آرشیو ماهانه: اردیبهشت ۱۳۹۴

صد چیز که زندگی بدون اون‌ها راحتتره : شماره دو، رخت آویز

رخت آویز لباسخوب…بالاخره ما برگشتیم سر خونه زندگی خودمون، که البته هم خونه ما هست هم خونه ما نیست. نمی‌دونم چرا آدم اینجا همیشه احساس مسافر بودن می‌کنه. برای من هیچ وقت خونه خودم نمیشه.
اما بریم سر ادامه پستهایی که قولش رو داده بودم. دومین چیزی که زندگی بدون اون راحتتره به نظر من اگه گفتید چیه؟ رخت آویز / جالباسی‌های ایستاده که نمی‌دونم از چه زمانی و با چه حقه‌ای پاشون به خونه‌های ایرانی باز شده.
این نوع راهکارهای نگهداری لباس برای مکانهای اداری مناسب هستند. جایی که برای چند ساعت قراره پالتو و کتمون رو دربیاریم. توی خونه اصلا جای چنین چیزی نیست. اثراتی که توی خونه داره چیه؟
۱-زشت کردن اتاق / هال
۲-درست کردن یک گوشه همیشه نامرتب
۳-اضافه کردن یک کار به کارهای خونه: برداشتن لباسها وقتی به یک تپه عظیم تبدیل شدند و منتقل کردنشون به جای درست
چرا این کار اضافیه؟ چون به هر حال وقتی لباس رو در آوردیم باید بگذاریمش یک جایی، وقتی این رخت آویز گوشه خونه نباشه، لباس رو می‌گذاریم سرجاش، همه جا هم تمیز و مرتب میشه. اما با وجود این رخت آویزها و گذاشتن لباس روی اون، یک مرحله جابجایی دیگه هم بیخودی اضافه میشه به کارهامون.
 
چرا باید چیزی که هم وقت بیشتری ازمون می‌گیره هم فضا رو زشت می‌کنه توی خونه داشته باشیم؟ 
بیشتر

لذت کمتر داشتن در روزنامه شرق

اضافه شده بعد از تحریر: قسمت دوم رو در این لینک بخونید!

———————————————————————

دوستان خوبم دیروز یک اتفاق خوب افتاد! اولین قسمت از سری نوشته‌های کوتاه در معرفی سبک زندگی ساده و مینیمال در روزنامه شرق منتشر شد. می‌تونید این نوشته رو در این آدرس بخونید. در صورت استقبال خوانندگان شرق، این سری نوشته‌ها ادامه پیدا می‌کنه. چی بهتر از اینکه بتونیم آرامش و شادی‌ای که با این روش وارد زندگی‌مون میشه رو به عده بیشتری منتقل کنیم؟ شما هم می‌تونید با معرفی این نوشته‌ها و ارسال لینک نوشته در روزنامه شرق به دوستانتون، در این کار خوب شریک باشید! از همه‌تون ممنونم.

بیشتر

هفت تفریح بهشتی برای جمعه‌های اردیبهشتی در هفت گوشه ایران

اردیبهشت

اردیبهشت رسیده و زیبایی‌های بهار داره به اوج خودش می‌رسه. من عاشق این ماهم و چند ساله که آرزوی گذروندن این ماه زیبا رو توی ایران دوست داشتنی دارم. براتون یک لیست کوتاه از لذت‌هایی که توی این ماه نباید از دستشون داد در گوشه و کنار ایران نوشتم که به همه حواس پنجگانه یک صفای حسابی می‌دهند، ساده و مینیمال و عالی برای ما مینیمالیستهای ایرانی، و بسیار کم هزینه! منتظر خوندن پیشنهادات شما دوستان خوبم هم از تفریحات محلی اردیبهشتی‌تون هستم. هرجا که هستید حتما جمعه‌های اردیبهشتی‌تون رو به لذت بردن از این فصل زیبا در کنار خانواده و دوستان اختصاص بدهید.

۱-قدم زدن در خیابانهای شیراز یا شهرهای شمالی و سرمست شدن از عطر بهار نارنج
۲-هندوانه خوردن کنار آبشار شوی در دزفول همزمان با ذت بردن از صدای آب و منظره زیبای طبیعت
۳-گذراندن روز در باغ شازده ماهان کرمان و دل سپردن به نوای دلنشین آب، همراه با چشیدن فالوده کرمانی
۴-دویدن/ پیاده روی تند دور پارک ملت مشهد و کیف کردن  از وزش نسیم
۵-پیاده روی از پل خواجو تا پل جوبی در اصفهان و و لذت بردن از معماری چشم نواز این بناها
۶-گشت و گذار در باغ ایرانی ده ونک و عکاسی کنار گل‌های زیبای این مجموعه
۷-شرکت در مراسم گلابگیری قمصر کاشان که هم زیباست و چشم نواز، و هم خوشبو و معطر

بیشتر

صد چیز که زندگی بدون اون‌ها راحتتره : شماره یک، ساعت مچی.

ساعت مچی، هرگز!

تیتر بالا عنوان یک سری جدید از پست‌هاست که توش در مورد صد چیز که زندگی بدون اونها راحتتره، می‌نویسم. این نوشته‌ها بر اساس تجربیات خودمه از چیزهایی که از زندگی حذفشون کردم. یک سری دوقلوی این پست‌ها هم خواهم نوشت در مورد صد چیز که بدون اونها نمی‌تونم زندگی کنم که به زودی نوبتشون می‌رسه.

اما اولین چیزی که مدتی‌ است از زندگی من حذف شده و بدون اون واقعا زندگیم آرامش بیشتری داره و خیلی راحتترم، چیه؟ ساعت مچی!

ماجرا از چند ماه پیش شروع شد که با فاصله کمی از هم باتری هر دو ساعت مچی من تموم شد. من بر خلاف همیشه!این بار تنبلی نکردم و بلافاصله باتری هر دوشون رو عوض کردم. یکی از این ساعتها طلایی بود و یکی نقره‌ای، ساعت طلایی رنگ یک هدیه بسیار عزیزه برام که پنج ساله همراه من بوده به جز وقتهایی که به خاطر نبود باتری یا تنوع، اون یکی رو دستم می‌کردم. خلاصه باتری هر دو رو درست کردم اما به دو سه روز نکشید که بند ساعت طلایی عزیزم قسمتی‌اش شکست و از هم جدا شد. با کلی غم و غصه گذاشتمش کنار. چون به نظرم می‌اومد هزینه تعمیرش باید زیاد باشه گذاشتم ایران درستش کنم، و ساعت نقره‌ای رو دستم کردم. اینجاش رو باید با لهجه آقوی همساده بخونین که آقو به یه روز هم نکشید که سگک این یکی هم یه جوریش شد که هنوز هم نمن می‌فهمم چی، و خود به خود باز میشد می‌افتاد پایین! آقو ما موندیم بدون ساعت! من از این یکی هم دست کشیدم و گذاشتمش کنار اون طلاییه که بیام ایران درستشون کنم و از اونجو داستان زندگی بدون ساعت بنده شروع شد (پایان آقوی همساده!).

ولی اگر فکر می‌کنید من دیگه فریب می‌خورم و به جز ساعت طلایی که درستش می‌کنم برای مواقع رسمی و به خاطر علاقه‌ای که بهش دارم همراه دستبندهام نگهش می‌دارم، ساعت مچی‌‌ای دستم خواهد کرد اشتباه می‌کنید! چند ماهه که من دیگه ثانیه به ثانیه حرص نخوردم از گذر زمان. وقتی که لازم بوده بدونم ساعت چنده یا با موبایل یا با ساعت دیواری فهمیدم، و وقتی که فقط برای برباد دادن روان خودم و دور و بری‌ها می‌خواستم ساعت رو چک کنم که حرص بخورم آی دیر شد وای دیر شد، کمبود وقت و دم دست نبودن ساعت باعث شده به جای ثانیه شمردن و حرص خوردن، کارهایی که می‌تونم رو بکنم و اگر کاری از دستم بر نمیاد بدون بالارفتن فشار خون و ضربان قلب، منتظر بشینم و صبر کنم. واقعا میگم آرامشم به وضوح افزایش پیدا کرده و حاصل کار، یعنی به موقع رسیدن یا آماده شدن هیچ تغییری نکرده به جز اینکه من با یک روان آرام و بدون اضطراب برنامه‌های روزانه‌ام رو انجام میدم. همین ذره ذره استرس‌هاست که لحظات شیرین زندگی رو برامون تلخ می‌کنه. شما هم مدتی زندگی بدون ساعت مچی رو امتحان کنید. بعید می‌دونم در صورتی که موبایل داشته باشید برای وقتهایی که واقعا دونستن ساعت لازمه، هیچوقت دلتون براش تنگ بشه! خیالتون هم راحتتر میشه و کلی کمتر حرص و جوش می‌خورید.

یک مزیت دیگه ترک ساعت مچی اینه که دیگه از دنیای مارک ساعتم چیه و قیمتش چنده و مال فلانی چه مدلیه و آیا مال من بهتر هست یا نه و آیا جدیدترینش دستم هست یا نه و امثال اینها میاییم بیرون و باز فشار روانی و ناراحتی بی خود و بی جهت وارد زندگی‌مون نمیشه.

رابطه شما با ساعت مچی‌تون چطوره؟ توی سال جدید ساعتتون به شما استرس اضافی وارد کرده یا نه؟

توی تعطیلات خیلی دلم برای اینجا و شما دوستان خوبم تنگ شده بود. منتظر خوندن کامنتهاتون و شنیدن حال و احوالتون و نظراتتون هستم.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار.

 


اخبار سایت:

دوستان عزیزم انجمن جدید آشپزخونه همیشه تمیز رو ببینید. توی این انجمن کم کم در مورد تمیز کردن آشپزخونه با هم صحبت خواهیم کرد.

آرشیو وبلاگ در حال انتقاله ولی تا اون زمان نوشته‌های قبلی رو در این آدرس ببینید.

دکمه‌های اشتراک در شبکه‌های اجتماعی به پستها اضافه شده و به راحتی می‌تونید مطالب رو با بقیه به اشتراک بگذارید. شبکه اجتماعی‌ای هست که دوست داشته باشید دکمه همخوان کردنش رو به پستها اضافه کنیم؟

بیشتر

از کجا شروع کنم؟

داستان وبلاگ لذت کمتر داشتن، از یک وبلاگ بلاگفا شروع شد و به این سایت منتقل شد.

متاسفانه در جریان یک حادثه غیر مترقبه در بلاگفا، مطالب آرشیوی خیلی از وبلاگها از جمله وبلاگ سابق من از بین رفت. خیلی از شما دوستان به من پیام می‌دید و سوالتون اینه که از کجا شروع کنم! فکر می‌کنم با انتقال مطالب وبلاگ بلاگفا به اینجا داستان خیلی واضح‌تر بشه. من متاسفانه وقت خیلی کمی دارم ولی دارم روش کار می کنم و انشالله به زودی تموم بشه. تا اون موقع برای شروع و آشنایی با کل داستان، از این لینک وب آرشیو شروع کنید و به ترتیب مطالب رو بخونید:

آذر ۹۳

دی ۹۳

بهمن ۹۳

اسفند ۹۳

 

از همراهی شما متشکرم!

بیشتر