دسته: پوشش

خرید در سفر یا مقاومت در برابر خرید در سفر!

سلااااام به همه دوستانی که هنوز اینجا رو می‌خونند! اگر اینستاگرام من رو دنبال کرده باشید می‌دونید که اومدیم ایران و دو ماهی هست که توی خونه خودمون ساکن هستیم و البته حسابی گرفتار با بچه‌ها و کارها و …

توی این مدت یک سفر به جزیره قشنگ کیش داشتیم، جای همه شما خالی! خیلی خوش گدشت و البته خرید هم کردیم. عکس خرید‌هام رو دیدید؟


از همونجا قرار شد یک پست درباره خرید در سفر بنویسم، برای همین الان دست به کریر در حال تاب دادن نی‌نی نشستم اینجا که تا قبل از عید این پست رو برسونم به دست صاحبش 😉

اول از همه بگم که این که کل خرید من در کیش شد عکس بالا به هیچ عنوان باعث افسردگی، ناراحتی و کم خوابی نمیشه که هیچ، آدم شب راحتتر هم خوابش می‌بره.

دوما اینکه متاسفانه یا خوشبختانه من نه تنها خسیس نیستم در زمینه پس انداز کردن هم مشکلات بنیادین دارم :)) و عکس بالا به این معنی نیست که ما پول‌هامون رو جمع می‌کنیم شبها می‌شمریم و چشمامون برق می‌زنه! اتفاقا من زیاد هزینه می‌کنم ولی صرف ‘چیز’ نمیشه!

خوب حالا بریم سر رمز موفقیت برای یک خرید کنترل شده و به اندازه که منجر به تلنبار شدن همون ‘چیز’ های اضافی ذکر شده توی خونه مون نشه. اولین قدم یک نکته خیلی ساده و مهمه: بدونیم چی می‌خوایم بخریم. مثلا فرض کنید امروز چه در سفر چه در محل زندگی خودتون قراره برید خرید. اگر ازتون بپرسند قراره چی بخری، آیا یک جواب واضح دارید؟ اگر حوابتون هست لباس!! از جاتون تکون نخورید. اصلا فکر خرید رو از سرتون بندازید بیرون.

اگر جوابتون هست بلوز، باز هم هنوز وقت خرید نیست ولی نه به شدت دفعه قبل، یرید به کمد لباستون نگاه کنید و ببینید چه بلوزی لازم دارید برای دامن، شلوار، سارافن‌های موجود و بقیه چیزهایی که این بلوز باید باهاش ست بشه. مدلش باید چی باشه، رنگش باید چی باشه؟

اگر حوابتون هست یک بلوز صورتی زیر سارافونی صورتی که یقه و استین‌هاش هم تورتوری باشه، یعنی شما آماده خرید هستید. یک قلم و کاغذ بردارید یا توی نرم‌افزار یادداشت نویسی‌تون بنویسید:

۱- بلوز صورتی زیر سارافونی استین قشنگ

حالا میشه کفش و لباس کنید و برید خرید.

پس همین حالا قبل از جمع کردن بار و بندیل سفر عید به فکر اینکه چی لازم دارید باشید و لیست خریدتون رو آماده کنید که توی بازارها فریب نخورید.

یادتوت باشه به هیچ عنوان هیچ چیزی که توی لیستتون نیست رو خریداری نکنید!

نکات تکمیلی:

۱- همین روش دقیقا خارج از سفر هم قابل استفاده است.

۲-فرض کنید رفتیم و توی مغازه یه شلوار قشنگ دیدیم که اگرچه توی لیست ننوشتیم ولی الان یادمون اومده که خیلی به اون مانتو یا بلوزی که داریم میاد و قیمتش هم خیلی خوبه، باید بخریمش دیگه نه؟ نه! نباید بخرید چون اگر واقعا لازم بود یادتون می‌اومد. ولی اگر هم‌چنان قاتع نشدید، یک راه ساده هست که نیاز واقعی‌تون رو نشون میده، هرچند به نظرتون مسخره بیاد. اون راه هم اینه که از اون مغازه بیایید بیرون و بشینید روی صندلی‌های پاساژ، لیستتون رو در بیارید و دوباره فکر کنید به چیزهایی که نیاز دارید. اگر واقعا این چیزی که به چشمتون خورد جاش توی لیست هست توی لیست بنویسید. حتما حتما این نوشتن باید انجام بشه‌ها، ذهنی قبول نیست! حالا که نوشته شد می‌تونید دوباره برگردید و بخریدش. بهتون اطمینان میدم بیشتر اوقات در این مرحله پشیمون می‌شید و به لیست اضاقه نمی‌کنید. اگر نشدید یعنی وقت خریدشه!

 

 

بیشتر

یک چالش جدید برای مینیمالیستهای جاه طلب : پروژه ۳۳۳

project 333مگه میشه هم مینیمالیست بود و هم جاه طلب؟ بله..جاه طلبی در هرچه بیشتر مینیمال بودن!

یکی از همراهان خوب وبلاگ، سمیه عزیز یک توضیح کامل در مورد پروژه ۳۳۳ رو از این منبع برامون ترجمه کردند. اگر به دنبال یک چالش و هیجان جدید در مسیر مینیمالیسم هستید پیشنهاد خوبیه. توضیح بیشتر رو به قلم سمیه جان بخونید.


پروژه ۳۳۳ یک پروژه چالش برانگیز مد و پوشش برای افرادی است که میخواهند وارد فاز دوم زندگی مینیمالیستی شوند. در این پروژه شرکت کنندگان خودرا مکلف میکنند که در طی سه ماه تنها سی وسه تکه لباس برتن کنند و بیش از این تعداد را از زندگی خود خارج کنند. هدف این پروژه این است که به طور عملی به افراد بیاموزد ارزش انسانها به تعداد لباسهایی که درتملک خود دارند، نیست و انسان با معیارهای اخلاقی ارزش گزاری میشود نه ظواهر. به قول شاعر “نه همین لباس زیباست نشان آدمیت”.
همچنین این پروژه به افرادی که به خرید لباس، کیف ، کفش و اکسسوری معتاد شده اند کمک میکند کم کم این اشتیاق بیش از حد خود به خرید را کنترل کنند و با برنامه ریزی برای پوشش سه ماهه آینده شان، استرس های ناشی از پرسش همیشگی ” حالا چی بپوشم؟” را کاهش دهد. ۳۳۳ به افراد میاموزد پول، زمان وتوان ذهنی خودرا برای فعالیتهایی مهمتر از خریدن و پوشیدن خرج کنند،از مصرف گرایی بپرهیزند،کیفیت را جایگزین کمیت کنند و خلاقیت خود را در زمینه مد و فشن بکار گیرند.
این پروژه تاکنون توسط بیش از دو میلیون نفردرسرتاسر جهان اجرا شده است و نتایج مثبتی را برای شرکت کنندگان به همراه داشته است. برای استفاده از نتایج و تجربیات ایشان در اینترنت جستجو کنید.
قوانین پروژه:
• طول دوره سه ماهه است.
• هیچ محدودیت سنی و جنسیتی در این پروژه وجود ندارد و قوانین برای زنان و مردان یکسان است.
• سی و سه تکه لباس شامل لباس،اکسسوری، لباس رو(کت یا بارانی)، کیف ،کفش و کمربند است
• مواردی که شامل سی و سه تکه نمیشوند: جواهرات ثابت مثل گوشواره وگردنبند وحلقه ازدواج، ساعت مچی، ،لباس زیر، لباس خواب و لباس کار
• اگر در محیطی کار میکنید که لباس کار خاص و مشخصی ندارید، هر چه بپوشید باید جزئی از ۳۳ باشد
• درانتخاب لباس، فصل ، آب و هوا و هنجارهای جامعه را درنظر بگیرید.
• پس از جمع کردن سی وسه لباس مورد نظر خود، بقیه لباسهایتان را در چمدان جمع کنید و از جلو چشم دور کنید.
• درصورتیکه در این سه ماه لباسی برایتان تنگ ، گشاد یا مفقود شد، خراب یا غیرقابل استفاده گردید،می توانید انرا دور انداخته و تکه ای دیگر از چمدانتان انتخاب کرده وجایگزین آن کنید. بهر حال جمع قطعات باید همیشه سی و سه باشد.
• در این دوره سه ماهه شما مکلف هستید لباسهای تکراری بپوشید تا به بیش از سی و سه تکه لباس نیازمند نشوید.
• دقت کنید که سی و سه تکه انتخابی باید به گونه ای باشند که طی سه ماه تمام فعالیتهای شما اعم از کار، ورزش، مهمانی و گردش را پوشش دهند.همچنین راحتی و اسایش شما را تامین کنند و در شان شما باشد.یادتان باشد قرار نیست خودتان را زجر بدهید یا بصورت نامتناسبی با دمپایی به مهمانی بروید. فقط قرار است پوشش خودرا کنترل کنید و با برنامه ریزی پیش بروید.
• لباس تکراری به معنای عدم رعایت نظافت نیست. همیشه لباس تازه شسته شده بپوشید و از عطر استفاده کنید. به قول مادر بزرگها “یکی برای پوشیدن و یکی برای شستن”.
راهنمای انتخاب لباس:
• ابتدا یک لیست از تمام اقلام لباسهاو کیف و کفش و زیورآلاتی که دارید تهیه کنید. سپس آنها را با هم ست کنید و دوتا سه ترکیب لباس آماده کنید و کنار هم بچینید.
• درایران نحوه پوشش بانوان در خارج از منزل شامل یک مانتو، یک شال، یک شلوار، یک کیف و یک کفش میباشد. یک بلوز و شلوار هم برای داخل خانه لازم است. با این حساب در هرروز به حداکثرهفت تکه لباس نیاز است .در زمستان شال گردن و کلاه و بارانی هم اضافه میشود یعنی در هر روز به بیش از ۱۰ تکه لباس نیازمندنیستید. برای دو مجموعه،حداکثر به بیست لباس نیاز دارید. حالا این بیست تکه لباس را چند روز در میان عوض و بدل هم بپوشید.
• هیچ انسانی نمی تواند همزمان دو مجموعه لباس بپوشد. پس حتی یک دست لباس اصلی و یک دست لباس کمکی برایتان کافی است. با این حال تنوع را فراموش نکنید تا در این مسیردچار بی حوصلگی و افسردگی و سستی اراده نشوید.
• اگرمیدانید در این سه ماه به مهمانی خواهید رفت یک لباس مناسب مجالس در مجموعه منتخبتان باشد. اگر اهل گردش هستید، کلاه افتابگیر و لباس ضد آب و کفش پیاده روی را فراموش نکنید.اگر ورزشکار هستید، یک ست لباس ورزشی در کلکسیونتان بگذارید.
• لباسهای بالاتنه توجه بیشتری راجلب میکنند پس به انها تنوع دهید و از تعداد شلوارها (دامن ها) بکاهید.
• رنگهایی را انتخاب کنید که به همه چیز می آیند.
• با بکارگیری خلاقیت خود میتوانید از چهارمانتو ،چهار شال ، دو شلواروسه کفش،دهها ترکیب متنوع و غیر تکراری ایجادکنید که به زیباترین وجه سه ماه شما را بپوشانند.
• اگر مانتوهای همرنگ دارید، فقط یکی را انتخاب کنید و بقیه را کنار بگذارید.بدین ترتیب با انتخاب رنگهای متفاوت میتوانید تنوع بیشتری ایجاد کنید.
• با جستجو در اینترنت از ایده های دیگران در انتخاب سی و سه لباس ضروری استفاده ببرید.
درپایان پروژه شرکت کنندگان :
• به تعداد زیاد لباسهای غیر ضروری خود پی میبرند و میتوانند آنها دور بریزند یا به دیگران ببخشند.
• تعریف جدیدی از مد و فشن برای خود ارائه میدهند و خلاقیت های خودرابروز میدهند.
• به اهمیت کیفیت لباس پی میبرند و دیگر برای لباسهای ارزان قیمت بی کیفیتی که از عهده پروژه بر نیامده اند و طی این سه ماه از رنگ و شکل افتاده اند، هزینه نخواهند کرد. به قول قدما: “هر ارزانی بی علت نیست و هرگرانی بی حکمت”
• فضای خالی بیشتری در گنجه لباس و در ذهن خود ایجاد میکنند که با اقلام و افکار ارزشمندترجایگزین شود.
• شجاعت و جسارت تغییر را در خود تقویت میکنند و دیگر عادات مضر خودرا نیز با تصمیم قاطع و برنامه ریزی ترک میکنند.
• با اعتماد به نفسی که دیگر وابسته به لباس و ظاهر نیست به سمت آینده به پیش میروند و سبکبار زندگی میکنند.
• چون همیشه میدانند در سه ماه آینده چه می خواهند بپوشند، مضطرب نیستند.

بیشتر

پست مهمان: من جینگولجات رو دوست دارم!

یک دوشنبه دیگه و یک پست مهمان دیگه از یکی از همراهان خیلی خوب من، ریحانه عزیز که نوشته‌های خوبش رو در وبلاگش می‌تونید بخونید، و این نوشته رو اختصاصی برای اینجا نوشته. شما هم با زیاد داشتن جینگولجات و علاقه بهشون درگیر هستید؟ 😉


 

بدلی‌جات جینگولجاتعلاقه به خریدن جینگولجات یکی از موارد مخل سبک زندگی مینیمالیستی است. خرت و پرت های تزئینی یکی از غیر ضروری ترین وسایل زندگی ماست که حقیقتا بدون آنها زنده خواهیم ماند اما همیشه مقدار زیادی از هزینه، وقت و انرژی ما را به خودشان اختصاص میدهند. در این نوشته میخواهم جینگولجات را به سه نوع بدلیجات، گل‌سر، کش و وسایل تزئینی ای مثل قاب و تابلو و مجسمه و … تقسیم بندی کنم. من روزی روزگاری یک جینگول خر حسابی بوده ام. اما کم کم این همه جینگول خریدن دلم را زد و تصمیم گرفتم کمی دور و برم را خلوت کنم. حرف هایی که میخواهم برایتان بگویم تجربه های شخصی است. من با حسم پیش رفته ام و به آنها رسیده ام.

۱- نخریم!

بله جینگولجات نخریم! متاسفانه صاحب اول و آخر این دسته از خریدهایمان خودمان هستیم. این وسایل کاربردی نیست در نتیجه مانند لباس نمیشود آنها را به کس دیگری داد تا از آن استفاده کند و حتی نمیشود آنها را فروخت و از شرشان خلاص شد چون ارزش و قیمت بالایی ندارند و کسی خواهانشان نیست مگر اینکه اشیاء لوکس و آنتیکی باشند. بنابراین بهتر است از اول پا به زندگی ما نگذارند تا کار به جایی نکشد که بخواهیم با کتک کاری از خانه بیرونشان کنیم! حالا چطوری خرید نکنیم! بله درست نوشته ام! راههای خرید نکردن! این راهها شاید برای دیگر وسایل هم به درد بخورد اما من اختصاصی برای جینگولجات شرحش میدهم.

  • نبینید! هر آنچه دیده بیند دل کند یاد! بهترین راه برای نخریدن ندیدن است. مثلا من در حال حاضر دارم در اشتیاق خریدن یک ساعت مچی با بند لی و صفحه گل گلی میسوزم اما حقیقت این است که من ۱، ۲ ، ۳ ، ۴ ، ۵ تا ساعت دارم! بله من ۵ تا ساعت مچی دارم و از بین این ۵ تا هم ۴ سال است که فقط از ساعت سواچ اسکینم استفاده میکنم. تازه من از آن دست آدم هایی هستم که اگر یک چیزی دور دستم چسبیده باشد روی مخم است و ساعتم را باید بگذارم توی جامدادی یا جیب کیف. بنابراین یک ساعت گل گلی جدید تاثیر شگرفی در زندگی من نخواهد داشت و فکر میکنم شاید ته تهش یک هفته بابت داشتنش خوشحال باشم و از همین الان میدانم که باز به استفاده از ساعت سواچ اسکینم ادامه خواهم داد. اما اگر از اول چشمم به این ساعت نیفتاده بود این همه نیاز به کلنجار رفتن با دلم نداشتم. پس نبینید! مثلا برای گشت و گذار در پاساژها وقت نذارید. راهتان را صاف بگیرید و بروید. من خیلی وقت ها از تجریش که رد میشدم حتما به پاساژ قائم سر میزدم. سر زدن شامل مغازه های مجازی هم میشود، انقدر از این صفحه به آن صفحه جینگولجات در اینستاگرم چرخ نخورید. آدمی است دیگر چرا باید هی خودش را در معرض در دام افتادن قرار دهد؟
  • زمان بدهید! این روش را من و یکی از دوست های صمیمی ام وقتی دیدیم تمام پول هایمان را پای جینگولجات داده ایم، میدهیم و خواهیم داد در مورد خودمان به کار بستیم. میخواستیم ببینیم این علاقه و اشتیاق خریدن فلان چیز از روی عشق است یا شهوت! اگر از روی یک شور و هیجان آنی باشد آتشش سرد میشود و شاید حتی فردا به خودتان بگویید: این چی بود که میخواستم بخرم! این حرف را خیلی وقت ها بعد از خرید به خودمان میزنیم: این چی بود من خریدم؟! با زمان دادن میشود جلوی ضرر را گرفت. زمان بدهید و فکر کنید. خودتان را اسیر عشق هایی کز پی رنگی بود نکنید! من یک بار خریدن یک مجسمه را دو سال طول دادم. بله دو سال! الان از داشتنش خیلی خوشحالم و فکر میکنم ارزش خریدن داشت، اما خیلی وقت ها هم شده چیزی را خریده ام و بعد از یک مدت با خودم گفته ام این دیگه چیه! چقدرم زشته! خوشبختانه جینگولجات نه تنها تاریخ مصرفش نمیگذرد بلکه با گذر زمان بهتر و قشنگترش هم به بازار میاید.
  • سوال بپرسید! یکی از کارهایی که همزمان با به تعویق انداختن باید انجام بدهید سوال پرسیدن است! اول از همه اینکه پولش را دارم؟ من به شخصه کلی به جان چیزمیزهای گران دعا میکنم. چون از همان اول میدانم که نمیتوانم بخرمشان و بحث تمام میشود! دومین سوال این است: کجا بگذارمش؟ آیا من فضای خالی برای یک قاب جدید، یک گلدان جدید و یک دستبند جدید دارم؟ و سوال اساسی و مهمی که اگر جوابش منفی است نباید به مثبت بودن دو تای قبلی اعتنایی کرد این است: آیا من به این وسیله نیاز دارم؟ آیا من یک گوشواره جدید میخواهم؟ برای پاسخ دادن با خودتان مرور کنید، تمام داشته هایتان را مرور کنید! بهتان قول میدهم حتما گوشواره ای گوشه جعبه بدلیجاتتان افتاده که به جای گوشواره پشت ویترین میتوانید از ان برای ست کردن استفاده کنید! با خودتان تکرار کنید: ما بهش نیاز نداریم، ما بهش نیاز نداریم، ما بهش نیاز نداریم. برای این میگویم بگویید “ما” که آن قسمت از وجودتان که هوس خریدن کرده احساس تنهایی نکند. J
  • نگاه کنید! در این دنیا همه چیز را برای خریدن نیافریده اند. شما میتوانید نگاه کنید و لذت ببرید. همه جینگولجات مخلوق خدا هستند. من خودم ممکن است با دیدن یک انگشتر دست ساز به وجد بیایم، یا یک صنایع دستی را بپرستم اما لزومی ندارد آن را بخرم! لزومی ندارد همه چیز را متعلق به خودمان کنیم. هر سال تعداد زیادی جینگولجات بسیار زیبا تولید و ساخته میشوند که هر کدام در نوع خود بی نظیرند اما آیا میشوید همه شان را خرید؟
  • برایتان هدیه میاورند! قسمت اعظمی از هدیه ها در فرهنگ ما جینگولجات است. باید همیشه بدانید که هر سال روز تولدتان چند تا جینگول هدیه خواهید گرفت. پس پولتان را هدر ندهید.

اما اگر جینگولی پس از طی مراحل فوق توانست وارد زندگی شما شود، باید چه برخوردی با او داشته باشید؟

۲- قسمت هایی را سفید بگذارید! ( وسایل تزئینی خانه)

لزوما تمام دیوارها، تمام میزها، تمام قفسه ها نباید پر باشند! من یک روزی اعتقاد داشتم حتی یک لکه سفید نباید خالی بماند. همه جا پر پر پر! و به قول مامانم اتاقم عینهو نمایشگاه و سمساری شده بود. اما اگر دقت کنید میبینید که موزه ها هم بین ویترین های خود فاصله گذاشته اند. پر بودن فضا هم چشم را خسته میکند و هم نمیگذارد زیبایی وسایل دیده شود. وقتی فضا پر است و به هر طرف که سربرمیگردانید با شیء جدیدی مواجه میشوید سرگیجه میگیرید. شاید اینطور مکان ها برای جستجو و اکتشاف مثل جنگل آمازون جذاب باشند اما به شما اطمینان میدهم که شیک نیستند! وقتی همه فضا پر است انگار روی چیزی تاکید نشده است و زیبایی هر وسیله ای به پنجاه درصد کاهش پیدا میکند. پس قسمت هایی را سفید بگذارید. مثلا مطمئن شوید میان تابلویی که به دیوار زده اید و پرده به اندازه کافی فضای خالی وجود دارد. فضاها حتما نباید با وسایل تزئینی پر شوند. مثلا ممکن است آینه دراور شما برای پر کردن یک دیوار مناسب باشد ولازم نیست عکس دو متر در سه متر عروسیتان را هم به آن دیوار بزنید! یا دیواری که پنجره دارد به وسیله پرده پر میشود. ساعت را هم به همان دیوار نزیند. تمام اینها سلیقه ایست و ممکن است کنار یک پرده به اندازه یک ساعت جای خالی وجود داشته باشد. اما حواستان به سفیدی ها باشد. قسمت هایی را سفید بگذارید تا تزئیناتتان بیشتر و زیباتر جلوه کنند. آسان ترین راهش سفیدی یک درمیان است: فضای پر، فضای خالی، فضای پر، فضای خالی. فضای خالی که بیشتر باشد شما میتوانید وقتی که برای گردگیری آنها میگذاشتید به کار لذت بخشتری برای خودتان اختصاص بدهید.

۳- عوض بدل!

اگر جینگول خر اصیلی بوده اید و حالا میخواهید کمی دور و برتان را خلوت کنید پیشنهاد میکنم اگر جای نگهداریش را دارید همه جینگولجاتتان را از سر باز نکنید. وسایل تزئینی را کم کنید و اضافی را در کمد یا انبار بگذارید. میتوانید هر ۶ ماه یک بار وسایلی را که چیده اید جمع کنید و وسایل جدید را از کمد دربیاورید و دوباره بچینید. اینطوری انگار یک تغییر دکوراسیون اساسی داده اید. و تا آخر عمر با همین وسایلی که دارید میتوانید شونصد مدل مختلف خانه تان را بچینید، بدون اینکه چیز جدیدی بخرید. در مورد بدلیجات هم نگه داشتنشان به تکنیک “ما نیاز نداریم” کمک میکند. ولی قول بدهید که جینگول بدلی جدیدی نخرید.

۴- تغییر بدهید!

اگر انسان رستگاری بوده اید و مثل من ۱۰ عدد گلدان سفالی ندارید هم لازم نیست برای داشتن دکوراسیون جدید خرید کنید. فقط کافیست تغییر بدهید. میتوانید جای مبل ها، جای میز ناهارخوری، تخت، دراور و… را سالی یک بار تغییر بدهید. این کار به تنوع دادن و عوض شدن حال و هوا خیلی خیلی کمک میکند. جینگول جاتتان را هم تغییر بدهید. ممکن است یک تابلو وقتی طولانی مدت در جایی بماند برای دیدتان عادی بشود اما وقتی تغییرش میدهید به حدی زیبایش دوباره جلوه میکند که انگار چیز جدیدی خریده اید. تغییراتی کوچکی در وسایلی مثل جاشمعی و مجسمه‌ها هم همین قدر میتوانند به طرز شگفت‌انگیزی به فضای اطرافتان تونع بدهند.

۵- اصیل خرید کنید!

خرید چیزهای عجیب و غریب ضروری مثل لباس که پس اون فردا از مد میفتند کار عاقلانه ای نیست چه برسد به خرید جینگولجات عجیب و غریب. پس مثلا جاشمعی ای نخرید که سال بعد خجالت بکشید بگذاریدش روی سفره هفت سین، یا بدلیجاتی نخرید که آنقدر دمده بشود که نتوان از آن استفاده کرد.

۶- استفاده کنید!

ما همیشه جینگولجات زیادی میخریم، جینگولجات زیادی داریم اما همیشه همان انگشتر فیروزه‌ای را که بهش عادت داشته‌ایم دست میکنیم و از همان کلیپس همیشگی استفاده میکنیم. آنقدری که کمد و سایلمان متنوع است خودمان متنوع نمیپوشیم. بیایید از وسایلمان استفاده کنیم. از کش جدیدی که خریده‌ایم مرتبا استفاده کنیم. آنقدر که دیگر شل بشود! مساله این است که ما از چیزهایی که میخریم لذت نمیبریم. خیلی هایشان نگه داشته میشوند برای آینده های نامعلومی که مشخص نیست کی از راه میرسند و یا خیلی هایشان گوشه کشوهایمان فراموش شده‌اند و در حال خاک خوردند. بهتر است شروع کنیم، استفاده متناوب از وسیله‌ها، مصرف کردنشان تا جایی که دیگر قابل استفاده نباشند بیشتر به ما حس داشتن و لذت میدهد.

 

بیشتر

سورپرایز با کمی تاخیر!

logoاین خبر قرار بود دیروز منتشر بشه اما به علت برخی مشکلات با سرور، نتونستم دیروز بگذارمش.

مطالب فصل‌های رنگی و آموزش‌های مربوط به اون، از دیروز یک خونه جدید دارند: رنگ من

به نظر من برای داشتن یک کمد لباس مینیمال و شیک، دونستن فصل رنگی و نکاتی که باعث میشه بهتر لباس بپوشیم خیلی مهمه. چون وقتی لباس خوب داشته باشیم به یک عالمه لباس احتیاجی نداریم. برای همین نوشتن اون مطالب رو اینجا شروع کردم. ولی بعد دیدم که اون مطالب مخصوص مینیمالیست‌ها نیست. به هر حال سبک زندگی مینیمال یک انتخابه و به سلیقه مرتبطه. البته به نظر من این سبک زندگی علاوه بر سلیقه، مزایای زیادی داره از جمله پاکتر و سبزتر بودن، ولی در نهایت نمیشه توقع داشت همه مینیمال باشند.

تعداد افرادی که دوست دارند فصل رنگی خودشون رو بشناسند و بدونند چه رنگ‌هایی براشون مناسبه خیلی بیشتر از تعداد آدمهایی است که سبک زندگی مینیمال رو می‌پسندند. من دوست داشتم وبلاگ لذت کمتر داشتن، همچنان خونه ما ساده‌زیست‌ها و مینیمال‌ها باقی بمونه. برای همین حس خوبی به ادامه اون مطالب اینجا نداشتم. نتایج این درگیری نهایتا این شد که اون مطالب رفتند یک خونه دیگه!

البته خیلی خیلی دوست دارم همه شما رو اونجا هم ببینم. تازه اگر دوستانی داشتید که اهل مینیمالیسم  هم نبودند، می‌تونید اون طرفی راهنمایی‌شون کنید 😉

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

 

بیشتر

ارزش محصولات دست‌ساز

عاشق محصولات دست‌سازمینیمالیست‌ها معمولا سعی می‌کنند از خرید پرهیز کنند. همونطور که توی پست قبلی نوشتم، یا در واقع هیثر نوشته بود، پول معادل عمر ماست. مصرف کردن و خرید کردن هم شادی ما رو زیاد نمی‌کنه. پس تا جایی که نیازی نیست بهتره از مصرف بیهوده و جمع کردن خرت و پرت اضافی دور خودمون خود‌‌داری کنیم.
اما وقتی که به خرید احتیاج پیدا شد چی بخریم؟ در این مورد چه گزینه‌ای بهتره؟
جنبه‌‌های متعددی در چیزی که می‌خواهیم بخریم هست که می‌تونه اون رو گزینه بهتری برای ما بکنه. مثلا نحوه تولید و اینکه در اون مسبر آلودگی کمتری تولید شده باشه، یا روش‌های تولید و اینکه حقوق کارگران و تولید‌کنندگان مواد اولیه رعایت شده باشه، یا اینکه اون جنس به اصطلاح محلی باشه و تولید منطقه خودمون باشه، که امیدوارم در آینده در مورد هر کدومشون بنویسم. اما امروز می‌خوام در مورد یک جنبه دیگه‌اش بنویسم: ارزش کار دست!
وقتی می‌خواهید خرید کنید، به خصوص انواع و اقسام تولیدات پارچه‌ای و چیز‌های تزیینی، کار دست بخرید، نه کار ماشین! از کسی بخرید که خودش اون محصول رو تولید کرده، میشه باهاش حرف بزنید، می‌تونید باهاش یه چایی بخورید.
توی ویدیویی که چند وقت پیش گذاشتم به اشکالات سیستم مصرف فعلی اشاره شده بود. خرید محصولات دست‌ساز خیلی از اون مشکلات رو کم‌تر می‌کنه. سو استفاده از کارگرانی که ما هیچوقت نخواهیم دید، سو استفاده از منابع مناطقیکه برای ما اهمیتی ندارند، آلوده کردن محیط زندگی افرادی که قدرت و پول برای دفاع از خودشون ندارند.
مدتی پیش یکی از دوستان از من در مورد تحصیلات دانشگاهی‌ام پرسید. من دو رشته خوندم. دومی‌اش انسان‌شناسی بود. انسان‌شناسی به خصوص در سنت بریتانیایی  مدت زیادی تمرکزش بر مطالعه قومیت‌های غیراروپایی بوده. یکی از مفاهیم مورد استفاده توسط قوم مائوری که می‌خوندیم مفهومی بود به اسم Hau، که خیلی ساده سازی‌اش بکنم میشه معادل پیوندی که بین افرادی که با هم یک شی رو رد و بدل می‌کنند برقرار میشه، مثل یک انرژی روحی که با اشیا منتقل میشه. نمی‌خوام خیلی عرفانی حرف بزنم ولی واقعا وسایل ساخته دست یک آدم قابل دسترس خیلی حس بهتری به ما میدن تا محصولاتی که هزاران هزار ازشون تولید شده و اگر دست انسان هم در کاره مثل ماشین داره کار می‌کنه . اگر چیزی درست کرده باشید این حس رو بیشتر درک می‌کنید. انگار به قول مائوری‌ها ساخته‌های دست روحی رو با خودشون حمل می‌کنند و دهنده و گیرنده رو به هم مرتبط می‌کنند.امتحانش کنید، می‌بینید.
امیدوارم این بار که به چیزی نیاز پیدا کردید، به خرید کار دستی فکر کنید!
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر

تحلیل رنگ بر اساس فصل‌ها یا چه رنگی به من میاد؟ قسمت سوم

رنگین کمانخوب، تا الان باید فصل خودتون رو پیدا کرده باشید. این قسمت خیلی سخت نبود، از این به بعدش هم نیست، اما به سادگی بخش قبل هم نیست. با دونستن رنگ پوست و چشم، و تشخیص توناژ سرد یا گرم در پوست، فصل معلوم میشه. اما برای پیدا کردن  طبقه بندی دوم، از شش دسته زیر که در نهایت ما رو به دوازده دسته روش CMB می‌رسونه، باید به کلیت چهره و مو و پوستتون نگاه کنید و ببینید کدام یک از دسته های زیر بهتر توصیفش می‌کنه:
-ژرف و سیر : معمولا رنگ مو و چشم‌های سیر و تیره دارند.
-روشن و بور : همونطور که از نامش بر میاد، در نگاه کلی پوست و مو و رنگ چشم همگی روشن هستند.
-ملایم : رنگ تندی در نگاه کلی به چشم نمیاد. تضاد کمی در ترکیب کلی مو و پوست و چشمان می‌بینیم.
-گرم و طلایی : یک سایه طلایی و گرم در رنگ مو، چشم و توناژ پوست به چشم می‌آید.
-شفاف و درخشان: رنگ‌های روشن و شفاف و درخشان در ترکیب کلی این گروه، نگاه را به خود جلب می‌کند. به چشم‌های سبز سیر یا آبی سیر فکر کنید.
-سرد و صورتی (گلی): صورت گلگون و توناژ سرد چشم‌گیرترین ویژگی این دسته است.
این دسته‌ها به این ترتیب به فصل‌ها مرتبط میشن:
-ژرف: زمستانی ژرف یا پاییزی ژرف
-روشن: بهاری روشن یا تابستانی روشن
-گرم: بهاری گرم یا پاییزی گرم
-ملایم: تابستانی ملایم یا پاییزی ملایم
-شفاف: بهاری شفاف یا زمستانی شفاف
-سرد: تابستانی سرد یا زمستانی سرد
خوب ممکنه انتخاب بین شش دسته براتون سخت باشه، اما فصلتون رو که می‌دونید نه؟ پس بین سه دسته‌ای که در فصل مربوط به شما وجود دارند باید انتخاب کنید:
باز هم انتخاب براتون سخته؟ گوگل تعداد زیادی از تصاویری از نمونه‌های هر کدوم از این فصل‌ها میاره که می‌تونه بیشتر کمکتون کنه. روبروی فصل خودتون روی عبارت مورد نظر کلیک کنید تا نتایج جست و جو رو ببینید. حواستون باشه که این نتایج صد در صد دقیق نیستند ولی به هر حال کار رو آسونتر می‌کنند.
من یک زمستونی ژرف هستم. شما به کدوم دسته تعلق دارید؟ برام در کامنت‌ها بنویسید.
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

اگر هنوز فصلتون رو پیدا نکردید، این دو مطلب و کامنت‌‌هاش رو بخونید:

 

بیشتر

تحلیل رنگ بر اساس فصل‌ها یا چه رنگی به من میاد؟ قسمت دوم

 خوب، حالا می‌رسیم به قسمت دوم تست که خیلی ساده است. اما قبل از اون دو نکته مهم رو بگم.
اولین نکته اینه که تنوع جامعه بشری بی‌نهایته. بنابراین علاوه بر یک عده که خیلی راحت قابل دسته‌بندی‌‌اند، گروه‌هایی هم داریم که دقت بیشتری لازم دارند. یک ناظر سوم در نهایت می‌تونه شما رو در یکی از دوازده گروه نهایی جا بده، اما ته تهش مهم اینه که حس شما به رنگ‌ها بعد از آشنایی با این نظریه چیه. اگر حس خوبی به فصل خودتون ندارید یا فکر می‌کنید یه جای کار ایراد داره، رنگ‌هایی رو انتخاب کنید که به نظر خودتون برای شما بهتر هستند. مثل هر توصیه یا پیشنهاد دیگری، شما تصمیم‌گیرنده نهایی هستید.
دومین نکته اینه که من خیلی آسون شروع کردم، کم کم ریزتر میشیم. اگر توی این مرحله مشکل دارید و به نظرتون حد واسط هستید، صبر کنید. توی مراحل بعدی دسته اختصاصی خودتون رو پیدا می‌کنید.
و اما، حالا ببینیم هر کسی توی چه فصلی می‌افته؟ این بار به چشم‌ها و موها نگاه می‌کنیم. اگر رنگ موهاتون متفاوت از رنگ عادی‌شه، رنگ طبیعی مو رو در نظر بگیرید. فقط اگر همیشه موهاتون رو به این رنگ جدید در میارید، طوری که کسی که مثلا الان با شما دوست  بشه هیچ وقت متوجه رنگ واقعی‌اش نخواهد شد، این رنگ رو در نظر بگیرید ( و در پرانتز این توصیه رو هم از من بعد از زندگی در لندن و دیدن این همه آدم با رنگ موی طبیعی خودشون داشته باشید که تغییر دادن شدید رنگ مو خیلی انتخاب خوبی از لحاظ زیبایی و ظاهر نیست. خیلی برام جالب بود که نگارا هم به این نکته اشاره کرده بود. اگر هم قصد تغییر دارید یکی دو سایه تیره/روشن‌تر از موی خودتون رو بگیرید و توی همون سایه هم ثابت بمونید.)
اگر رنگ مو و چشم تیره دارید، و توناژ پوست گرم، شما پاییزی هستید.
اگر رنگ مو و چشم تیره دارید، و توناژ پوست سرد، شما زمستانی هستید.
اگر رنگ مو و چشم روشن دارید، و توناژ پوست گرم، شما بهاری هستید.
اگر رنگ مو و چشم روشن دارید، و توناژ پوست سرد، شما تابستانی هستید.
اگر شک دارید کمی صبر کنید تا به رده بندی دوازده‌تایی برسیم.
هر کدوم از این فصل‌ها یک پالت رنگی دارند که تنوع زیادی از رنگ‌ها توش وجود داره. همه رنگ‌های پالت زمستون، به هر فردی که توی فصل زمستون می‌افته نمیان. بستگی به این داره که توی کدوم یک از سه دسته زمستونی‌‌ها بشیم. در ادامه می‌بینیم اتفاقا برای یک دسته از زمستونی‌ها، بعضی از رنگ‌های پالت پاییز یا بهار هم قابل استفاده است و زیباتر از بعضی رنگ‌های پالت زمستونه. برای همین میگم عجله نکنید اگر شک دارید و صبور باشید تا مطالب همه‌اش آماده بشه. اما تا اینجا، رنگ‌های هر پالت رو از منبع قبلی ببینید. شاید با دیدن رنگ‌ها یک جرقه توی ذهنتون بزنه که چقدر این گروه رنگی همیشه من رو زیبا نشون می‌داد! و فصل خودتون رو راحت‌تر شناسایی کنید.

پالت رنگی بهار

پالت رنگی بهار

پالت رنگی تابستان

پالت رنگی  تابستان

پالت رنگی تابستان

پالت رنگی پاییز

پالت رنگی پاییز

پالت رنگی پاییز

پالت رنگی زمستان

پالت رنگی زمستان

پالت رنگی زمستان

 

شما تونستید راحت فصلتون رو پیدا کنید یا شک دارید؟ تا الان چقدر توی پالت رنگی مناسب خودتون لباس ‌می پوشیدید؟

بیشتر

تحلیل رنگ بر اساس فصل‌ها یا چه رنگی به من میاد؟ قسمت اول

گرم یا سرد، مساله این است!

خوب چطوره که وارد عمل بشیم و کمی با رنگ‌‌ها بازی کنیم؟

همون‌طور که در پست قبل نوشتم، طبق نظریه تحلیل رنگ بر اساس فصل‌ها، میشه افراد رو بر اساس رنگ مو و پوست در چهار دسته اصلی جای داد: بهار، تابستان، پاییز و زمستان. توی اینترنت تست و روش برای پیدا کردن این دسته خیلی زیاده و خیلی‌‌هاشون هم حسابیه گیچ کننده‌اند. اما من بالاخره یه دونه که به دلم نشست و فکر می‌کنم از همه ساده‌تر بود رو از این منبع پیدا کردم.
 فکر می‌کنید شما در کدوم دسته بیفتید؟ بیایید با هم آزمایشمون رو شروع کنیم. اول باید پیدا کنیم که توناژ رنگ پوست شما گرمه یا سرد. این توناژ بستگی به میزان ملانین و هموگلوبین و کاروتن در پوست داره. اگرچه گذر زمان و طول عمر، برنزه کردن یا آفتاب سوختگی، بیماری و …رنگ پوست ما رو تغییر می‌دهند، اما این گرمی/سردی توناژ پوست یک ویژگی ژنتیکیه و در طول عمر تغییر نمی‌کنه. سه راه برای پیدا کردن توناژ وجود داره، که دوتای اولش خیلی مینیمال نیستند اما می‌نویسم تا اگر شما ابزارش رو داشتید امتحان کنید. اگر نه نگران نباشید، راه سوم هیچ چیزی لازم نداره.
در ضمن توجه کنید که حتما در نور طبیعی و در طول روز این تستها رو انجام بدید.
راه اول: آزمایش با کرم پودر. برای این تست به یک کرم پودر با زمینه صورتی  و یک کرم پودر با زمینه زرد احتیاج داریم. خوب از ما که مینیمالیم بعیده هردوی اینها رو دم دست داشته باشیم، اما اگر دارید، یک سر انگشت از هر کدوم رو روی هر گونه می‌گذاریم و پخش می‌کنیم تا یک لایه نازک روی هر گونه بمونه. حالا توی آینه نگاه کنید و ببینید کدومشون خوب روی پوستتون نشسته انگار که جذب شده، و کدومشون حالت ماسیده داره و توی ذوق می‌زنه. اگر زمینه صورتی خوب روی پوستتون می‌شینه، یعنی توناژ سرد دارید، و اگر زمینه زرد خوب روی پوستتون میشینه، یعنی توناژ گرم دارید. حواستون باشه که نور باید طبیعی باشه. می‌تونید هم از تستر‌های یک مغازه برای این تست استفاده کنید، هم فال و هم تماشا! فقط بعدش گول نخورید و با یک پلاستیک پر از خرید‌های بیهوده برگردید خونه 😉
راه دوم: تست طلایی/نقره‌ای: برای این تست به پارچه یا کاغذرنگی/مقوای نسبتا بزرگ به رنگ طلایی و نقره‌ای نیاز داریم. باز بعیده که هر دوی اینها هم‌زمان توی یک خونه مینیمال باشه، اما اگر بود به این روش تست کنید. یک دست رو روی پارچه/کاغذ طلایی و یک دست روی روی نقره‌ای قرار بدید. بهتره به نواحی‌ای که کمتر آفتاب می‌خورند بیشتر دقت کنید. پوست شما روی یکی از این دو زمینه شاداب و باطراوت و یک‌دست به نظر میاد، در حالی که زمینه دیگه این حالت رو نداره، به نظر ناهمگون میاد. اگر نقره‌‌ای پوستتون رو خوب نشون میده، توناژ سرد دارید و اگر طلایی پوستتون رو به جلوه میاره، توناژ گرم. حواستون به نور طبیعی باشه‌ها! اگر پارچه بزرگی داشته باشید بهتره مثل تصویر دور شونه‌ها بندازید و بعد مقایسه کنید.
و اما راه سوم و مینیمال که فقط به شما و دستتون و نور طبیعی نیاز داره، تست رگ (نترسید خون نمی‌گیریم!).
توی نور طبیعی به رگ‌های داخل دستتون (روی مچ) نگاه کنید. به نظرتون بیشتر آبی می‌زنه یا سبز؟ تشخیصش راحتتره اگر برنزه نکرده باشید. اگر رگ‌هاتون به سبز می‌زنه، توناژ پوست شما گرمه، و اگر به آبی می‌زنه، در دسته سرد‌ها جای دارید.
من که سرد از آب در اومدم! نتیجه تست شما چی بود؟ این تست رو انجام بدید و نتیجه‌ش رو برام بنویسید، تا در پست بعد فصل‌ مون رو پیدا کنیم.
بیشتر

تحلیل رنگ یعنی چی؟

چرخ رنگتحلیل رنگ، رنگ‌ شخصی، تحلیل رنگ بر پایه فصل‌ها همه اسامی‌ای هستند که معادلشون در زبان انگلیسی برای تعریف یک روش انتخاب رنگ لباس و آرایش بر اساس رنگ پوست، مو و چشم فرد به کار می‌روند. اگر زبانتون خوبه این مقاله ویکی‌پدیا رو برای آشنایی بیشتر با این مبحث بخونید. اگر اهلش نیستید نگران نباشید! توی این نوشته با این روش آشنا میشیم تا کم کم بریم سراغ خود تحلیل.
هدف از این تحلیل، انتخاب رنگ‌های مناسب برای فرده و معمولا قبل از طراحی کمد لباس یا مشاوره پوشش انجام میشه. این روش‌ها در دهه هفتاد و هشتاد میلادی که امکان چاپ رنگی باکیفیت فراهم شد در اختیار عموم قرار گرفتند و تا به امروز هم این سرویس‌ها و کتاب‌های مربوط به این روش جز پرفروش‌ترین‌های مد و لباس هستند.
وقتی با این تحلیل رنگ‌های مناسب خودمون رو پیدا کنیم، دیگه هر بار لباس‌ پوشیدن یک معمای چی بپوشم جلومون نمی‌گذاره! کمد لباس‌مون فقط شامل لباس‌هایی خواهد بود که زیبایی طبیعی ما رو به حدکثر خودش برسونند. این هم هزینه‌های ما رو کم می‌کنه، هم زمانی رو که باید صرف انتخاب لباس برای خرید، و انتخاب لباس روزانه بکنیم حسابی کاهش خواهد داد، هم باعث میشه فضای کمتری برای نگهداری لباس لازم داشته باشیم.
ماجرای فصل‌ها چیه؟ توی پرطرفدار‌ترین روش تحلیل رنگ، هر فردی بنا به خصوصیات ظاهری‌اش در یکی از چهار دسته رنگی قرار می‌گیره که به نام‌های بهار، تابستان، پاییز و زمستان نام‌گذاری شدند. بعد هر کدوم از این فصل‌ها به سه دسته دیگه هم تقسیم خواهند شد. برای هر فصلی، رنگ‌های خاصی مناسبه که جلوه بهتری به اون سایه از رنگ مو و پوست خواهد داد.  با پیدا کردن فصل مرتبط، بدون نیاز به آزمون و خطای تمام رنگ‌ها، می‌تونیم خیلی راحتتر پالت رنگی مناسب خودمون رو پیدا کنیم و از این به بعد انتخاب لباس برامون خیلی راحتتر میشه. مینیمال کردن کمد لباس هم حسابی آسون خواهد شد!
در پست‌های بعد در مورد جزییات این روش بیشتر خواهم نوشت. شما تا حالا برای خودتون تحلیل رنگ به هر روشی کردید؟ یک پالت رنگی خاص برای خودتون دارید یا بسته به اینکه از چه رنگی خوشتون بیاد ممکنه لباس در هر رنگی رو انتخاب کنید؟
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر

کمتر دارم و قشنگ‌ترم!

خوش تیپچرا کمتر داشتن لذت بخشه؟ قبلا نوشتم (اینجا) که یکی از دلایل انتخاب سبک زندگی مینیمال، تاثیر این نوع زندگی روی محیط زیسته. وقتی محیط اطرافمون و آینده خودمون و نسل‌های آینده برامون مهم باشه، بیشتر انتخاب‌هامون رنگ و روی یک زندگی ساده و خلوت رو خواهند داشت. اما این تنها دلیلش نیست.
 می‌دونید یکی از خودخواهانه ترین دلایلش که لذت زیادی هم داره چیه؟ به طرز شگفت انگیزی لباس پوشیدنتون بهتر خواهد شد. البته در مورد ستاره‌های مد این حرف صدق نمی‌کنه، اما اونها رو که کنار بگذاریم، می‌تونم با اطمینان بگم بقیه افراد اگر در انتخاب لباس‌های کمدشون مینیمالیسم رو مدنظر داشته باشند، خیلی خوش‌پوش‌تر از وضع قبلی خواهند شد. 
قبلا در گوشه و کنار پستها اشاره کردم که این تغییر مثبت از چه راه‌هایی رخ می‌ده. یکی از دلایل این خوش‌پوش‌تر شدن اینه که دسترسی به لباس‌هایی که داریم آسونتر میشه و تنوع لباس پوشیدنمون خیلی بیشتر میشه. به جای سریع انتخاب کردن دم دست‌ترین چیز توی یک کمد که همه چیز درش فشرده است، میشه همه لباسها رو دید و راحت انتخاب کرد.
یکی دیگه از دلایلش که به مرور هم قوی‌تر میشه اینه که توی خرید دقت بیشتری می‌کنیم. وقتی چیزی به راحتی اجازه ورود به خونه و کمد ما رو پیدا نکنه، اونهایی که وارد خواهند شد خیلی بهتر و شکیل‌تر از لباس‌هایی هستند که فقط به نیت خریددرمانی و بدون نیاز و بدون دقت و بررسی خریده شدند.
در همین راستا، به زودی یک سری مطالب خیلی هیجان‌انگیز در مورد این انتخاب‌های دقیق خواهم نوشت. برای اینکه لباسی که می‌خریم ارزش موندن توی کمد ما رو داشته باشه، علاوه بر جنس لباس که بسته به شرایط هر فردی و کارش و محیطهاش باید انتخاب باشه، دو تا عامل خیلی مهم رو باید توش در نظر گرفت:
۱-لباس باید متناسب با نوع هیکل ما انتخاب بشه. نوع هیکلتون رو نمی‌دونید؟ یک خانم دوست‌‌داشتنی با یک قلم عالی همه چیز رو در این مورد نوشته، خیلی‌هاتون هم از قبل نوشته‌های نگارا رو خوندید. به اینجا مراجعه کنید.
۲-رنگ‌های لباس باید متناسب با ویژگی‌های شخصی ما انتخاب بشه، چطوری؟ هر رنگی به هر کسی نمیاد. این رو همه می‌دونیم. هر رنگی رو هم با هر رنگی نمیشه ترکیب کرد. باز این رو هم می‌دونیم همگی. اما راه فهمیدن اینکه چه رنگی به چه کسی میاد چیه؟ می‌دونستید در این زمینه آکادمی هست و کتاب‌های آموزشی داره و خیلی دو دو تا چهارتایی، هر کسی می‌تونه رنگ‌های مناسب خودش رو پیدا کنه؟ در این باره بیشتر خواهم نوشت.
تجربه شما همراهان شیک پوش و مینیمال من از انتخاب این سبک زندگی چی بوده؟ شما چه دلیلی رو برای این انتخاب پررنگ می‌بینید؟
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر