دسته: راهکار

جادوی مرتب کردن، قسمت سوم

آماده اید یک زندگی جدید شروع کنید؟

یک ذهن به هم ریخته، یک اتاق به هم ریخته ایجاد می کند. اگر خانه ای درهم و شلوغ است، عامل آن فقط خرت و پرتهای قابل مشاهده نیستند. ریشه مشکل ممکن است درون شما باشد. اگر عامل درونی را اصلاح نکنید، حتی بعد از مرتب کردن خانه هم در آن حس آرامش نخواهید داشت، و خیلی زود خانه هم به شکل قبلی برمی گردد.

وقتی در یک اتاق خلوت و مرتب هستید، ببینید چه حسی دارید. اگر آرام و شاد نیستید به درون خود نگاه کنید و آنچه را که تلاش می کند خود را پنهان کند ببینید. در زندگی هر کس عوامل استرس زا متفاوت هستند. آنها را پیدا کنید و با آن روبرو شوید. از وقتی که مرتب کردن خانه با روش کانماری را شروع کردید، زندگی را هم از نو آغاز کنید. برای همین باید مرتب کردن خانه را سریع و در یک نوبت انجام بدهیم. چون مرتب کردن فقط یک وسیله است، هدف نهایی نیست! هدف شما باید سبک زندگی جدیدی باشد که دوست دارید شروع کنید.

جا دادن، راه حل نیست!

بسیاری از افراد، وقتی به یاد مرتب کردن می افتند مشکل خود را کمبود جا می دانند. مشتریان من از من می خواهند به آنها بیاموزم هر چیزی را کجا بگذارند. من درک می کنم، ولی جا دادن وسایل راه حل نیست، یک تله است.

تبلیغات انواع و اقسام محصولات جاسازی (جعبه ها، قفسه ها و …) معمولا با عباراتی چون: در کمترین زمان همه جا را مرتب کنید یا مرتب کردن را سریع و آسان کنید  همراه هستند. باید اعتراف کنم که من هم زمانی فریب این ادعا رو خورده ام.  به عنوان یک خواننده همه مجلات خانه داری و طراحی منزل، من هر پیشنهادی که برای جا دادن و مرتب کردن وسایل می دیدم را فورا اجرا می کردم. با پول توجیبی ام انواع جعبه های زیبا را می خریدم و از جعبه های بازیافتی برای طبقه بندی وسایلم استفاده می کردم. با این تجربه، باید بگویم که این راهکارها فقط یک پاسخ سطحی هستند. با اینکه اتاق من پر از فایل و طبقه و جعبه و کشوهای من پر از تقسیم کننده های مختلف بود، هنوز اتاق من مرتب نبود. یک بار وقتی به این مجموعه بزرگ نگاه می کردم متوحه مشکل شدم. من وقت زیادی را صرف مرتب کردن و جای دادن چیزهایی کرده بودم که به آنها نیاز نداشتم. فکر می کردم دارم مرتب می کنم، اما در واقع وقت خودم را صرف پنهان کردن چیزهای اضافی در گوشه و کنار و قایم کردن چیزهایی که لازم نداشتم در یک جعبه خوشرنگ و لعاب کرده بودم. کنار گذاشتن خرت و پرتها این توهم را ایجاد می کتد که مشکل به هم ریختگی حل شده است. ولی خیلی زود این فضاهای جدید هم پر می شود و نیازمند خرید محصولات جدید برای جا دادن بقیه خرت و پرتها می شویم.

به این دلیل، مرتب کردن باید با خلوت سازی شروع شود. ما باید به میل به جا دادن وسایل تا زمانی که همه آنها را از هر گونه چیز اضافی و بی کاربرد خالی نکرده ایم غلبه کنیم.


من که خیلی هیجان زده ام که زود برم همه چیز رو بریزم بیرون و یه خلوت سازی اساسی بکنم :)) ولی این بخش تموم نمیشه که! فکر کنم قسمت بعد آخریش باشه و بعد می رسیم به بخش مورد علاقه من… دور ریختن!

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت دوم

هر روز کمی مرتب کنید تا برای ابد در حال مرتب کردن باشید!

“نمی شود خانه را  یک باره مرتب کرد و توقع داشت که همانطور بماند. بهتر است عادت کنید که هرروز کمی مرتب کنید.” این نصیحت به نظر خیلی درست میاید اما حقیقت این نیست. تجربه مشتریان من نشان داده است که قسمت اول درست نیست. قسمت دوم چطور؟ به نظر قانع کننده است ولی فریب نخورید. دلیل اینکه مرتب کردن خانه هیچوقت تمامی ندارد همین است که هر بار فقط یک بخش کوچک را مرتب می کنید.

عوض کردن عادتهای قدیمی کار بسیار سختی است. اگر تا الان هیچوقت در مرتب نگه داشتن خانه موفق نبوده اید، خیلی بعید است بتوانید به هر روز اندکی مرتب کردن عادت کنید. بدون تغییر دادن طرز تفکرمان، نمی توانیم عادتهایمان را تغییر بدهیم! و تغییر دادن طرز فکر هم آسان نیست. ولی ی راه برای تغییر دیدگاه ما به مرتب کردن وجود دارد.

مرتب کردن یک تغییر کاملا قابل مشاهده در محیط زندگی ما ایجاد می کند. راز موفقیت و تغییر نگاه ما این است: اگر به جای خرد خرد، یک باره اقدام به مرتب کردن کنید، با این تغییز ناگهانی می توانید در ذهن و طرز تفکرتان یک تغییر موثر به جای بگذارید. تغییر محیط اطراف در حدی که روی احساسات شما اثر بگذارد،  می تواند تاثیر شگرفی در سبک زندگی و عادتهای شما داشته باشد.

