگه…

    پاسخ
  4. مسافر
    مسافر گفته:

    سلام
    خیلی خوش فکر و خوش سلیقه ای،اینو از سایتت که چشم آدمو اذیت نمیکنه و مطالبش که آدمو به فکر فرو میبره فهمیدم
    اگر خدا بخواد میخوام یه سایت خوب دست و پا کنم،میشه از شما کمک بگیرم؟
    شما با جوملا نوشتید؟

    پاسخ
  5. مینا
    مینا گفته:

    راستش بنظر من زندگی هنری خیلی با سبک مینیمال جوردرنمیاد.هر چند که میشه با این دیدگاه حداقل یه سروسامونی بهش داد.
    من که از بچگی عشق هنر بودم و هستم و فارق التحصيل رشته نقاشی هستم.واضحه که یه عالمه ابزارهنری مختلف دارم.اونم نه یه هنر بلکه هنرای مختلف!!!
    ولی در کل نکته آخر در مورد تموم کردن پروژه ها، همون چیزیه که من تا حالا خیلی کم بهش توجه کردم

    پاسخ
    • عارفه قدسی‌زاده
      عارفه قدسی‌زاده گفته:

      آره میناجان، قبول دارم که با هم ترکیبشون سخته. ولی به نظر من ذهن معمولا در فضای خلوت و مرتب بهتر کار می‌کنه، و معمولا انباشتگی وسایل به هم ریختگی‌ای میاره که آرامش آدم رو به هم می‌زنه. برای همین توی زندگی هنری هم هرچه بشه وسایل رو کنترل کرد احساس می‌کنم موفقیت بیشتر میشه.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *