دسته: راهکار

خرید در سفر یا مقاومت در برابر خرید در سفر!

سلااااام به همه دوستانی که هنوز اینجا رو می‌خونند! اگر اینستاگرام من رو دنبال کرده باشید می‌دونید که اومدیم ایران و دو ماهی هست که توی خونه خودمون ساکن هستیم و البته حسابی گرفتار با بچه‌ها و کارها و …

توی این مدت یک سفر به جزیره قشنگ کیش داشتیم، جای همه شما خالی! خیلی خوش گدشت و البته خرید هم کردیم. عکس خرید‌هام رو دیدید؟


از همونجا قرار شد یک پست درباره خرید در سفر بنویسم، برای همین الان دست به کریر در حال تاب دادن نی‌نی نشستم اینجا که تا قبل از عید این پست رو برسونم به دست صاحبش 😉

اول از همه بگم که این که کل خرید من در کیش شد عکس بالا به هیچ عنوان باعث افسردگی، ناراحتی و کم خوابی نمیشه که هیچ، آدم شب راحتتر هم خوابش می‌بره.

دوما اینکه متاسفانه یا خوشبختانه من نه تنها خسیس نیستم در زمینه پس انداز کردن هم مشکلات بنیادین دارم :)) و عکس بالا به این معنی نیست که ما پول‌هامون رو جمع می‌کنیم شبها می‌شمریم و چشمامون برق می‌زنه! اتفاقا من زیاد هزینه می‌کنم ولی صرف ‘چیز’ نمیشه!

خوب حالا بریم سر رمز موفقیت برای یک خرید کنترل شده و به اندازه که منجر به تلنبار شدن همون ‘چیز’ های اضافی ذکر شده توی خونه مون نشه. اولین قدم یک نکته خیلی ساده و مهمه: بدونیم چی می‌خوایم بخریم. مثلا فرض کنید امروز چه در سفر چه در محل زندگی خودتون قراره برید خرید. اگر ازتون بپرسند قراره چی بخری، آیا یک جواب واضح دارید؟ اگر حوابتون هست لباس!! از جاتون تکون نخورید. اصلا فکر خرید رو از سرتون بندازید بیرون.

اگر جوابتون هست بلوز، باز هم هنوز وقت خرید نیست ولی نه به شدت دفعه قبل، یرید به کمد لباستون نگاه کنید و ببینید چه بلوزی لازم دارید برای دامن، شلوار، سارافن‌های موجود و بقیه چیزهایی که این بلوز باید باهاش ست بشه. مدلش باید چی باشه، رنگش باید چی باشه؟

اگر حوابتون هست یک بلوز صورتی زیر سارافونی صورتی که یقه و استین‌هاش هم تورتوری باشه، یعنی شما آماده خرید هستید. یک قلم و کاغذ بردارید یا توی نرم‌افزار یادداشت نویسی‌تون بنویسید:

۱- بلوز صورتی زیر سارافونی استین قشنگ

حالا میشه کفش و لباس کنید و برید خرید.

پس همین حالا قبل از جمع کردن بار و بندیل سفر عید به فکر اینکه چی لازم دارید باشید و لیست خریدتون رو آماده کنید که توی بازارها فریب نخورید.

یادتوت باشه به هیچ عنوان هیچ چیزی که توی لیستتون نیست رو خریداری نکنید!

نکات تکمیلی:

۱- همین روش دقیقا خارج از سفر هم قابل استفاده است.

۲-فرض کنید رفتیم و توی مغازه یه شلوار قشنگ دیدیم که اگرچه توی لیست ننوشتیم ولی الان یادمون اومده که خیلی به اون مانتو یا بلوزی که داریم میاد و قیمتش هم خیلی خوبه، باید بخریمش دیگه نه؟ نه! نباید بخرید چون اگر واقعا لازم بود یادتون می‌اومد. ولی اگر هم‌چنان قاتع نشدید، یک راه ساده هست که نیاز واقعی‌تون رو نشون میده، هرچند به نظرتون مسخره بیاد. اون راه هم اینه که از اون مغازه بیایید بیرون و بشینید روی صندلی‌های پاساژ، لیستتون رو در بیارید و دوباره فکر کنید به چیزهایی که نیاز دارید. اگر واقعا این چیزی که به چشمتون خورد جاش توی لیست هست توی لیست بنویسید. حتما حتما این نوشتن باید انجام بشه‌ها، ذهنی قبول نیست! حالا که نوشته شد می‌تونید دوباره برگردید و بخریدش. بهتون اطمینان میدم بیشتر اوقات در این مرحله پشیمون می‌شید و به لیست اضاقه نمی‌کنید. اگر نشدید یعنی وقت خریدشه!

 

 

بیشتر

ماموریت ویژه: خونه بدون بشقاب پرنده

توی یک ماه آینده قراره یک ماموریت ویژه داشته باشیم: هر روز یک سری بشقاب پرنده رو از خونه رد کنیم و بعد از سی تا عملیات، یک خونه عاری از یوفو یا بشقاب پرنده داشته باشیم. اول از همه برای دوستانی که نمی‌دونند: بشقاب پرنده یک چیز زشت یا به درد نخور هست که نمی‌دونیم دقیقا توی خونه ما چه می‌کنه!

اما این ماموریت یک ماهه یک سری قوانین داره. اگر دوست دارید همراه این برنامه باشید، قوانین رو با دقت بخونید:

-باید آماده باشید! با لباسی که از خواب بیدار شدید نمیشه. لباس و سر و وضع مرتب برای انجام ماموریت ضروریه.

-سینک باید درخشان باشه و تمرینات صبحگاهی فلای لیدی رو انجام داده باشید.

-تایمرتون رو برای ۱۵ دقیقه تنظیم کنید و بهش متعهد باشید. قرار نیست تمام روز رو صرف این کار کنیم.

-هر روز بعد از پایان کار، پاکت‌ها رو به جای مناسب منتقل کنید.