وقتی افراد بعد از یک دوره خلوت سازی دوباره دور و بر خود را شلوغ می کنند، مشکل از طرز تفکر و عادتهای آنهاست. حتی اگر با انگیزه زیاد شروع به خلوت سازی کرده باشند،  نمی توانند این انگیزه را حفظ کنند. برای همین است که موفقیت نیازمند دیدن تغییرات ناگهانی و اثرات آنها در زندگی است (عارفه: یاد سینک درخشان flylady افتادم!اون برق سینک هم کار همین تغییر دیدنی رو می کنه).

اگر روش درست را استفاده کنید، و تلاش خود را بر حذف ناگهانی و کامل هرنوع خرت و پرت یا بشقاب پرنده! در یک بازه زمانی کوتاه متمرکز کنید، اثر فوق العاده آن را با تمام وجود خود مشاهده می کنید و این حس خوب و عالی به شما کمک می کند بتوانید نظم جدید را برای همیشه حفظ کنید.

هدفتون رو این بگذارید که کار رو عالی تموم کنید!

حتما این جمله رو شنیدید که به دنبال بی عیب و نقص بودن نباشید، کم کم شروع کنید و روزی یک قلم رو دور بریزید. (عارفه: این خانم کاندو داره زیراب هرچی که من گفتم رو می زنه! خیلی به حرفهاش گوش نکنید :)) ). این جملات را من در کتابهای بسیاری خوانده ام. به نظرم منطقی می آمد. اگر از قدم اول به فکر تمام و کمال بودن همه چیز باشیم اصلا نمی توانیم شروع کنیم.  با دور ریختن روزی یک قلم در پایان یک سال ۳۶۵ قلم کمتر داریم. من شروع کردم مطابق این روش کار کنم. هر روز یک قلم را انتخاب کردم…اما بیشتر از دو هفته دوام نیاوردم! برای افرادی مثل من که عادت دارند کارها رو روز آخر و دقیقه نود انجام بدهند، این روش تدریجی فایده ندارد.

بر اساس تجربه به شما می گویم، اگر با تمام وجود و تمرکز خود غرق مرتب کردن خانه نشوید به جایی نمی رسید. اگر مثل من از افراد باپشتکار و باحوصله نیستید،  من پیشنهاد می کنم از همان اول برای کامل و بی عیب و نقص کردن خانه هدفگذاری کنید. بسیاری از افراد به من می گویند که بی عیب و نقص بودن شدنی نیست. پاسخ من این است: مرتب کردن یک کار فیزیکی است. یا باید چیزی را دور بریزید، یا باید تصمیم بگیرید آن را کجا بگذارید. اگر از پس این دو بربیایید، می توانید کار را بی عیب و نقص انجام بدهید. اشیای داخل خانه شما محدود هستند. باید هر کدام را بردارید، به آن نگاه کنید و تصمیم بگیرید با آن چه کنید. این کار را می توان عالی و بی عیب و نقص انجام داد.


این هم قسمت دوم، که کم کم خانم کاندو داره حرفهای خارجی می زنه! ببینیم در قسمتهای بعد می خواد کدوم راهکار من رو زیر سوال ببره :))

شما با حرفهاش موافقید؟

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت اول

لازمه توضیح بدم که من مطالب کتاب رو به صورت خلاصه و طوری که مناسب محیط وبلاگ هست اینجا می گذارم. این یک ترجمه رسمی کل کتاب نیست. خوب، بیایید شروع کنیم!


چرا خانه من مرتب نمی ماند؟

وقتی من به افراد میگم شغل من اینه که مرتب کردن رو به دیگران آموزش بدم،معمولا با تعجب به من نگاه می کنند. در ذهنشان این سوال پیش می آید: مگر مرتب کردن هم یاد گرفتن می خواهد؟

درست است، کمتر جایی شما یک کلاس برای مرتب کردن پیدا می کنید. همه ما از کودکی به یاد داریم که به ما می گفتند: اتاقت را مرتب کن! ولی به چند نفر از ما پدر و مادرمان مرتب کردن را یاد داده بودند؟ به خود آنها هم کسی این موضوع را آموزش نداده بود. همه ما در مرتب کردن، خود آموخته هستیم.

ولی آیا تجربه و خودآموزی به بهتر مرتب کردن کمک می کند؟ یک چهارم دانشجویان من خانمهایی در دهه پنجاه زندگی هستند که سالها مسوول یک خانه بوده اند. ولی در واقعیت خیلی از آنها از زنان جوان مشکلات بیشتری برای نظم دادن به خانه دارند، چون خانه هایشان در گذر زمان پر از چیزهای اضافی است که به این در و آن در می زنند تا به نحوی برایش جا باز کنند.

مرتب کردن اصولی، به نامرتب شدن دوباره ختم نمی شود! خیلی از ما با این جمله آشناییم: هنوز مرتب کردن تمام نشده که دوباره یک گوشه دیگر به هم می ریزد (عارفه: من که خیلی آشنا هستم!). و بیشتر مجلات خانه داری به ما توصیه می کنند که به دنبال یکباره تمیز کردن خانه نباشید، چون دوباره به هم می ریزد. سعی کنید آهسته و پیوسته عمل کنید.

من از بچگی به این مجلات علاقه داشتم. به دستورالعملهای آنها عمل می کردم و برای پاکتهای نامه، لوازم التحریر و سایر وسایلم با کارتنهای کهنه یک فضای نگهداری مناسب تهیه می کردم. اما طولی نمی کشید که جای تهیه شده پر می شد و نظم ایجاد شده باز از بین می رفت. من به خودم دلداری می دادم که چاره ای نیست. باید کم کم و همیشه مرتب کنم تا نظم حفظ شود.


در قسمت بعد می خوانیم:

هر روز کمی مرتب کنید تا برای ابد در حال مرتب کردن باشید!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

موافقید با هم بترکونیم؟

خوب تا الان برای عید دو تا برنامه ریختیم:

برنامه اول این که خونه رو از هرچیز اضافی که شادی و کیفیت زندگی ما رو زیاد نمی کنه خالی کنیم. راهنمای خانه خلوت در یک ماه در این کار میتونه بهتون کمک کنه.

برنامه دوم هم اینه که تمرینات Flylady رو برای خودمون به ملکه ذهنی تبدیل کنیم. اگر از اعضای گروههای من در تلگرام بوده باشید که بهشون مسلط هستید. اگر هم اینطور نبوده میتونید با خرید راهنمای تمرینات، باهاشون آشنا بشید و به عضویت گروه هم در بیایید.

و اما برنامه سوم که باهاش قراره بترکونیم…یعنی خونه تکونی کنیم خونه تکونی کردنی!! با یک روش محبوب جهانی که تا الان نویسنده اش رو حسابی میلیونر کرده و کلی خونه در سرتاسر جهان رو از پایه و اساس متحول کرده. تمرینات فلای لیدی به تمیز کردن ظاهر خونه کمک می کنند. آشپزخونه و سرویس بهداشتی برق می زنه و اتاق خواب و نشیمن هم مرتبه…اما توی کمدها، گوشه انباریها و در سوراخ سنبه های مخفی چه خبره؟

ماری کاندو

با تمرینات ماری کاندو (Marie Kondo) که برای اولین بار به زبان فارسی در دسترس قرار خواهد گرفت کمدها و زوایای پنهان خونه رو می تونیم طوری مرتب کنیم انگار یک متخصص حرفه ای سازماندهی نظم و ترتیبش رو به عهده گرفته. روشش به اسم کانماری (KonMari method) مشهوره.

این خانم اونقدر مشهوره که جستجوی اسمش سه میلیون نتیجه گوگل و کلی مقاله از انواع و اقسام سایتهای مشهور در موردش میاره که اگر زبانتون خوب باشه می تونید بخونید. اگر نه هم نگران نباشید، من همه چیزهای لازم رو در موردش خواهم نوشت.

فعلا خلاصه بگم که توی دو ماه پیش رو با هم کتاب این خانم رو که در لیست پرفروش ترین کتابها در سطح جهان هم بوده رو مرور خواهیم کرد. اسم این کتاب هست:

The Life-Changing Magic of Tidying Up: The Japanese Art of Decluttering and Organizing

که میشه ترجمه اش کرد : “جادوی مرتب کردن: هنر ژاپنی خلوت سازی و سازماندهی”

کی ها آماده هستند؟ دستها بالا!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

پست مهمان: خرید جهیزیه مینیمال طور

پست مهمان این هفته رو گلناز عزیز لطف کرده و برامون بر اساس تجربه خودش در مورد یک جهیزیه مینیمال نوشته. گلناز هم از اون دسته دانشمندهای هنرمنده که آشپزیش هم خیلی خوبه و اینجا  یا اینجا میتونید آثار خوشمزه اش رو ببینید. این شما و این هم نوشته گلناز:


 

مدتیه که با راهنمایی های عارفه عزیز (که البته یه اشنای قدیمیه) با سبک مینیمال بیشتر اشنا شدم. سبکی که هنوز صد در صد جاشو تو زندگیم باز نکرده ولی داره از راه میرسه. معاشرت با دوست و اشنا و مخصوصن معاشرت های اینستا گرامی و تلگرامی باعث شد متوجه بشم که چه جو مصرف گرایی تو ایران داریم. سن و سالم ایجاب میکنه که اکثر دوستام در حال تدارک جهیزیه و یا سیسمونی باشن. خواستم تو این زمینه یه چندتا نکته بگم که از سالها زندگی بین غربی ها و تجربیات خودم بهشون رسیدم.

 

لازم بذکره که قصد نکوهش فرهنگ و سنتمونو ندارم و بنظرم بسیار قشنگه که برای یه زندگی مشترک و یا برای اومدن یه نوزاد از قبل تهیه و تدارک ببینیم. البته من جهیزیه نخریدم. تو کشور محل زندگی همسرم عقد کردیم و جشن گرفتیم و همسرم با سه تا چمدون و دو تا کارتن سی کیلویی که بیشتر کتاب بود، وسایل شخصیشو اورد تو خونه دانشجویی من. سر صبر و یواش یواش خونه عوض گردیم و شروع کردیم به خرید یا تعویض وسایلی که باید با زندگی دو نفره مطابقت میکرد، مثل تخت، کمد بزرگتر و یا یه مبل راحت متناسب با بودجمون.

 

١- بنظرم مهم ترين نكته اينه كه ليست بنويسيد. روي هر ايتم فكر كنيد و توجه كنيد چه خصوصيتيش براتون مهم تره. مثلن يخچال كيفيت و اندازش به قيافه و رنگش ارجحيت داره ولي قاعدتن رنگ و طرح ملحفه و روتختي رو به اندازه كيفيتش مهم ميدونيد. به ليستتون وفادار بمونيد و بيشتر از اون خريد نكنيد.

 

٢- وسایلی رو که به ندرت استفاده دارند نخرید و سعی کنید با قرض کردن یا معادل سازی ازشون استفاده کنید.

 

یادمه قبل اولین مهمونی مشترکمون رفتیم و یه سرویس ظرف شش نفره خریدیم! قبلش من  فقط شش تا بشقاب غذاخوری داشتم که کار پیش دستی و دیس رو هم انجام میدادند! با این سبک خرید تمامه ظرفایی که دارم اونایی هستن که احتیاج دارم. وقتی هم که مهمونی بزرگ دارم ترسی از استفاده از بشقاب یکبار مصرف یا قرض از دوستان ندارم. کلن چندبار در سال مگه من بیشتر از دوازده نفر مهمون دارم که براش بشقاب اضافه نگه دارم؟

حالا شاید این مثال بشقاب یکم زیاده روی باشه. ولی مثلن یه وسیله ای مثل چرخ گوشت چقدر استفاده داره؟ گوشت رو که معمولن این روز و روزگار چرخ شده میخریم. مامان من الان فقط از چرخ گوشتش واسه چرخ کردن گردو برای فسنجون استفاده میکنه. من کلن سالی دو دفعه فسنجون میپزم یا با گردو چرخ شده وارداتی از منزل پدری ، یا با گردو پودر شده از سوپر مارکت و یا با گردو خرد شده در غذاساز عزیزم جناب رستم! واقعن بنظرتون چرخ گوشت برای من لازمه؟

 

٣-لازم نیست از روز اول همه چیز رو داشته باشید. به اندازه نیاز خرید کنید و به جاش بودجه ای رو در نظر بگیرید واسه خریدایی که به نیاز های ایندتون جواب بده.

 

بطور مثال شاید ادمی باشید که همیشه غذای مهمونیشو از بیرون میگیره، پس با این حساب نیاز به قابلمه بزرگ ندارید. من خودم همیشه برای مهمونی های تا ده نفر خودم اشپزی میکنم و تجربه بهم ثابت کرده غذای توی فر برام درست کردن و سروش راحت تره . دو تا ظرف بزرگ توی فری دارم و خلاص! نیازی هم به قابلمه و ماهیتابه بزرگ ندارم.

 

همین قانون واسه وسایل برقی هم صدق میکنه.همه غذاساز نمیخوان، بهش اضافه کنید تستر و سولار و مایکروفر و قهوه ساز و چایساز و کتری برقی و ….

وسایل برقی اشپزخونه من الان از این قرارن: کتری برقی، تستر  واسه نون تست، جناب رستم (غذاسازم که میکسر و اسیاب برقی و رنده برقیم داره)، جناب شاغلام (قهوه ساز)، همزن دستی برقی ( مرتب کیک درست میکنم) و یه گوشتکوب برقی کوچیک که یادگار دوران تجرده و شیر موزهاش و الان فقط سوپ له میکنه. تازه هرکدوم رو هم بعد از كلي تحقيق و بالا پايين كردن خریدم و از هر کدوم بیشتر از سه دفعه در هفته استفاده میکنم! (کتری برقی و قهوه ساز رو هر روز دو یا سه دفعه)

 

یادتون باشه که خیلی وقتها تا چندماه از زندگی مستقلتون نگذره نمی دونید چی بدردتون میخوره. واسه همین بنظرم تو خرید وسایل عجله نکنید. رسم خوبی میشد اگه یه مقداری از هزینه جهیزیه رو نقد نگه میداشتید و بعد از ازدواج تصمیم میگرفتید.

 

٤- برای هدایا هم جا بذارید.

 

اگر ازدواج میکنید کلی ظرف و دکوریجات هدیه خواهید گرفت پس بیخودی فضای خونتون از اول شلوغ نکنید. اگر در حال تهیه سیسمونی هستید به این فکر کنید که کلی اسباب بازی و عروسک داخل هدایا هست پس روی اونها هم حساب کرده و واسشون جا نگه دارید.

 

٥- ميدونم كه اين روز و روزگار همه انتظار داريم همسرمون يه گوشه اي از كار خونه رو بگيره. منم از اين قاعده مستثني نبودم و وضعيت درسي و كاري و اخلاقيم ايجاب ميكرد همسرم پا به پام تو كار خونه كمك باشه. خريد وسايل مشترك با هم به اونم اين حس رو ميده كه اينجا صد در صد خونه ي اونم هست و احساس مسيوليتشو در قبال كارهاي خونه بيشتر ميكنه. خلاصه اينكه از سليقه و نياز همسر غافل نشيد.

 

٦-ميدونم توي ايران يه ديد بدي نسبت به اجناس دست دوم وجود داره. ولي به نظرم ميشه فرهنگش جا بيفته …

 

۷- همونقدري كه با سليقه وسايل ريز و درشت ميخريد به چيدن و مرتب كردنشونم فكر كنيد. به اندازه فضاي منزل خريد كنيد. در خريد ظروف و خرده ريزها به اندازه كمدها و كابينت هاتون هم دقت كنيد. از خريدن جعبه ها و يا وسايلي كه به مرتب چيده شدن وسايلتون كمك ميكنند غافل نشيد.

 

يك درد دل هم بكنم و اونم اينكه جا دادن دو دست مبل تو منزل زير صد متر ستم به خودتون، ذهنتون و انگشت كوچيك پاتونه. يه دست مبل درست چيده شده هم موجب ارامش خودتونه هم ميتونه در شرايط مهموني تعداد بيشتري ادم رو جا بده.

 

٨-اخرين نكته هم اينكه سليقه و توجه و تفكر و تعقله كه خونه رو زيبا و مايه ارامش ميكنه نه پول و وسايل زياد و گرون! وقت بگذاريد، سليقه بخرج بديد، واقع گرا باشيد، از گل و گباه غافل نشيد و مينيمال طور شاد باشيد …. بگذاريد خونتون ايينه روحيتون باشه.


نظر شما چیه؟ شما چه پیشنهادی به این لیست اضافه می کنید؟ تجربه شما چی میگه؟

یک کار خوب هم که تازه دیدم وبلاگ عالی یکی از همراهان قدیمی وبلاگ، نیره جان هست که ایشون هم دارند یک راهنمای قدم به قدم برای تهیه جهیزیه مینیمال می نویسند. اگر این موضوع ذهنتون رو به خودش مشغول کرده پیشنهاد می کنم نوشته های نیره عزیز رو هم دنبال کنید و وبلاگش رو بخونید.

بیشتر

چند پیشنهاد

توی دو پست قبل (یک و دو )نوشتم که توی هوای تاریک و دلگیر پاییزی و زمستونی اینجا، حملات من باید خرید کنم! بهم دست میده. امروز می خوام در مورد راهکارهایی که در این شرایط استفاده می کنم بنویسم. چند تا از این  ها پیشنهاد دوست خوبم زینب هستند و بعضی ها هم از کامنت های خوب شما دوستان الهام گرفته شدند.

اول توضیح بدم که این مطلب فقط در مورد بخش خرید داستان صدق می کنه! در مورد خود افسردگی حتما با پزشک صحبت کنید و توقع نداشته باشید اینطوری خوب بشه. دوستان هم توی پست قبل پیشنهادات خیلی خوبی برای افزایش سطح انرژی در این فصل اراِئه کردند.

خوب بریم سر اصل مطلب و پیشنهاداتی برای جلوگیری از خرید وسایل و چیزهای اضافی که لازم نداریم در حملات من دلم یه چیزی می خواد و تطابق دادن این میل با علاقه به یک زندگی مینیمال.

۱- حتما لیست خرید داشته باشید. تا چیزی توی لیست ثبت نشده اقدام به خریدش نکنید.

۲-لیست های خرید جدا داشته باشید.لیست مواد غذایی، لیست کمبود های خونه، لیست لباس و … که برای هر کدوم جدا تصمیم بگیرید. می تونید یک لیست چیزهایی که دلم می خواد هم درست کنید و اون چیزهایی که واقعا لازم نیستند ولی دارند حسابی مغزتون رو می خورند رو توش بنویسید!

۳-بین ثبت در لیست خرید و اقدام به خرید فاصله بگذارید. خیلی وقت ها بعد از گذشت چند روز خودمون نظرمون عوض میشه و اون میل ناگهانی از بین میره. اگر سریع اقدام کرده باشیم و خرید کرده باشیم می مونیم با خرت و پرت هایی که باید حالا کلی زحمت بکشیم تا از زندگی ما برند بیرون. ولی با کمی صبوری می تونیم این مرحله رو قبل از خرید رد کنیم که چیز اضافی وارد خونه نشه.

۴- قبل از اقدام به خرید، لیست رو بررسی کنید. به قیمت ها فکر کنید. به خودتون یادآوری کنید که دارید عمرتون رو مبادله می کنید نه فقط مقداری پول. می ارزه؟ واقعا نیاز دارید؟

۵-برای آینده خرید نکنید. نیازهای الان رو در نظر بگیرید. نیازهای آینده رو با اقلامی که همون آینده خواهند اومد بهتر میشه جواب داد! تولید کنندگان هم که برای بیشتر کردن مصرف از وارد کردن چیزهای جدید به بازار یه لحظه هم غافل تمیشن. پس اگر همین الان یا در یک فاصله زمانی معقول لازم ندارید، نخرید.

۶-وقتی چیزی همه این فیلتر ها رو رد کرد و وارد خونه شما شد، حتما بررسی کنید که چیزهایی با کارکرد مشابه توی خونه نگه ندارید. برای ورود هر چیز جدید حداقل یک آیتم و اگر شد بیشتر رو از خونه رد کنید.

———————————————————————————————-

مثال: من از زمان ورود به لندن دلم آسیاب برقی می خواست چون چیزیه که برام کاربرد داره. تا مدتی با روش های مختلف جایگزینش می کردم. مثلا زعفرون رو ایران می سابیدم خونه مامانم! مغزها رو با گوشتکوب می کوبیدم و ….. یک بار هم یکی خریدم ولی بعد متوجه شدم تیغ و کاسه اش رو نمیشه جدا کرد و شست و پسش دادم. از سال قبل دلم رفته بود دنبال یک نوع از این دستگاه ها که هم آسیاب بود و هم اسموتی ساز و یک سال بود که ایشون در لیست خرید من بود ولی اجازه اش صادر نمی شد چون مخلوط کن خوبی داشتم خودم، با بی آسیابی هم کنار اومده بودم.

امسال که پاییز اومد دیگه نمی تونستم در برابر خریدش مقاومت کنم! ولی بعد از خرید مخلوط کن رو اهدا کردم به کسی که دنبال یکی می گشت و توی سایت Freecycle اعلام نیاز کرده بود. اگر پارسال خریده بودم نه اینقدر از داشتنش خوشحال می شدم، نه قدرش رو خوب می دونستم! اما این مدت انتظار باعث میشه حتی یک روز هم این بنده خدا رو توی کمد تنها رها نکنم :))  کارآیی این وسیله از مخلوط کن قبلی ام  بیشتره، بنابراین از این جابجایی راضی هستم!

دوشنبه یک پست مهمان داریم در مورد موضوعی که می دونم خیلی هاتون منتظرش هستید: جهیزیه مینیمال! دست و جیغ و هورااااا

شما چه پیشنهادی می تونید به لیست بالا اضافه کنید؟

بیشتر

ادامه داستان نور خورشید و مینی‌مالیسم

آسمان ابریاز همه دوستان به خاطر کامنت‌های خوبشون و ایده‌های خیلی جالبشون در پست قبل و در اینستاگرام ممنونم. حتما به قسمت کامنت‌های پست قبل سر بزنید و نظرات رو بخونید.

اما برای من چه ارتباطی بین نور خورشید و مینیمالیسم وجود داره؟ لندن به هوای بارونی مشهوره، که دروغی بیش نیست! نه اینکه اینجا بارون نمیاد. اما اونقدری که توی فیلم‌ها نشون می‌دن و دوست دارند همه دنیا باور کنند نه. توی سال‌هایی که ما اینجا بودیم پیش اومده که دفعات اومدن بارون (نه میزان بارش) توی تهران در دو سه ماه متوالی بیشتر از اینجا باشه، دیگه با شمال ایران که مقایسه نمی‌کنم. معمولا هم اینجا شب‌ تا صبح بارون میاد و روز بارونی نیست. اما…هوا در شش ماه دوم سال شدیدا ابری هست و خورشید خانم بسیار ناپیدا و وقتی هم که هست بسیار کم زور!

در نبود خورشید خانم هم بنده یک موجود افسرده، خشمگین و خوابالو هستم.  رضوان جان در کامنت‌ها نوشته بودند:

نور خورشید باعث میشه ویتامین دی در بدنمون تولید بشه و ویتامین دی باعث میشه استخونهامون و حتی سلولهای عصبیمون خوب کار کنن و به این نتیجه برسیم که زندگی ارزش مال اندوزی نداره بلکه مثل خورشید بی چشمداشت بر عالم و آدم بتابیم و به همه روشنی و گرما ببخشیم

خوب برعکس این میشه وضعیت پاییز و زمستونی من! الان به جوی آسمون زیبای پست قبلی، آسمون لندن قریب به اتفاق اوقات شکل تصویر این پست هست. آدم افسرده و خشمگین و خوابالو بعدش چکار می‌کنه؟ میفته توی چرخه من یه چیزی کم دارم. یه چیزی نیست. چیکار کنم؟ و یک جواب به خودش میده: خرید!!

البته من در مرحله عمل راهکار‌های متفاوتی استفاده کردم تا سریعا حساب بانکی خود رو خالی و خونه رو پر نکنم. اما در مرحله فکر همه‌اش دارم برای خرید جدید نقشه می‌کشم که البته امیدوارم به تدریج با کارهای مختلفی که قراره برای بهبود این افسردگی فصلی انجام بدم اوضاع بهتر بشه.

توی پست بعد راهکار‌‌های خودم رو برای مقابله‌ با این حمله‌های ‍‍{مشکلات من با خرید حل خواهند شد} می‌نویسم. اما قبلش دوست دارم پیشنهادات شما رو بدونم.

به نظر شما توی همچین شرایطی باید چه کرد؟

بیشتر

یک تولد مینیمال

تولدت مبارکتولد مو‌فرفری به عنوان اولین تولد مینیمال خانواده برگزار شد!!

توی دو سه ماه گذشته خیلی به این فکر کردم که چطوری تولد بگیریم و کی رو دعوت کنیم و کجا باشه و ….. ولی هربار یاد یک قسمتش که می‌افتادم از کل برنامه پشیمون می‌شدم: کادوها!

بعد از حدود نه ماه تلاش برای خلوت کردن، هنوز که هنوزه گوشه اتاق خوابمون و کنار آشپزخونه‌مون حجم‌های هندسی وجود داره که منتظر بررسی و تعیین تکلیف هستند. کلی زحمت کشیدم تا به اینجا برسم که حداقل در دپارتمان لباس و اسباب‌بازی اوضاع اورژانسی نباشه! ولی هنوز هم خوب خوب نیست. هر بار تصفیه وسایل و تعیین سرنوشتشون که به کجا اهدا کنیم و چند روزی که طول می‌کشه به مقصد برسند کلی انرژی می‌بره.

وقتی به همه این‌ها فکر می‌کنم ورود هر قلم! واقعا هرقلم شی غیرمصرفی (یعنی موندگار!) به داخل خونه بزرگترین اضطراب منه! معنی‌اش این نیست که خرید نمی‌کنیم و این‌ چیز‌ها وارد خونه نمیشن. نه،  من اتفاقا مرتب و بر حسب نیاز خرید می‌کنم. برای همین تولد، موفرفری تماما اقلام غیرمصرفی‌ای دریافت کرد که لازم داشت. ولی اینکه چیزی که خودمون انتخاب نکردیم و همه جوانبش رو نسنجیدیم و خلاصه مطمين نیستیم شرایط ورود به خونه رو داره، بیاد توی خونه یعنی یک اتفاق شدیدا ناگوار! به خصوص اگر کادوی تولد باشه، چون من می‌مونم و این‌ چیز نو و دوست داشتنی که خریدارش کلی به ما لطف کرده و زمان و هزینه صرفش کرده، ولی نتیجه‌اش میشه یه چیزی که من باید براش جا پیدا کنم که با توجه به متراژ کم خونه احتمالش کمه و کار سختیه، یا براش یک سرنوشت جدید پیدا کنم که خیلی سخته وقتی شی مورد نظر هدیه کسی هست که به هر حال براش زحمت کشیده و ما رو به یاد اون می‌اندازه! هنوز خاطرات تلخم به خاطر تک تک اسباب‌بازی‌هایی که ما نخریده ‌بودیم و جا نداشتیم و طی یک سال گذشته رد کردم پاک نشده! موندنشون سودی نداشت ولی رد کردنشون هم کار راحتی نبود وقتی هدیه بودند.

خلاصه هرچی من فکر کردم دیدم کادو پذیرفتنی نیست. بر اساس تجربه هم می‌دونم فایده نداره اگر از همه خواهش کنیم هدیه نیارند. اونها به هر حال کار خودشون رو می‌کنند چون عرف اینه. در واقع خودم هم اگر دعوت بشم تولد خیلی بعیده قبول کنم و کادو نبرم، مگر اینکه به نحوی اطمینان حاصل کنم طرف هم مثل من کادوگریزی داره :)) خلاصه نتیحه رقابت بین مهمونی با کادو، یا نگرفتن مهمونی، شد نگرفتن مهمونی!

تولد رو به صورت سورپریزی خارجی گرفتیم. دیدید توی فیلم‌ها طرف صبح از خواب بیدار میشه چشمش به کیک می‌افته؟ تولد امسال موفرفری هم اینطوری بود. اتفاقا از دنده چپ بیدار شد ولی وقتی اومد توی هال و کیک و شمع و  کلی بادکنک و کادوهای صد در صد مورد نیاز و علاقه‌اش رو دید حسابی دنده‌اش عوض شد و بهش خوش گذشت.

نظر شما در باره جشن تولد‌‌ها و رد و بدل شدن‌ هدیه‌‌هایی که خیلی وقت‌ها استفاده نمیشن و به گوشه کمدها و تبعید ابدی دچار میشن چیه؟ خاطره‌ای در این مورد دارید؟ شاید پست مهمان هفته بعد مال شما باشه!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

یک اسباب‌کشی آسان: قسمت دوم

جعبه اسباب‌کشیدر پست قبلی چند نکته ابتدایی برای پیش رو داشتن یک اسباب‌کشی آسون رو نوشتم. این هم قسمت دوم و پایانی که کار شما رو برای اسباب‌کشی حسابی آسون می‌کنه!

مواد لازم:

-جعبه: سعی کنید جعبه‌های خیلی بزرگ نگیرید که جابجایی‌شون خیلی سخت باشه.

-چسب پنج سانتی‌متری به مقدار زیاد برای بستن جعبه‌‌ها و قیچی یا جاچسبی؟ مناسب

-پاکت‌های بزرگ و روبان‌های رنگی برای علامت زدن پاکتهای هر‌ اتاق یا

-ماژیک (اگر دوست داشتید در رنگ‌های مختلف برای هر اتاق)

-روزنامه: زیاد! برای ظروف و دکوری جات

 

قبل از اسباب‌کشی، حسابی خونه رو خلوت‌سازی کنید. همه چیز‌‌‌های اضافه رو رد کنید. برای هر وسیله‌ای که دارید بررسی کنید ببینید اونقدر دوستش دارید که این همه انرژی و هزینه صرف جابجایی‌اش کنید؟ واقعا می‌ارزه؟ اگر نه با خودتون نبرید. فقط‌ چیزهایی که واقعا دوست دارید، و مداوم استفاده می‌کنید رو ببرید.

برای بسته‌بندی سعی کنید وقت کافی بگذارید. هر روز پنج جعبه رو ببندید (پس من کار خوبی کردم همون روز آخر بسته بندی کردم !!)، اتاقی که بهش مربوط هستند و شماره جعبه‌ها رو به ترتیبی که می‌بندید روش بنویسید. یک لیست کاغذی هم داشته باشید که روش محتویات هر جعبه یا کمد/کشویی که توش هست رو توش یادداشت کنید.برای لباس‌ها و چیز‌هایی که راحتتره از پلاستیک‌های بزرگ استفاده کنید و با روبان‌های رنگی پلاستیک‌های هر اتاق رو از بقیه مشخص کنید. اگر ممکنه یک قسمت از خونه رو به جعبه‌ها اختصاص بدید و هرکدوم که پر شد رو ببرید اونجا. اگر نه توی همون اتاق نگه دارید که کل خونه مسدود نشه!

وقتی به خونه جدید می‌رسید، نمیشه توی اون همه جعبه دنبال وسایل ضروری گشت. این موارد و چیز‌هایی که بسته به شرایط خودتون لازم هست رو جدا از جعبه‌ها و دم دست نگه دارید:

-مواد پاک کننده و شوینده‌ها

-دستکش

-ضد عفونی کننده

-جاروی برقی و دستی، تی

-دستمال‌های آشپزخونه و کاغذی\

-وسایل ابتدایی آشپزخونه (یک قابلمه، ظروف و قاشق چنگال برای وعده‌های اول، لیوان، چاقو، کفگیر، دستمال، اسکاچ و مایع ظرفشویی)

-کمی خشکبار، نان و بیسکوییت، چای

-دو دست لباس برای هر نفر

-لوازم بهداشتی شخصی (مسواک و حوله و لوازم اصلاح و …)

-لوازم خواب برای شب اول (ملافه و پتو)

-لوازم بسته بندی و تلفن

پیشنهاد flylady این هست که در خونه جدید روی هر درب، یک برچسب متناسب با رنگ ماژیک و روبان مربوط به اون اتاق بزنید. بعد کارگر‌ها خیلی راحت جعبه‌ها رو می‌تونند در اتاق مربوطه بگذارند بدون اینکه نیاز به راهنمایی شما باشه و در حالی که اونها مشغول هستند شما می‌تونید باز کردن وسایل رو شروع کنید.

نکته کلیدی: تا مبلمان و کمد‌ها نصب نشده جعبه ها را باز نکنید. وقتی شروع به باز کردن کنید که بتوانید وسایل را سر جای خود بگذارید. بعد از خالی شدن هر جعبه بلافاصله جعبه و کاغذ‌های آن را تا کرده و از خانه خارج کنید.

برای چیدن وسایل هم آهسته و پیوسته پیش بروید. هر نوبت بعد از باز کردن پنج جعبه حتما استراحت کنید. روتین‌‌های روزانه مثل شست و شوی ظرفها را از همان اول پی‌ بگیرید. آهسته و پیوسته ادامه بدهید و مراقب خودتان باشید!

خانه نو مبارک :)

تجربه شما برای یک اسباب‌کشی آسون چیه؟

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

یک اسباب‌کشی آسان: قسمت اول

این سری پست‌‌ها بر مبنای پیشنهادات Flylady برای اسباب کشی نوشته شدند و من به عنوان یک راهنمای عالی برای یک اسباب کشی ساده و بی‌دردسر پیشنهادشون می‌کنم. اگرچه به خاطر اینکه ما خونه رو مبله اجاره می‌کنیم و بارمون هم سبک هست خیلی ازشون استفاده نکردم به نظرم خیلی برای یک اسباب‌کشی واقعی مفید هستند. این شما و این هم قسمت اول!


جعبه اسباب‌کشیهمه ما وقتی بحث اسباب‌کشی پیش میاد استرس می‌گیریم. اولین و مهم‌ترین پیشنهاد اینه که به قدم‌‌های کوچک فکر کنید. نمیشه همه خونه رو با هم و یک روزه جمع کرد. اسباب کشی رو به قدم‌های کوچک تقسیم کنید و کم کم پیش برید تا فشار زیادی بهتون نیاد.

دومین نکته خیلی مهم اینه که چیزی رو که دوست ندارید، جابجا نکنید! خونه جدید شما فقط جای چیز‌هاییه که دوستشون دارید، شما رو شاد می‌کنند و براتون کاربردی هستند و استفاده می‌شوند.

نکته سوم: ربع ساعت ربع ساعت کار کنید. تایمر موبایل رو استفاده کنید. هر سه ربع ساعت هم حتما یک ربع استراحت کنید. قرار نیست سلامتی خودتون رو به خطر بندازید.

پیشنهاد چهارم: سخت‌ترین و آسون‌ترین قسمت خونه رو مشخص کنید. معمولا سخت‌ترینش آشپزخونه یا انباریه و آسون‌ترینش دست‌شویی و حموم. این دو تا رو با هم ترکیب کنید که اون قسمت سخت خیلی اذیتتون نکنه.

در حین کار مرتب آب بنوشید.

وارد هر قسمت که می‌شید ابتدا همه زباله‌‌ها رو از اونجا خارج کنید. بعد همه چیز‌های اهدایی و بازیافتی که شرایط لازم برای ورود به خونه جدید رو ندارند.

نکته خیلی مهم: اجازه ندید زباله ها و اهدایی‌ها تلنبار بشن. مرتب از خونه خارجشون کنید و به مقصد مورد نظر برسونید. چیزی رو به امید اینکه بعدا به فلانی میدم و بعدا می‌فروشم و …نگه ندارید. هرکاری می‌خواهید بکنید سریعا انجام بدبد و اکر ممکن نیست، به خیریه اهدا کنید.

و اما در مورد جعبه‌های وسایل خودتون، اولا یک مکان در خونه برای کنار هم قرار دادن جعبه‌های بسته شده مشخص کنید.

هر جعبه‌‌‌ای که پر شد را از اتاق خارج کنید و در مکان تعیین شده قرار دهید تا فضا برای ادامه بسته بندی داشته باشید.

جعبه‌ها را با دقت نشانه گذاری کنید. نام اتاق و شماره جعبه را به ترتیبی که بسته بندی می‌کنید روی جعبه بنویسید. یک جعبه‌ از هر اتاق را از وسایلی که بیشتر از همه مورد نیاز هستند پر کنید و روی آن علامت بزنید تا باز کردن را از این جعبه شروع کنید.


البته این مطلب ادامه دارد…

شما چه پیشنهاداتی می‌تونید به لیست Flylady اضافه کنید؟

از اخبار سایت هم این‌که فعلا مطالب سایت بلاگفا از این آدرس قابل استفاده هستند.

http://web.archive.org/web/20150314221518/http://joywithless.blogfa.com/

در این لینک برای خوندن کل مطالب از آرشیو ماهانه استفاده کنید. اگر از دوستانی هستید که بعد از تخریب بلاگفا! به جمع ما ملحق شدید مطالب خوندنی زیادی اونجا خواهید دید.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر