دسته: دسته‌بندی نشده

یادی از مطالب قدیمی: روزی یکی و یک فنجان قهوه مهمون شما!

این هم یکی دیگه از مطالب ابندایی وبلاگ لذت کمتر داشتن که سوم دی در وبلاگ مرحوم بلاگفا منتشر کرده بودم:

روزی یکی

و یک خبر جدید! یک امکان جدید به سایت اضافه شده.

از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون، زندگی و سایت و میزبان و پهنای باند…خرج داره و عارفه هم از خوردنی‌های توی کافی‌شاپ خیلی خوشش میاد!

اگر مطالب این سایت باعث ایجاد تغییر مثبتی در زندگی شما شده و دوست دارید به نحوی جبران کنید، می‌تونید من رو به دلخواه خودتون به یکی از گزینه‌های این فهرست مهمون کنید. یک دکمه سمت بالا و توی نوار کناری هم وجود داره که شما رو به همین صفحه هدایت می‌کنه. پیشاپیش از خوردنی‌‌های خوشمزه‌تون ممنونم!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

یاد اون روز‌ها:آدمها و زندگی‌های رویایی

الان شش ماه از کنار هم بودن ما می‌گذره. خیلی از دوستان از ابتدا با من همراه بودند، و عده ‌زیادی هم در طول این مدت به جمع ما پیوستند. می‌دونم که برای همه خوندن همه مطالب از ابتدا ممکن نیست. برای همین از این به بعد هر پنج شنبه لینک یکی از مطالب قدیمی رو می‌گذارم چون هم یادآوری‌شون می‌تونه انرژی مجددی برای مینیمالیسم به همراه قدیمی بده، هم فرصتی برای دوستان جدیدتر فراهم میشه تا مطالب رو بخونند. البته این هفته مطلب پنج شنبه با کمی تاخیر منتشر شد!

یک خبر تازه از سایت هم اینکه امکان خرید راهنمای خانه خلوت در یک ماه برای عزیزان خارج از کشور هم فراهم شد. می‌تونید مطابق راهنمایی که در این صفحه نوشته شده عمل کنید و فایل رو دریافت کنید.


شش ماه پیش همین روزها:

آدمها و زندگی‌های رویایی

 

بیشتر

پنج شنبه‌ها: ياد اون روزها

الان شش ماه از کنار هم بودن ما می‌گذره. خیلی از دوستان از ابتدا با من همراه بودند، و عده ‌زیادی هم در طول این مدت به جمع ما پیوستند. می‌دونم که برای همه خوندن همه مطالب از ابتدا ممکن نیست. برای همین از این به بعد هر پنج شنبه لینک یکی از مطالب قدیمی رو می‌گذارم چون هم یادآوری‌شون می‌تونه انرژی مجددی برای مینیمالیسم به همراه قدیمی بده، هم فرصتی برای دوستان جدیدتر فراهم میشه تا مطالب رو بخونند.

شش ماه پیش همین روزها:

جیب خالی بدون پز عالی

بیشتر

من، قلب شکسته و سورپرایز!

الان یک عارفه با قلب شکسته داره این پست رو می‌نویسه. رفتم خبر سورپریز در راه رو توی اینستاگرام بنویسم که دیدم تعداد فالوور‌ها که نزدیک ۵۰۰۰ بود یهویی حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ تا کم شده. البته از دست دادن فالوور که مرتب اتفاق می‌افته و همونطور که عده جدیدی میان عده‌ای هم انفالو می‌کنند ولی هشتصد نفر با هم فشارش زیاد بود. نمی‌دونم شاید هم از این داستان‌های حذف کردن پروفایل‌های غیر فعال و غیره است که گاهی خود اینستاگرام یا فیسبوک انجام می‌دهند.

اما از دل شکسته من که بگذریم، شنبه با یک سورپرایز اینجا اپدیت میشه! اگر شما حدسی دارید می‌تونید توی اینستاگرام برام بنویسید و برنده خوش شانس یک هدیه از طرف من باشید. به نظر شما خبر شنبه چیه؟!

بیشتر

از کجا شروع کنم؟

داستان وبلاگ لذت کمتر داشتن، از یک وبلاگ بلاگفا شروع شد و به این سایت منتقل شد.

متاسفانه در جریان یک حادثه غیر مترقبه در بلاگفا، مطالب آرشیوی خیلی از وبلاگها از جمله وبلاگ سابق من از بین رفت. خیلی از شما دوستان به من پیام می‌دید و سوالتون اینه که از کجا شروع کنم! فکر می‌کنم با انتقال مطالب وبلاگ بلاگفا به اینجا داستان خیلی واضح‌تر بشه. من متاسفانه وقت خیلی کمی دارم ولی دارم روش کار می کنم و انشالله به زودی تموم بشه. تا اون موقع برای شروع و آشنایی با کل داستان، از این لینک وب آرشیو شروع کنید و به ترتیب مطالب رو بخونید:

آذر ۹۳

دی ۹۳

بهمن ۹۳

اسفند ۹۳

 

از همراهی شما متشکرم!

بیشتر

پرسش‌های متداول

پرسش و پاسخیکی از بخشهای مورد علاقه من توی هر وب‌سایت جدیدی که می‌بینم بخش پرسش‌های متداول یا همون FAQ  است. معمولا توی این بخش بهتر از هر جای دیگری میشه اطلاعات مورد نظر رو به دست آورد. برای همین گفتم همین اول کار یک سری پاسخ به بعضی پرسشهای احتمالی در مورد مینی‌مالیسم بگذارم. امیدوارم برای آشنا شدن شما دوستهای خوبم با این سبک زندگی مفید باشه:

سبک زندگی مینیمال، یا ساده‌زیستی یعنی چه؟

 خیلی ساده است! یعنی رها شدن از بار همه چیزهایی که لازم ندارید یا استفاده نمی‌کنید. هدف اینه که یک فضای خلوت و ساده داشته باشیم برای یک زندگی خلوت، ساده و آرام.

انتخاب این سبک زندگی چه فایده‌ای برای من دارد؟

 وقتی این سبک زندگی رو انتخاب می‌کنیم دیگه حرص مادیات رو نمی‌خوریم و دنبال هرچه بیشتر کردن هرچه که داریم! نیستیم. این سبک کم کم وقتمون رو هم خلوت و رها می‌کنه. وقتی کمتر به دنبال زیاد کردن همه چیز هستیم وقتمون هم خلوت میشه. این به نظر من بهترین بخش این زندگیه. وقت نوشتن برای این وبلاگ همینجوری توی زندگی من که حتی به کامنتهای وبلاگم هم نمی‌رسیدم ایجاد شد!

هزینه کمتر، اشتغال کمتر ، قرض و قوله کمتر و استرس کمتر به دنبال این سبک زندگی خواهند آمد. نیاز به تمیز کردن چیزهای کمتری دارید. وقت بیشتری برای خودتون و اونهایی که دوستشون دارید خواهید داشت. مرتب و منظم بودن خیلی راحت‌تره. باز هم بگم؟

این سبک زندگی خیلی زاهدانه و بی‌مزه نیست؟ حوصله آدم رو سر نمی‌بره؟

 شاید برای زندگی زاهد درون قصه‌ّها و مرتاض‌ها هم اصطلاح ساده‌زیستی رو به کار ببرند، ولی زندگی مینیمال یا ساده‌زیستی مدنظر این وبلاگ، اون نیست.  البته اگر اون مسیر رو دوست داشته باشید اون هم زیرمجموعه همین سبک زندگی هست، ولی من اون مدل رو نمی‌پسندم و اجباری برای اونطوری ساده زیستن! وجود نداره. هدف ما اینه که هر آنچه اضافی هست رو از زندگی‌مون خارج کنیم تا برای چیزهایی که برای ما اهمیت دارند وقت و فضای کافی داشته باشیم، نه اینکه همه چیز رو ترک کنیم! هدف اینه که هرچیزی که فقط موی دماغ و مزاحمه رو کنار بگذاریم تا اونهایی که عزیز دل هستند باقی بمونند و قدرشون هم خوب دونسته بشه. می خوایم سر و صدای اضافی محیط رو حذف کنیم که اون صدایی که دوست داریم رو بهتر بشنویم، نه اینکه کلا سکوت برقرار کنیم. اگر کمی این سبک رو امتحان کنید می‌بینید چقدر شادی و آرامش و راحتی به دنبالش وارد زندگی می‌شه. اونقدر که اصلا فکر اینکه حوصله ام سر رفت به ذهنتون نخواهد اومد.

خوب، این اولین بخش پرسش‌های متداول. شما سوالی دارید که دوست دارید در موردش بنویسم؟ برام کامنت بگذارید. توی بخش‌های بعدی اگر جوابش رو بدونم حتما خواهم نوشت!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امیددیدار

(بیشتر…)

بیشتر

آدمها و زندگی‌های رویایی

آدم‌های خیالی خیلی از اشیایی که فضای زندگی ما رو اشغال کردند و نمی گذارند توی خونه خودمون، هتل داشته باشیم و مثل مهمونهای شیک‌ترین هتل‌ها از زندگی لذت ببریم، مال آدمهای رویایی‌ای هستند که ما برای خودمون ساختیم.

همین الان پشت همین لپ‌تاپی که من دارم باهاش تایپ می‌کنم، یک کی‌برد یاماهای آنتیک مال ۱۹۸۰ هست که خیلی هم خوب کار می‌کنه. این بیچاره روی میز نشسته، جای میز کار من رو پر کرده، و هر از گاهی هم گردگیری و تمیز میشه تا اثرات انگشتهای دخترک از روش پاک بشه. برای چی توی خونه ماست؟ برای این‌که من یک رویایی دارم که برم موسیقی یاد بگیرم و بتونم باهاش کی‌برد بزنم. در عالم واقعیت تنها کاری که در این زمینه کردم آوردن این کی‌برد و خرید خودآموز و اندکی خوندن اون خودآموز بوده. خوب من قطعا در حال حاضر نوازنده موسیقی نخواهم شد در عالم واقعی که هیج، حتی تمرین هم نمی‌کنم. چرا باید به خاطر یک آرزو فضای میزم گرفته بشه؟ (البته الان قراره یکی از دوستان که واقعا بلده کی‌برد بزنه بیاد دنبال این بچه و ببرتش، اما هنوز موفق نشده).

خیلی از لباس‌ّها، جواهرات و تزیینات جانبی!، کیف و کفش‌ّها، کتاب‌ّها، از همه بدتر لوازم آشپزخونه‌ای که ما توی خونه‌ّهامون نگه داری می‌کنیم مال همین آدمهای رویایی هستند. اگر از اول زندگی مشترک تا الان هیچ‌وقت کیک نپختید، همزن برفی لازم ندارید! توی کاببنت‌ها بگردید و ببینید اون آدم رویایی شیرینی‌پز چقدر جا از آشپزخونه‌ای که همیشه از تنگی‌ فضاش ناراحتید رو گرفته. اگر اهل ورزش نیستید تردمیل و تن‌آرا و دوچرخه ثابت فقط جاتون رو می‌گیره. وسایل این آدم رویایی ورزشکار رو نگه ندارید. چقدر مثال از این وسایلی که به خاطر آدمهایی رویایی خونه و زندگی‌مون رو پر کردند میشه زد؟ نهایت نداره!

اگر فرصت دارید برام بنویسید آدم رویایی شما چی دوست داره؟ براش چی‌ها خریدید و توی خونه تلنبار کردید؟‌

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امیددیدار

(بیشتر…)

بیشتر

جیب خالی بدون پز عالی

طلا و ساعت فروشی

من معتقدم ساده‌زیستی به عنوان یک سبک زندگی برای همه آدم‌ها ساخته نشده. یک چیز سلیقه‌ایه. برای بعضی‌ها جواب می‌دهد و برای بعضی‌ها نه. مثل یک شال خیلی قشنگ روی سر اون خانم که اگر من سرم کنم باید کفاره بدم. برای همین مهمه که ببینیم این سبک سبک ما هست یا نه، و بعد شروع کنیم. مشکل به نظر من اینه که برای خیلی از ماها اصلا این سبک تعریف نشده، این شالی که بهمون خیلی میاد رو ندیدیم، و همه‌اش از همون شالهای کفاره‌ای سرمون می‌کنیم که زیبایی‌مون رو نشون نمی‌ده.

مثلا خود من. من در استفاده کلا ساده هستم. یعنی تمام عمرم هی ناراحت شدم. رفتم خریددرمانی، تلنبار کردم یک گوشه. تا دور بعد که دوباره حمله خریددرمانی بیاد. چند روز پیش رفته بودم ساعت‌فروشی و جواهر فروشی باتری ساعتم رو عوض کنم. توی لندن ما معمولا ساعت تعمیرکنی‌های محلی طلا فروش هم هستند و برعکس.

داشتم گوشواره‌ها رو وقتی منتظر بودم نگاه می‌کردم و کیف می‌کردم. یکی دوتاشون خیلی چشم‌گیر بود. به خودم می‌گفتم اگه این رو داشته باشم چه خوب می‌شه. که یکهو یک لامپ بالای سرم روشن شد و تصویر جعبه‌ای که گوشواره‌هام توشه اومد جلوی چشمم. بعد یک ندای آسمانی گفت خوب تو همونهایی که داری رو مگه چقدر می‌پوشی بنده من؟!بعد من یاد اون روزهایی افتادم که هر از گاهی پیش میاد و من توش تصمیم کبری می‌گیرم که از امروز متحول میشم و همه‌اش لباس های متنوع می‌پوشم و همه چیز رو با همه چیز ست می‌کنم (از کفش و کیف تا لباس و دستبند و ساعت و….هار هار هار!) و برای اینکه این اتفاق بیفته میرم چند تا چیز تازه هم می‌خرم که ست‌هام کامل بشه. فکر می‌کنید فرداش چی میشه؟ مثل همیشه با شلوار و کاپشن سیاه بدون هیچ‌گونه تزیینات مبرم بیرون! خوب آیا جای آن نیست که من دست بردارم و بفهمم بعد از نزدیک به سه دهه زندگی من آدم هر روز هفته یک ست رنگی جدید! بپوش نیستم. و بعد کمدم رو خالی کنم و چند دست چیزی که می پوشم رو نگاه دارم و به جای اون همه لباس و لوازم جانبی که در رویاهام قراره بپوشم، توی عالم واقعی با سبک خودم شیک و تمیز باشم؟

منتظر پستهای بعد باشید که درباره اون آدم رویایی قراره افشاگری کنم!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امیددیدار

(بیشتر…)

بیشتر

خرت و پرت کمتر = خوش حالی بیشتر

کمتر = بیشتر

 چند ماهه که من یک سبک زندگی جدید رو دارم امتحان می‌کنم: ساده‌زیستی. یعنی زندگی کردن توی یک محیط خلوت، جایی که زیر تلنبار داشته‌ها غرق نشیم.

شاید به نظر خیلی زاهدانه یا عجیب و غریب و دور از دسترس بیاد. شاید فکر کنید من با این خونه بزرگ، این همه لباس، بچه‌ها، فعالیت‌های متفرقه و لوازم مربوط به اون‌ها و چه و چه و چه هرگز نمی‌تونم این روش رو انتخاب کنم. البته این سبک زندگی برای همه مناسب نیست، اما اگر پاسخ شما به سوال‌های ادامه پست مثبته، احتمال زیادی داره که با بعضی تغییرات به سمت ساده‌زیستی، رضایت بیشتری از اوضاع پیدا کنید.

زندگی بدون اون همه خرت و پرت دکوری که مرتب نیاز به گردگیری دارند، بدون اون جعبه‌های پر شده تا حداکثر ظرفیت که گوشه پارکینگ یا انباری به حال خودشون رها شده‌اند، بدون اون همه لباسی که کمد رو طوری پر کرده‌اند که هیچ چیز رو نمی‌شه توش پیدا کرد، خیلی شیرین‌تره.

دلتون می‌خواد یک خونه‌تکونی درست و حسابی بکنید؟

کلی وسیله کهنه،‌اضافی، یا غیر قابل استفاده دارید که منتظر فرصت هستید تا به نحوی ردشون کنید؟

احساس می کنید اگر خونه یا اتاقتون خلوت‌تر باشه خیلی حس بهتری خواهید داشت؟

اگر بله، همراه من باشید تا با هم این مسیر باصفا رو طی کنیم. توی این راه خیلی بهمون خوش می‌گذره!

به وبلاگ من خوش آمدید. امیدوارم الان که من دارم این پست رو می‌گذارم در حال آماده شدن برای یک شب عالی کنار خانواده باشید.

اگر وقت دارید برام بنویسید که اولین چیزی که لازم ندارید و دوست دارید دیگه توی خونه‌تون نباشه چیه!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امیددیدار

(بیشتر…)

بیشتر