 

چطور عملیات رو انجام بدیم:

-زمان مناسب در روز برای این کار رو برای خودتون مشخص کنید. فراموش نکنید هر روز فقط ۱۵ دقیقه

-از پاکسازی نقاط خطر یا دور ریختن ۲۷ قلم برای نظم دادن به ذهنتون و ایده گرفتن استفاده کنید. اگر یه جا نمی‌دونستید چه کنید نقاط خطر رو پیدا کنید یا تصمیم بگیرید ۲۷ تا مورد رو دور بریزید و بدون فکر کردن اضافی! تند تند عمل کنید.

-سه تا پلاستیک/جعبه لازم دارید: بره به بازیافت، بره به خیریه،  بره سر جاش. هر روز بعد از پایان پانزده دقیقه بازیافتی ‌ها و اهدایی‌ها رو به عقب ماشین منتقل کنید یا اگر مکان مخصوص بازیافت دارید بازیافتی ها رو اونجا ببرید. بعد بسته بره سر جاش رو بردارید و اشیای سرگردانی که سر جاشون نبودند بو ببرید خونه خودشون!

-برای تصمیم گیری در مورد هر شی به سوالات زیر فکر کنید: ازش خوشم میاد؟ توی یک سال گذشته استفاده شده؟ مشابهش رو دارم؟ برام یه یادگاری ارزشمنده یا دیدنش ناراحتم می‌کنه؟

-هر روز بعد از پایان کار دور و بر رو مرتب کنید.

-هر روز یک عملیات خاص داریم که توی اینستاگرام و کانال تلگرام  تمرینات روزانه منتشر میشه، فردا منتظر اولی‌اش باشید! بعد از پایان عملیات توی اینستاگرام با یک تیک، حاضری بزنید :)

 

 

 

بیشتر

راهنمای مدیریت خانه هیثر، قسمت آخر

یک ماه گذشت واقعا؟ من رو شطرنجی کنید و بی حرف اضافه بریم سراغ ادامه راهنمای مدیریت خانه هیثر! برای حبران تاخیر تا ته تهش نوشتم، خودتون قسمت قسمت بخونیدش :))


قسمت سوم: نظافت

در این قسمت من مقالات مفید در مورد تمیز کردن خانه، و دستور پاک کننده‌های خانگی را وارد می‌کنم. همینطور لیست ریز به ریز مراحل تمیز کردن خانه را برای هر یک از نواحی خانه در این بخش نگه می‌دارم.  من خانه را به شش قسمت تقسیم کرده ام (عارفه: دنبال کنندگان تمرینات فلای لیدی می‌دونند اونجا پنج ناحیه داریم). لیست من از گاراژ (درب پشتی) و آشپزخانه که محل ورود خودمان به خانه هم هست شروع می‌شود.

۱-ورودی گاراژ و آشپزخانه

۲- اتاق نشیمن و ورودی اصلی

۳-اتاق‌های بچه‌ها و دستشویی حمام راهرو

۴-اتاق خواب اصلی و دستشویی حمام آن

۵-زیرزمین

۶-گاراژ

بعد از تقسیم بندی، برای هر منظقه یک لیست دقیق که تمامی امور لازم برای تمیز کردن آن ناحیه، مثل خانه تکانی را دربر دارد تهیه کردم.

قسمت چهارم: تغذیه

این قسمت جای دستور غذاها و همینطور برنامه غذایی است.  من در این بخش موارد زیر را نگه می‌دارم:

-منوی ماهانه: این لیست شامل سی وعده غذایی کامل است که محبوب همه اعضای خانواده هستند. وقتی مواد خاصی دم دست ندارم که بخواهم استفاده کنم و غذایی مد نظرم نیست، به آن نگاه می‌کنم و انتخاب می‌کنم. هربار از این منو چیزی بپزم کنار آن تاریخ می‌زنم تا از تکراری شدن وعده‌ها جلوگیری کنم.

-برنامه غذایی کم هزینه وزارت کشاورزی آمریکا (USDA Thrifty Food Plan)

-یک کپی از نسخه جدید هرم غذایی

-یک نسخه از اندازه متناسب وعده غذایی برای هر گروه سنی

-مقالات مفید در زمینه آشپزی و تغذیه

من یک برنامه غذایی منظم ندارم چون بیشتر بر اساس موادی که دارم و می‌خواهم استفاده کنم برای منو تصمیم می‌گیرم.

قسمت پنجم: امور مالی

در مسیر هفت ساله مان به سمت رهایی از قرض و وام، هر شش ماه یک وضعیت مالی تهیه می‌کردیم تا میزان بدهی و همینطور ارزش خالص دارایی‌مان را محاسبه کنیم. این وضعیت مالی را در این قسمت نگه می‌دارم. مشاهده کاهش قرض‌ها و افزایش ارزش دارایی لذت بخش است!

علاوه بر این، در این بخش موارد زیر را نگه می‌دارم.

-بودجه ماهیانه

-یک تقویم شامل تاریخ همه قرض‌ها

-مقالات مفید در زمینه مدیریت مالی

من برنامه  رهایی از قرض را هم در این قسمت نگه می‌دارم. این برنامه یک لیست بزرگ از همه بدهی‌هایی بود که داشتیم، به ترتیب میزان سود. برای پرداخت آن همه بدهی، ما خیلی چیزها را فروختیم. با هم برای اینکه چه چیزی را در چه زمانی بفروشیم تصمیم گرفتیم و بعد از هر فروش، بدهی با بیشترین سود را بازپرداخت کردیم. پرداخت کل آنها هفت سال طول کشید ولی ارزشش را داشت. اینکه با هم برای یک هدف تصمیم گرفتیم و موفق شدیم، به من روحیه می‌دهد.

قسمت ششم: فرزندان

برای من این بخش سه قسمت دارد (موقع نوشتن این پست هنوز پسرشون وجود نداشته!). برای شما بستگی به تعداد فرزندان خانواده دارد!

-تربیت فرزندان

من در این بخش مقالاتی در زمینه تربیت فرزندان، کمک‌های اولیه، آموزش مدیریت مالی به کودکان، بازی‌ها و کار‌های دستی و …نگه‌داری می‌کنم.

-قسمت بی (فرزند اول)

-قسمت کیک (دختر دوم)

در این دو قسمت، اطلاعات و مدارک مربوط به هر فرزند را نگه داری می‌کنم، مانند سوابق واکسیناسیون، کپی مدارک تولد و سایر مدارک مهم، نمودار‌های رشد و اطلاعات پزشکی. من اولین نسخه این زونکن مدیریت خانه را اندکی بعد از تولد بی درست کردم. زمانی که هر بار تب می‌کرد باید کل خانه و کشو‌ها را به هم می‌ریختم تا اطلاعات مربوط به دوز درست استامینوفن را برایش پیدا کنم و از این موضوع کلافه شده بودم.

قسمت هفتم: مدرسه و فعالیت های جانبی

در این قسمت اطلاعات مربوط به مدرسه بچه‌ها را نگه می‌دارم. مثلا:

-برنامه مدرسه، شامل ساعت کلاس‌ها و ناهار و تعطیلی و فوق برنامه‌ها

-اطلاعات مربوط به جلسات اولیا و برنامه‌های خیریه و … در مدرسه

-خبرنامه‌های ارسالی مدرسه

-کاغذ‌های فارغ التحصیلی بی از مهد

 

من در زونکن ده سانتی! خودم قسمت‌های دیگری هم در مورد باغبانی، سلامت و بهداشت دارم ولی فکر می‌کنم این هفت قسمت عمومیت بیشتری برای همه دارد و احتمالا به خصوص برای مادران فرزندان خردسال قابل استفاده است. مهم این است که راهنمای مدیریت خانه شما، باید بازتابی از شما و روش‌های شما باشد، پس بهتر است آن را با سبک زندگی خودتان اصلاح و به روز کنید! امیدوارم از تهیه کردنش لذت ببرید.

 

 

بیشتر

داخل راهنمای هیثر

خوب بیایید با هم ببینیم داخل راهنمای هیثر چی پیدا میشه…روزها مثل برق و باد می‌گذرند! باورم نمیشه دو هفته گذشته و هنوز این پست رو ننوشتم…از همه تون که صبوری می‌کنید ممنونم.

قسمت اول: دعا و مطالعه انجیل

هیثر مسیحی و خیلی مذهبیه. اما فکر می‌کنم برای هر کسی با توجه به مذهب /عقایدش داشتن یک بخش معنویت اول دفتر راهنما خیلی الهام‌بخش و آرامش دهنده است. کار جالب دیگه‌ای هم که کرده اینه که صفحه اول هر کدوم از قسمت ها رو با یک جمله مرتبط از انجیل و یک عکس مرتبط تزیین کرده. برای هیثر این بخش اول قرار گرفته چون دوست داره خدا توی زندگی‌اش اولویت اول باشه.

توی این قسمت یک برنامه ۳۶۵ روزه خوندن انجیل پرینت کرده و هر روز با خوندن اون قسمت، جلوش تیک می‌زنه. بعد یک قسمت دعاها گذاشته، که توش خواسته هاش از خدا رو لیست می‌کنه و به هرکدوم که رسید، باز علامت می‌زنه.  این طوری یادش نمی‌ره که داشته‌های امروز، خواسته‌های دیروزش بودند 😉 یک لیست از نام‌ها و صفات خدا هم بعدش توی زونکن گذاشته که فکر کردن بهشون بهش آرامش میده و در نهایت آیات و جملات الهام بخشی که بهش انرژی مثبت میده رو هم در همین قسمت توی زونکن می‌گذاره.

قسمت دوم: برنامه کار

قسمت دوم علاوه بر عکس و آیه‌ای از انجیل، این جمله قشنگ رو روی خودش داره: با نشستن و تصور کردن، نمی‌تونید هیچ زمینی رو شخم بزنید.

جقدر از وقت ما به رویاپردازی می‌گذره و چقدرش به عمل کردن؟ به نوشته هیثر تهیه کردن این قسمت زونکن از همه بخش‌ها سختتره چون به برنامه‌ریزی و تفکر زیادی نیاز داره.

اولین بخش این قسمت، فهرست کارهای روزانه است که برای هیثر این لیستشونه:

-یخ زدایی غذا برای شام

-مرتب کردن

-تخلیه ماشین ظرفشویی و گذاشتن ظرفهای کثیف

-مرتب کردن دور و بر خونه

-تمیز کردن سینک، کابینتها و گاز

-بررسی و بازیافت نامه‌ها

-آب و غدای پامپکین (گربه شون)

-جاروی کف آشپزخونه

-یک دور ماشین لباسشویی (شست و شو، خشک کردن، تا زدن و جا دادن)

-دستمال کشیدن سینک و سطوح دستشویی حمام

-پر کردن مخزن آب یخچال

-بیرون گذاشتن زباله

 

بخش دوم برنامه روزهای هفته هیثر هست، که توش به هر روز هفته کاری رو اختصاص داده. مثلا خرید یا سایر کارهایی که هفته‌ای یک بار براشون کافیه رو در روزهای مختلف توزیع کرده و به صورت یک جدول توی زونکن گذاشته.

لیست کارهای هفتگی، ماهانه، سه ماهه، شش ماهه و سالانه‌ای که باید انجام بده..کارهایی از قبیل پرداخت قبوض یا چک‌اپهای پزشکی یا سرویس وسایل و خونه و غیره رو بر حسب دوره زمانی‌ای که لازمه باید لیست کرد و اینجا گذاشت.

بخش سوم: نظافت

توی پست بعدی که امیدوارم خیلی دیر نشه در مورد این بخش خواهم نوشت :)

در مورد بخش یک و دو، نظر شما چیه؟ توی زونکن شما چه چیز دیگه‌ای خواهد بود یا توی این قسمتها چی خواهید نوشت؟

بیشتر

در باب اهمیت نوشتن

جلد راهنماچقدر توی زندگی به ثبت و نوشتن، حالا نوشتن هرچیزی، اهمیت می‌دید و بهش وقت می‌گذارید؟

یکی از تفاوت‌هایی که بین ایران و انگلیس (و کلا غرب) توجه من رو به خودش جلب کرده این تفاوت در نگاه به ثبت کردن و نوشتن هست. از حدود عهد دقیانوس به این طرف توی انگلیس نوشته از وقایع و عقد و ازدواجها و فوتها و … وجود داره و توی ایران احتمالا مال صد سال پیشش هم به سختی پیدا میشه! البته این مثاله الان به ثبت اینجور وقایع کاری ندارم.

توی زندگی شخصی چقدر وقایع رو می‌نویسید؟ از برنامه‌های تکراری روزمره تا اتفاقات هیجان انگیز و تکرار نشدنی زندگی شما. چند تاش به صورت نوشته حالا چه الکترونیکی چه کاغذی ثبت شده؟ اگر مثل من از اونهایی هستید که ننوشتند، چقدر از خاطرات یا تجربه های پنج سال یا ده سال پیش یادتون مونده؟

یکی از چیزهایی که توی وبلاگ محبوبم (اینجا) خیلی دوست دارم همین ثبت همیشگی و منظم اتفاقات زندگی و از اون جالب‌تر نحوه مدیریت زندگی‌اش هست.

اینجا در مورد یک زونکن مدیریت خونه که برای خودش تهیه کرده توضیح داده که خیلی دوست دارم برای خودم تهیه اش کنم. اسمش رو گذاشته «راهنمای مدیریت منزل» . محتویاتش طوریه که به فرض یک سفر انشالله خیلی خوب غیرمنتظره برای ایشون پیش بیاد، هر کدوم از اعضای خونه می‌تونند با خوندنش وضع خونه رو تا برگشت مامان مدیریت کنند. خوشتون اومد؟

تو خوانندگان وبلاگ که هیچ، توی ایران هم فکر نمی‌کنم کسی برای خودش راهنمای مدیریت خونه تهیه کرده باشه :)) اما اگر کسی هست زود دستتون رو بالا کنید تا از تجربه تون استفاده کنیم!

موافقید شروع کنیم با هم کم کم اول ببینیم دوست من هیثر توی راهنماش چی داره و بعد ما هم برای خودمون درست کنیم؟

بیشتر

یک چالش جدید برای مینیمالیستهای جاه طلب : پروژه ۳۳۳

project 333مگه میشه هم مینیمالیست بود و هم جاه طلب؟ بله..جاه طلبی در هرچه بیشتر مینیمال بودن!

یکی از همراهان خوب وبلاگ، سمیه عزیز یک توضیح کامل در مورد پروژه ۳۳۳ رو از این منبع برامون ترجمه کردند. اگر به دنبال یک چالش و هیجان جدید در مسیر مینیمالیسم هستید پیشنهاد خوبیه. توضیح بیشتر رو به قلم سمیه جان بخونید.


پروژه ۳۳۳ یک پروژه چالش برانگیز مد و پوشش برای افرادی است که میخواهند وارد فاز دوم زندگی مینیمالیستی شوند. در این پروژه شرکت کنندگان خودرا مکلف میکنند که در طی سه ماه تنها سی وسه تکه لباس برتن کنند و بیش از این تعداد را از زندگی خود خارج کنند. هدف این پروژه این است که به طور عملی به افراد بیاموزد ارزش انسانها به تعداد لباسهایی که درتملک خود دارند، نیست و انسان با معیارهای اخلاقی ارزش گزاری میشود نه ظواهر. به قول شاعر “نه همین لباس زیباست نشان آدمیت”.
همچنین این پروژه به افرادی که به خرید لباس، کیف ، کفش و اکسسوری معتاد شده اند کمک میکند کم کم این اشتیاق بیش از حد خود به خرید را کنترل کنند و با برنامه ریزی برای پوشش سه ماهه آینده شان، استرس های ناشی از پرسش همیشگی ” حالا چی بپوشم؟” را کاهش دهد. ۳۳۳ به افراد میاموزد پول، زمان وتوان ذهنی خودرا برای فعالیتهایی مهمتر از خریدن و پوشیدن خرج کنند،از مصرف گرایی بپرهیزند،کیفیت را جایگزین کمیت کنند و خلاقیت خود را در زمینه مد و فشن بکار گیرند.
این پروژه تاکنون توسط بیش از دو میلیون نفردرسرتاسر جهان اجرا شده است و نتایج مثبتی را برای شرکت کنندگان به همراه داشته است. برای استفاده از نتایج و تجربیات ایشان در اینترنت جستجو کنید.
قوانین پروژه:
• طول دوره سه ماهه است.
• هیچ محدودیت سنی و جنسیتی در این پروژه وجود ندارد و قوانین برای زنان و مردان یکسان است.
• سی و سه تکه لباس شامل لباس،اکسسوری، لباس رو(کت یا بارانی)، کیف ،کفش و کمربند است
• مواردی که شامل سی و سه تکه نمیشوند: جواهرات ثابت مثل گوشواره وگردنبند وحلقه ازدواج، ساعت مچی، ،لباس زیر، لباس خواب و لباس کار
• اگر در محیطی کار میکنید که لباس کار خاص و مشخصی ندارید، هر چه بپوشید باید جزئی از ۳۳ باشد
• درانتخاب لباس، فصل ، آب و هوا و هنجارهای جامعه را درنظر بگیرید.
• پس از جمع کردن سی وسه لباس مورد نظر خود، بقیه لباسهایتان را در چمدان جمع کنید و از جلو چشم دور کنید.
• درصورتیکه در این سه ماه لباسی برایتان تنگ ، گشاد یا مفقود شد، خراب یا غیرقابل استفاده گردید،می توانید انرا دور انداخته و تکه ای دیگر از چمدانتان انتخاب کرده وجایگزین آن کنید. بهر حال جمع قطعات باید همیشه سی و سه باشد.
• در این دوره سه ماهه شما مکلف هستید لباسهای تکراری بپوشید تا به بیش از سی و سه تکه لباس نیازمند نشوید.
• دقت کنید که سی و سه تکه انتخابی باید به گونه ای باشند که طی سه ماه تمام فعالیتهای شما اعم از کار، ورزش، مهمانی و گردش را پوشش دهند.همچنین راحتی و اسایش شما را تامین کنند و در شان شما باشد.یادتان باشد قرار نیست خودتان را زجر بدهید یا بصورت نامتناسبی با دمپایی به مهمانی بروید. فقط قرار است پوشش خودرا کنترل کنید و با برنامه ریزی پیش بروید.
• لباس تکراری به معنای عدم رعایت نظافت نیست. همیشه لباس تازه شسته شده بپوشید و از عطر استفاده کنید. به قول مادر بزرگها “یکی برای پوشیدن و یکی برای شستن”.
راهنمای انتخاب لباس:
• ابتدا یک لیست از تمام اقلام لباسهاو کیف و کفش و زیورآلاتی که دارید تهیه کنید. سپس آنها را با هم ست کنید و دوتا سه ترکیب لباس آماده کنید و کنار هم بچینید.
• درایران نحوه پوشش بانوان در خارج از منزل شامل یک مانتو، یک شال، یک شلوار، یک کیف و یک کفش میباشد. یک بلوز و شلوار هم برای داخل خانه لازم است. با این حساب در هرروز به حداکثرهفت تکه لباس نیاز است .در زمستان شال گردن و کلاه و بارانی هم اضافه میشود یعنی در هر روز به بیش از ۱۰ تکه لباس نیازمندنیستید. برای دو مجموعه،حداکثر به بیست لباس نیاز دارید. حالا این بیست تکه لباس را چند روز در میان عوض و بدل هم بپوشید.
• هیچ انسانی نمی تواند همزمان دو مجموعه لباس بپوشد. پس حتی یک دست لباس اصلی و یک دست لباس کمکی برایتان کافی است. با این حال تنوع را فراموش نکنید تا در این مسیردچار بی حوصلگی و افسردگی و سستی اراده نشوید.
• اگرمیدانید در این سه ماه به مهمانی خواهید رفت یک لباس مناسب مجالس در مجموعه منتخبتان باشد. اگر اهل گردش هستید، کلاه افتابگیر و لباس ضد آب و کفش پیاده روی را فراموش نکنید.اگر ورزشکار هستید، یک ست لباس ورزشی در کلکسیونتان بگذارید.
• لباسهای بالاتنه توجه بیشتری راجلب میکنند پس به انها تنوع دهید و از تعداد شلوارها (دامن ها) بکاهید.
• رنگهایی را انتخاب کنید که به همه چیز می آیند.
• با بکارگیری خلاقیت خود میتوانید از چهارمانتو ،چهار شال ، دو شلواروسه کفش،دهها ترکیب متنوع و غیر تکراری ایجادکنید که به زیباترین وجه سه ماه شما را بپوشانند.
• اگر مانتوهای همرنگ دارید، فقط یکی را انتخاب کنید و بقیه را کنار بگذارید.بدین ترتیب با انتخاب رنگهای متفاوت میتوانید تنوع بیشتری ایجاد کنید.
• با جستجو در اینترنت از ایده های دیگران در انتخاب سی و سه لباس ضروری استفاده ببرید.
درپایان پروژه شرکت کنندگان :
• به تعداد زیاد لباسهای غیر ضروری خود پی میبرند و میتوانند آنها دور بریزند یا به دیگران ببخشند.
• تعریف جدیدی از مد و فشن برای خود ارائه میدهند و خلاقیت های خودرابروز میدهند.
• به اهمیت کیفیت لباس پی میبرند و دیگر برای لباسهای ارزان قیمت بی کیفیتی که از عهده پروژه بر نیامده اند و طی این سه ماه از رنگ و شکل افتاده اند، هزینه نخواهند کرد. به قول قدما: “هر ارزانی بی علت نیست و هرگرانی بی حکمت”
• فضای خالی بیشتری در گنجه لباس و در ذهن خود ایجاد میکنند که با اقلام و افکار ارزشمندترجایگزین شود.
• شجاعت و جسارت تغییر را در خود تقویت میکنند و دیگر عادات مضر خودرا نیز با تصمیم قاطع و برنامه ریزی ترک میکنند.
• با اعتماد به نفسی که دیگر وابسته به لباس و ظاهر نیست به سمت آینده به پیش میروند و سبکبار زندگی میکنند.
• چون همیشه میدانند در سه ماه آینده چه می خواهند بپوشند، مضطرب نیستند.

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت آخر

خوب برای قبل از عید فقط همین مطلب رو لازم داریم تا بتونیم یک خونه کاملا عاری از وسایل اضافی و مرتب با روش کانماری داشته باشیم. تا الان چند نفر دسته لباس‌ها، کتاب‌ها و مدارک رو مرتب کردند؟

توی این نوشته لیست لوازم متفرقه رو که چهارمین دسته از دسته های اصلی ماری کاندو هست براتون تهیه کردم. با داشتن این فهرست فقط کافیه که یکی یکی این دسته ها رو مطابق شش اصل روش کان ماری که در پست قبل نوشتم مرتب کنید! به همین سادگی :)

 


وقتی از لوازم متفرقه صحبت می‌کنیم تصور کردنش کمی سخته. یعنی چی ها رو باید جمع کنیم؟ ماری کاندو به کمکمون اومده و زیردسته‌های این قسمت رو مشخص کرده. می‌تونید هر بار سراغ یکی از این دسته‌ها برید یا در یک نوبت چندتاشون رو با هم مرتب کنید:

  • سی دی، دی وی دی و فلش ها
  • لوازم التحریر
  • لوازم برقی
  • لوازم آرایشی و مراقبت پوستی
  • شمع، روغنها، اسانس ها، عود و سایر لوازم آرامش بخش
  • داروها
  • اوراق و کارتهای ارزشمند (کارت هدیه، کارتهای بانکی و اعتباری زاپاس، کوپن تخفیف): در این دسته به جای برق شادی، به تاریخ انقضا نگاه کنید!
  • لوازم خیاطی
  • ابزارآلات (علاوه بر پیچ گوشتی و آچار، میخ‌ها و پیچ و مهره ها را هم بررسی کنید و اضافی ها را نگه ندارید.)
  • لوازم هنری/کارهای دستی: ممکن است اهل خطاطی باشید یا موسیقی، یا هر فعالیت دیگری برای اوقات فراغت. این وسایل را با هم نگه داری کنید.
  • کلکسیون: اگر هرچیزی را جمع آوری و نگه داری می کنید، یک روز کامل به تمیز کردن و چیدمان زیبای آن اختصاص بدهید.
  • چیزهای روز مبادا: خیلی چیزها ممکن است در این دسته داشته باشید. از قطعه های ناقصی که بقیه اش گم شده تا دکمه هایی که لباسش را دیگر ندارید و موبایلهای قدیمی. احتمالا بیشتر این دسته را رد خواهید کرد. اگر چیزی را نگه داشتید کنار دسته ای که بیشترین مشابهت را با آن دارد قرار بدهید.
  • ملافه‌ها و لوازم خواب
  • حوله‌ها
  • اسباب بازی‌ها و عروسک‌ها
  • لوازم تفریح (زیرانداز، توپ و راکت بدمینتون، لوازم ماهیگیری و هرچیزی از این دست): این دسته را در پاکتهای زیبا نگه داری کنید نه کیسه های پلاستیکی که شکل زباله به آنها می‌دهد.
  • لوازم مناسبتی: وسایل هفت سین، تزیینات ویژه مناسبت‌های مختلف و چیزهایی از این دست که در یک زمان خاص کاربرد دارند. فقط آنهایی را که واقعا در نوبت بعد استفاده خواهید کرد نگه دارید.
  • لوازم کمکهای اولیه و کیف زلزله: این مرتب کردن اساسی فرصت خوبی است تا چک کنید که وسایل لازم برای زمان اضطرار را آماده و دم دست دارید. دقت کنید که چیزی تاریخ گذشته نباشد و همه چیز کار کند.
  • لوازم بارانی: به خصوص چتر و سپس سایر چیزهایی که در این دسته دارید. دقت کنید که چترهایی که دارید سالم باشند و باز و بسته بشوند. برای هر عضو خانواده یک چتر کافی است.
  • خرت و پرتهای آشپزخانه: آشپزخانه‌ای که دوست دارید در آن آشپزی کنید را تصور کنید. معمولا تصویر این آشپزخانه جایی است با سطوح خالی، و به نحوی که همه چیز به راحتی در دسترس باشد. اما اگر مجبورید از راحتی دسترسی بگذارید و کابینتها را فشرده‌تر بچینید. هیچ چیزی به اندازه سطوح خالی که راحت قابل تمیز شدن باشند در نظم آشپزخانه موثر نیست. نکته مهم: هرگز فریب نخورید و از آشپزخانه برای مرتب کردن شروع نکنید. آشپرحانه گزینه مناسبی برای شروع نیست. برای راحتی بیشتر می‌توانید لوازم آشپزخانه را به سه دسته تقسیم کنید: لوازم صرف و خوردن غذا، لوازم تهیه کردن غذا و آشپزی، مواد غذایی.
  • مواد و لوازم تمیزکاری! فراموش نکنید تمیزی خانه شما وابسته به داشتن انواع و مدلهای بیشتری از شوینده‌ها نیست.
  • لوازم لباسشویی
  • خرت و پرتهای حمام/دستشویی

لیست درازی به نظر میاد ولی اگر شروع کنید می‌بینید خیلی از دسته‌هاش زمان زیادی نمی‌بره. برای دسته‌هایی که به نظرم خیلی واضح نبود یک توضیح خلاصه نوشتم. اگر جایی‌اش به نظرتون توضیح بیشتری لازم داره برام بنویسید!

 

بیشتر

خونه یا مدرسه؟

مدرسه دخترانهقبل از اینکه بیشتر پیش بریم در کتاب جادوی مرتب کردن، می خوام یک مثال بزنم که اهمیت مرتب کردن به روش کانماری رو برامون بیشتر معلوم کنه.

یک خونه یک خوابه رو تصور کنید که یک زوج عاشق! توش زندگی می کنند. وقتی این زوج کار روزانه شون بیرون از خونه تموم میشه در اولین فرصتی که بتونند خودشون رو می رسونند توی خونه و حسابی توش احساس آرامش می کنند. همه مون می دونیم که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه. نیاز نیست بهشون اصرار کنیم که تو رو خدا از سرکار یا از مغازه یا هرجایی که در طول روز وقتشون گذشته برو خونه تون. همین که اجازه خلاص شدن پیدا کنند مثل فشنگ به سمت خونه حرکت می کنند.

حالا یک کلاس مدرسه از همون سی نفره ها که ما می رفتیم! رو تصور کنید. در مدت کلاس همه سرجاشون نشستند و آروم یا نسبتا آروم! دارند به معلم گوش می کنند. اما همین که زنگ تفریح می خوره همه از سرجاشون می پرند بیرون. یه سری می دوند به سمت حیاط. یه سری میرن روی میز و صندلی ها، یه عده شروع می کنند به زدن و رقصیدن…خیلی سخته تا زور بالای سرشون نباشه سرجاشون بنشینند. اون حالت نظم و ترتیب سر کلاس یک وضعیت ناپایدار و موقت بیشتر نیست.

با روش کانماری قراره چیدمان وسایل و جاشون طوری باشه که توش احساس اون خونه اولی رو داشته باشند نه اون کلاس شلوغ مدرسه. اگر هرچی مرتب می  کنید فرداش پخش و پلاست معلومه یک ناظم بداخلاق هستید! توی کتاب می بینیم ماری کاندو از آرایه تشخیص/جانبخشی استفاده می کنه. سعی کنید وسایلتون رو آدم حساب کنید! بعد ببینید چرا فکر می کنند سر کلاس هستند و از جاشون فراری اند. براشون یه خونه پر عشق و محبت و صمیمیت درست کنید که خودشون بدوند به سمتش، نه اینکه از دستش در برن :))

حالا کم کم که شروع به انجام روشهای کان ماری بکنیم کار براتون آسونتر میشه.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت چهارم

به اینجا رسیده بودیم که  خرید کمد و طراحی مجدد برای داشتن کشوهای بیشتر و  خرید جعبه های رنگارنگ مشکلی رو حل نمی کنه که یک سرماخوردگی نامحترم اومد اینجا و هنوز هم نرفته! بریم ببینیم خانم کاندو دیگه چه پیشنهادی برامون داره قبل از این که بریم سراغ مرتب کردن؟


 

بر اساس دسته مرتب کنید نه مکان

در دوران دبیرستان من عادت داشتم هر روز یک جا را مرتب کنم. یک روز اتاق خودم، یک روز اتاق خواهرم…یک روز قفسه های مواد غذایی، یک روز کمدهای دستشویی و حمام. یک روز وقتی سراغ یک کشو رفتم، احساس کردم این همان کشویی است که دیروز مرتب کرده بودم. این طور نبود، اما محتویات داخل آن دقیقا همان بودند.

مرتب کردن یک جای خانه، یک اشتباه خیلی بزرگ است. برای بیشتر افراد شنیدن ای جمله تعجب آور است. دلیل اینکه این کار اشتباه است به این برمی گردد که بیشتر افراد چیزهای مشابه را در نقاط مختلفی نگهداری می کنند. برای همین ما یک کار را در نقاط مختلف خانه تکرار می کنیم و متوجه نیستیم که چطور در یک چرخه اشتباه تمیز کردن اسیر شده ایم.

یک دلیل دیگر اینکه ما هیچوقت در تمیز کردن موفق نمی شویم این است که خیلی زیاد وسیله داریم، ولی چون هر کدام را در یک گوشه پنهان کرده ایم نمی دانیم چقدر زیاد داریم و به مرتب کردن ابدی ادامه می دهیم. پی بردن به اینکه واقعا در هر دسته جقدر وسیله داریم نیازمند این است که در یک زمان به همه آن با هم رسیدگی کنیم.

روش کار را بر اساس سلیقه خودتان تغییر ندهید

خیلی از نویسنده های کتب راهنما معتقدند مشکل هر فردی حاص اوست، بنابراین شما باید روش مناسب را مطابق شرایط خودتان پیدا کنید. این به نظر خیلی منطقی می آید. من در سالهای اولیه کارم خیلی روی این موضوع تحقیق کردم. همه مشتری های خودم را از نظر سنخ روانی، گروه خونی، طالع بینی و … مطالعه می کردم تا ببینم آیا برای هر دسته از افراد روش خاصی بهتر کار می کند یا نه. بعد از پنج سال، نتیجه گیری من این بود که تغییر دادن روش به خاطر شخصیت هیچ سودی ندارد (باز خانم کاندو داره حرفهای من رو زیر سوال می بره ها!). وقتی نوبت مرتب کردن است همه ما تنبلیم و وقت نداریم. همه ما روی بعضی چیزها حساسیت داریم و به بقیه اهمیت نمی دهیم.

شاید به خاطر اینکه بخش زیادی از عمرم صرف مرتب کردن شده، دوست دارم همه چیز را دسته بندی کنم. در اوایل کارم خیلی سعی کردم مشتری هایم را بر اساس شخصیت و نیازها و رفتارهایشان طبقه بندی کنم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که همه را می توان بر اساس رفتار در یکی از سه دسته زیر جای داد:

-نمی تواند دور بریزد

-نمی تواند سرجایش بگذارد

-ترکیب دو دسته بالا

نود درصد مشتریان من در دسته سوم قرار می گیرند، و ده درصد در دسته دوم. هنوز کسی که نتواند دور بریزد پیدا نکرده ام چون اگر دور نریزیم به زودی خانه پر خواهد شد و جای نفس کشیدن نمی ماند! ده درصد دسته دوم هم هروقت جدی به مرتب کردن مشغول شوند، معلوم می شود که هنوز وسیله زیاد دارند.

خلاصه بگویم، نتیجه همه سالهایی که من کار کرده ام این است که باید از دور ریختن شروع کرد. این کاری است که همه ما از پس آن بر میاییم. مرتب کردن، شامل دو بخش است: دور ریختن چیزهای اضافی، قرار دادن چیزهای باقی مانده در جای مناسب. از این دو بخش، اول باید دور ریختن را انجام داد.

مرتب کردن باید یک اتفاق ویژه باشد، نه یک کار روزانه

سعی نکنید هر روز مرتب کنید (برای همین این کتاب برای خونه تکونی که یک کار یهویی! هست خیلی مناسبه). تعجب کردید؟ می دانم روشهای زیادی برای مرتب کردن وجود دارد و حتی من همه آنها را نمی شناسم. اما روش من این است: مرتب کردن را باید یک بار و برای همیشه انجام داد.

با یک بار درست و کامل انجام دادن این مرتب کردن، شما می توانید سبک زندگی ای که دوست دارید را در یک فضای خلوت و تمیز شروع کنید. وقتی آنقدر وسیله دارید که حتی نمی دانید همه آنها چه هستند و کجا قایم شده اند، چطور می توانید آرامش داشته باشید؟

بیشتر افراد به این مرتب کردن یکباره نیاز دارند، ولی متاسفانه با هر روز کمی و گوشه ای را تمیز کردن آن را همیشه به عقب می اندازند. شاید فکر می کنید به هر حال بعد از این مرتب کردن هم با خرید دوباره و جمع شدن خرت و پرت خانه به وضع قبلی برخواهد گشت و این وضع پایدار نخواهد ماند. می دانم. چون تا این روش را امتحان نکنید باور نخواهید کرد که بعد از آن گذاشتن هرچیزی سر جایش یا پیدا کردن جای مناسب برای وسایل جدید خیلی آسان خواهد بود و این نظم از بین نخواهد رفت.

فکر می کنید از پس مرتب کردن بر نمیایید؟ مرتب کردن فقط در مورد وسایل و اشیاست. کافی است هرچه دور ریختنی است را دور بریزید، و هر چیزی را سرجایش بگذارید. به همین سادگی.

من مدتهاست که دیگر اتاقم را مرتب نمی کنم. چون نیازی به مرتب کردن ندارد. من فقط سالی یک یا دو بار حدود یک ساعت صرف چک کردن اوضاع می کنم و تمام. خاطره مرتب کردن همیشگی و عدم رضایتی که داشتم خیلی قدیمی شده است.  دوست دارید شما هم اینطور زندگی کنید؟  کافی است بدانید خانه را چطور مرتب کنید.


خوب فصل اول تموم شد. از قسمت بعد میریم سراغ فصل دوم که در مورد دور ریختنه…آماده هستید؟ :)

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

 

بیشتر

پنج فرمان عارفه!

توی این یک سال و یک ماه، شاید بیشترین سوالاتی که من دریافت کردم در مورد مدیریت خونه و کارهای خونه هست.  بیشتر هم سوال از طرف خانمی هست که دوست داره اتاق و کمد و انباری و هرجا که وسایل همسرش هست رو مرتب کنه در حالی که همسرش موافق نیست:))

کم کم داریم به سال نو نزدیک میشیم. اینها پیشنهادات من برای یک مدیریت موثر و پربازده خونه هست که همه اعضای خونه ازش راضی باشند! حالا که آخر هفته است شاید فرصت خوبی باشه تا با خانواده در موردش صحبت کنید و برای سال جدید یک سیستم جدید اجرا کنید. اگر خونه رو مثل یک اداره تصور کنیم و بخشهای مختلف کارها رو در نظر بگیریم، تقسیم عادلانه مسوولیتها برامون آسونتر میشه. همینطور پیدا کردن مشکلات و اینکه توی کدوم قسمت مدیریت خونه نیاز به دقت بیشتر داریم آسونتر میشه.

فرمان اول:

هنگام مطالعه این لیست یک قلم و کاغد داشته باشید تا برنامه ریزی را همین الان شروع کنید.

فرمان دوم:

مسوول /مسوولهای هر کدام از وظایف خونه باید معلوم باشد. نه وظایف ریز مثل برداشتن اسباب بازی از روی زمین! بلکه مجموعه وظایف. مجموعه وظایف به نظر من پنح مورد زیر هستند:

۱-کسب درآمد

۲-مدیریت هزینه

۳-مدیریت امور داخلی (نظم و تمیزی خونه و مدیریت آشپزخونه)

۴-مدیریت امور بیرونی (خرید و دور ریختن/بازیافت، مدیریت خدمات مورد نیاز خونه (خشکشویی، خیاطی، تعمیرات و …)

۵-مدیریت روابط اجتماعی و تفریحات: گردش رفتن، مهمونی رفتن یا گرفتن، رابطه با دوستان و فامیل و ..

فرمان سوم:

مسوولیتها باید بر اساس علاقه و توانایی، و عادلانه بین همه افراد بزرگسال خانواده تقسیم شوند. برای هر دسته می توان یک یا بیشتر از یک مسوول داشت.

فرمان چهارم:

وظیفه مسوول هر بخش نظارت بر اجرای همه کارهای مربوط به آن قسمت است. ممکن است در هر قسمت کارها را تقسیم کرد ولی در نهایت مسوول باید چک کند که همه چیز انجام شده و در صورت لزوم کمبودها را برطرف کند.

فرمان پنجم:

هر فرد خانواده حریم خصوصی دارد. مرزها باید مشخص باشد. کمدها و فضاهای خصوصی و عمومی باید برای همه واضح باشند. همه در برابر فضاهای عمومی مسوول هستند اما فضای خصوصی هرکس به خود او مربوط است و بقیه حق مرتب کردن، دست زدن و جابجا کردن چیزی در آن حریم ندارند. اظهار نظر در مورد فضای خصوصی دیگران هم فقط وقتی مجاز است که نظر شما را بپرسند! فضای خصوصی جایی است که می توان در آن را بست. جایی که در معرض دید همه است را نمی توان خصوصی تلقی کرد.

 


مثال: یک زوج جوان که هر دو شاغل هستند، می تونند مسوولیت همه بخشها رو دو نفری داشته باشند و با هم به چرخوندن امور نظارت کنند.

در یک خانواده که دو فرزند زیر چهار سال دارند و مادر خانواده نگهداری از بچه ها را به عهده دارد، مدیریت امور داخلی خانه را او به عهده می گیرد و مسوول بقیه قسمتها پدر است.

در یک خانواده که فرزندان بزرگسال دارند آنها هم می توانند مسوولیت یک یا چند بخش را به عهده بگیرند.

 

شما چه پیشنهادی برای عادلانه تر و کارآمدتر شدن مدیریت خانواده ها دارید؟

 

برای به اشتراک گذاشتن این راهنما با دوستانتون، می تونید نسخه پی دی اف رو از اینجا دانلود کنید:

خانه یا اداره؟ مدیریت وظایف در خانه

 

بیشتر