سبک زندگی مینی‌مال، رادیکال نیست

امروز هم یک مطلب جدید داریم با ترجمه یکی از همراهان خوب وبلاگ، آقای مهدی تروهید نویسنده وبلاگ فروردین. اصل مطلب نوشته جاشوا فیدز ملبورن هست از وبلاگ مینی‌مالیست‌ها، با عنوان «سبک زندگی مینیمال، رادیکال نیست» :


 

هر وقت کسانی مرا می‌بینند و حس می‌کنند که مجبورند با من درباره‌ی مینیمالیزم حرف بزنند، گمان می‌کنند که سبک زندگی‌ام افراطی است. چیزی شبیه این می‌گویند که «هیچ وقت نمی‌توانم یک مینی‌مالیست باشم».
حقیقت این است که سبک زندگی‌ام افراطی نیست و من هم افراطی نیستم. اگر امروز مرا ببینید و درباره‌ی مینیمالیزم با هم حرفی نزده باشیم (که احتمالا همین‌طور هم هست)، گمان نخواهید کرد که سبک زندگی‌ام با شما فرق چندانی می‌کند.
من وسایل‌ام را نمی‌شمارم اما صدها وسیله دارم؛ حتا پس از این که از دست ۹۰% از چیزهایم خلاص شده‌ام. گلدان و ماهی‌تابه و لوازم آشپزخانه دارم. تخت‌خوابی بزرگتر از معمول دارم. گوشی هوشمند دارم. میز دارم. گیتار دارم. لوازم خانه دارم. قفسه‌ای پر از کتاب دارم. کمد و ماشین‌لباس‌شویی و ماشین خشک‌کن دارم. لباس‌های زیادی دارم.
اما سه شرط کلیدی وجود دارد:
۱- چیز اضافی‌ای ندارم
چیزهایی دارم که همیشه از آن‌ها استفاده می‌کنم. چیزهایی که در زندگی‌ام ارزش دارند. اما لوازم اضافی ندارم. وسایلی برای روز مبادا ندارم. اگر بخواهم تغییری در سبک زندگی‌ام بدهم، تعریف‌ام از «اضافی» هم تغییر خواهد کرد. مثلا اگر بخواهم – مانند دوستم کالین – نویسنده‌ای همیشه-در-سفر باشم آن‌وقت باید دارایی‌هایم را به شدت کم کنم. در این نقطه از زندگی‌ام از جایی که هستم راضی هستم و دوست ندارم که همیشه سفر کنم. اگر این شرایط تغییر کند، من هم تغییر خواهم کرد.

۲- همیشه درباره‌ی دارایی‌هایم می‌پرسم.
آیا به این چیز نیاز دارم؟ آخرین باری که از آن استفاده کردم کی بود؟ اگر از شرش خلاص شوم چه می‌شود؟ کسی هست که بیشتر از من بتواند از آن استفاده کند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که همیشه از خودم می‌پرسم. چون دائم درباره‌ی وسایلم می‌پرسم. دائما در حال کنار گذاشتن وسایلم هستم؛ که حس خوبی هم دارد. این بازی پایانی ندارد و هیچ‌وقت به آن نقطه نمی‌رسم.

۳- به وسایلم معنی نمی‌دهم و بدون دلیل آن‌ها را مهم نمی‌کنم
مهمترین نکته‌ای که فهمیده‌ام این است که وسایلم می‌توانند با چیزهای دیگری جایگزین شوند. کسی از من پرسید که اگر آپارتمان‌ام اتش گرفت چه چیزی را باید بردارم؟ و من جواب دادم : «هیچ چیز!». هر چه که دارم می‌تواند جایگزین شود.
مینی‌مالیزم یک سبک زندگی ِافراطی و رادیکال نیست. مینی‌مالیزم ابزاری بود تا از شر وسایل غیر ضروری‌ام راحت شوم و زندگی بامعناتری داشته باشم؛ زندگی‌ای که پر از شادی، آزادی و آگاهی ِهوشیارانه باشد. اضافات زندگی را دور کرده‌ام و می‌توانم روی بخش‌های مهم زندگی‌ام تمرکز کنم؛ سلامتی، روابط، احساسات، رشد و همکاری و مشارکت با دیگران. برای همین است که زندگی‌ام بامعناست.
شما چه‌طور؟ برای این‌که بتوانید روی جنبه‌های مهم زندگی‌تان تمرکز کنید، از چه چیزهایی می‌توانید دوری کنید؟


 

نظر شما چیه؟ مینیمالیسم یک سبک زندگی افراطیه یا عادی؟

بیشتر

یک چالش جدید برای مینیمالیستهای جاه طلب : پروژه ۳۳۳

project 333مگه میشه هم مینیمالیست بود و هم جاه طلب؟ بله..جاه طلبی در هرچه بیشتر مینیمال بودن!

یکی از همراهان خوب وبلاگ، سمیه عزیز یک توضیح کامل در مورد پروژه ۳۳۳ رو از این منبع برامون ترجمه کردند. اگر به دنبال یک چالش و هیجان جدید در مسیر مینیمالیسم هستید پیشنهاد خوبیه. توضیح بیشتر رو به قلم سمیه جان بخونید.


پروژه ۳۳۳ یک پروژه چالش برانگیز مد و پوشش برای افرادی است که میخواهند وارد فاز دوم زندگی مینیمالیستی شوند. در این پروژه شرکت کنندگان خودرا مکلف میکنند که در طی سه ماه تنها سی وسه تکه لباس برتن کنند و بیش از این تعداد را از زندگی خود خارج کنند. هدف این پروژه این است که به طور عملی به افراد بیاموزد ارزش انسانها به تعداد لباسهایی که درتملک خود دارند، نیست و انسان با معیارهای اخلاقی ارزش گزاری میشود نه ظواهر. به قول شاعر “نه همین لباس زیباست نشان آدمیت”.
همچنین این پروژه به افرادی که به خرید لباس، کیف ، کفش و اکسسوری معتاد شده اند کمک میکند کم کم این اشتیاق بیش از حد خود به خرید را کنترل کنند و با برنامه ریزی برای پوشش سه ماهه آینده شان، استرس های ناشی از پرسش همیشگی ” حالا چی بپوشم؟” را کاهش دهد. ۳۳۳ به افراد میاموزد پول، زمان وتوان ذهنی خودرا برای فعالیتهایی مهمتر از خریدن و پوشیدن خرج کنند،از مصرف گرایی بپرهیزند،کیفیت را جایگزین کمیت کنند و خلاقیت خود را در زمینه مد و فشن بکار گیرند.
این پروژه تاکنون توسط بیش از دو میلیون نفردرسرتاسر جهان اجرا شده است و نتایج مثبتی را برای شرکت کنندگان به همراه داشته است. برای استفاده از نتایج و تجربیات ایشان در اینترنت جستجو کنید.
قوانین پروژه:
• طول دوره سه ماهه است.
• هیچ محدودیت سنی و جنسیتی در این پروژه وجود ندارد و قوانین برای زنان و مردان یکسان است.
• سی و سه تکه لباس شامل لباس،اکسسوری، لباس رو(کت یا بارانی)، کیف ،کفش و کمربند است
• مواردی که شامل سی و سه تکه نمیشوند: جواهرات ثابت مثل گوشواره وگردنبند وحلقه ازدواج، ساعت مچی، ،لباس زیر، لباس خواب و لباس کار
• اگر در محیطی کار میکنید که لباس کار خاص و مشخصی ندارید، هر چه بپوشید باید جزئی از ۳۳ باشد
• درانتخاب لباس، فصل ، آب و هوا و هنجارهای جامعه را درنظر بگیرید.
• پس از جمع کردن سی وسه لباس مورد نظر خود، بقیه لباسهایتان را در چمدان جمع کنید و از جلو چشم دور کنید.
• درصورتیکه در این سه ماه لباسی برایتان تنگ ، گشاد یا مفقود شد، خراب یا غیرقابل استفاده گردید،می توانید انرا دور انداخته و تکه ای دیگر از چمدانتان انتخاب کرده وجایگزین آن کنید. بهر حال جمع قطعات باید همیشه سی و سه باشد.
• در این دوره سه ماهه شما مکلف هستید لباسهای تکراری بپوشید تا به بیش از سی و سه تکه لباس نیازمند نشوید.
• دقت کنید که سی و سه تکه انتخابی باید به گونه ای باشند که طی سه ماه تمام فعالیتهای شما اعم از کار، ورزش، مهمانی و گردش را پوشش دهند.همچنین راحتی و اسایش شما را تامین کنند و در شان شما باشد.یادتان باشد قرار نیست خودتان را زجر بدهید یا بصورت نامتناسبی با دمپایی به مهمانی بروید. فقط قرار است پوشش خودرا کنترل کنید و با برنامه ریزی پیش بروید.
• لباس تکراری به معنای عدم رعایت نظافت نیست. همیشه لباس تازه شسته شده بپوشید و از عطر استفاده کنید. به قول مادر بزرگها “یکی برای پوشیدن و یکی برای شستن”.
راهنمای انتخاب لباس:
• ابتدا یک لیست از تمام اقلام لباسهاو کیف و کفش و زیورآلاتی که دارید تهیه کنید. سپس آنها را با هم ست کنید و دوتا سه ترکیب لباس آماده کنید و کنار هم بچینید.
• درایران نحوه پوشش بانوان در خارج از منزل شامل یک مانتو، یک شال، یک شلوار، یک کیف و یک کفش میباشد. یک بلوز و شلوار هم برای داخل خانه لازم است. با این حساب در هرروز به حداکثرهفت تکه لباس نیاز است .در زمستان شال گردن و کلاه و بارانی هم اضافه میشود یعنی در هر روز به بیش از ۱۰ تکه لباس نیازمندنیستید. برای دو مجموعه،حداکثر به بیست لباس نیاز دارید. حالا این بیست تکه لباس را چند روز در میان عوض و بدل هم بپوشید.
• هیچ انسانی نمی تواند همزمان دو مجموعه لباس بپوشد. پس حتی یک دست لباس اصلی و یک دست لباس کمکی برایتان کافی است. با این حال تنوع را فراموش نکنید تا در این مسیردچار بی حوصلگی و افسردگی و سستی اراده نشوید.
• اگرمیدانید در این سه ماه به مهمانی خواهید رفت یک لباس مناسب مجالس در مجموعه منتخبتان باشد. اگر اهل گردش هستید، کلاه افتابگیر و لباس ضد آب و کفش پیاده روی را فراموش نکنید.اگر ورزشکار هستید، یک ست لباس ورزشی در کلکسیونتان بگذارید.
• لباسهای بالاتنه توجه بیشتری راجلب میکنند پس به انها تنوع دهید و از تعداد شلوارها (دامن ها) بکاهید.
• رنگهایی را انتخاب کنید که به همه چیز می آیند.
• با بکارگیری خلاقیت خود میتوانید از چهارمانتو ،چهار شال ، دو شلواروسه کفش،دهها ترکیب متنوع و غیر تکراری ایجادکنید که به زیباترین وجه سه ماه شما را بپوشانند.
• اگر مانتوهای همرنگ دارید، فقط یکی را انتخاب کنید و بقیه را کنار بگذارید.بدین ترتیب با انتخاب رنگهای متفاوت میتوانید تنوع بیشتری ایجاد کنید.
• با جستجو در اینترنت از ایده های دیگران در انتخاب سی و سه لباس ضروری استفاده ببرید.
درپایان پروژه شرکت کنندگان :
• به تعداد زیاد لباسهای غیر ضروری خود پی میبرند و میتوانند آنها دور بریزند یا به دیگران ببخشند.
• تعریف جدیدی از مد و فشن برای خود ارائه میدهند و خلاقیت های خودرابروز میدهند.
• به اهمیت کیفیت لباس پی میبرند و دیگر برای لباسهای ارزان قیمت بی کیفیتی که از عهده پروژه بر نیامده اند و طی این سه ماه از رنگ و شکل افتاده اند، هزینه نخواهند کرد. به قول قدما: “هر ارزانی بی علت نیست و هرگرانی بی حکمت”
• فضای خالی بیشتری در گنجه لباس و در ذهن خود ایجاد میکنند که با اقلام و افکار ارزشمندترجایگزین شود.
• شجاعت و جسارت تغییر را در خود تقویت میکنند و دیگر عادات مضر خودرا نیز با تصمیم قاطع و برنامه ریزی ترک میکنند.
• با اعتماد به نفسی که دیگر وابسته به لباس و ظاهر نیست به سمت آینده به پیش میروند و سبکبار زندگی میکنند.
• چون همیشه میدانند در سه ماه آینده چه می خواهند بپوشند، مضطرب نیستند.

بیشتر

مینیمال به سوی عید

سفره هفت سین

موقع کریسمس یه مقاله خیلی جالب دیدم که نشون میداد هم استرس افراد و هم درگیری‌های خانوادگی توی این دوران خیلی زیاد میشه. دلیلش هم خوب معلومه، آدم‌ها بیشتر کنار هم هستند و این مسائل بیشتر پیش میاد.

عید برای ما مینیمالها که قرار نیست این طور باشه نه؟ من سه تا پیشنهاد ساده در زمینه مینیمالیسم دارم که عید رو برامون لذت بخش‌تر کنه!

۱-به قیمتها و عدد و رقم فکر نکنید. به جز حساب بانکی خود اون فرد، به بقیه ربطی نداره و مهم نیست کی هزینه بیشتری کرده یا عیدی بیشتری داده یا وسیله و لباس گرونتری خریده..مگه نه؟

۲-به اشیا و وسایل فکر نکنید. عید و دید و بازدیدهاش برای دیدن انسانهایی هستند که دوستشون داریم و عمرمون داره با هم سپری میشه. مبل حدید، خونه حدید، لوستر جدید یا پرده کهنه و فرش کهنه و سرویس غذاخوری کهنه تاثیری در این موضوع ندارند. البته گفتن مبارک باشه  خیلی هم خوبه ولی بیشتر از این جا در ذهنتون صرف این چیزها نکنید.

۳-در هر امری زیاده روی و اضافه کاری بده، چه در مورد وسایل و اشیا که اینجا زیاد در موردش حرف می‌زنیم چه در مورد روابط اجتماعی. اگر از دیدن افرادی لذت نمی‌برید با توجه به شرایط یا از اون دیدار صرف نظر کنید یا زمانش رو محدود کنید.

شما به این لیست چه پیشنهادی می‌تونید اضافه کنید؟

در سایت گیس گلابتون هم می‌تونید در زمینه چطوری روبرو شدن با استرس‌های عید مطالب مفیدی بخونید!

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت آخر

خوب برای قبل از عید فقط همین مطلب رو لازم داریم تا بتونیم یک خونه کاملا عاری از وسایل اضافی و مرتب با روش کانماری داشته باشیم. تا الان چند نفر دسته لباس‌ها، کتاب‌ها و مدارک رو مرتب کردند؟

توی این نوشته لیست لوازم متفرقه رو که چهارمین دسته از دسته های اصلی ماری کاندو هست براتون تهیه کردم. با داشتن این فهرست فقط کافیه که یکی یکی این دسته ها رو مطابق شش اصل روش کان ماری که در پست قبل نوشتم مرتب کنید! به همین سادگی :)

 


وقتی از لوازم متفرقه صحبت می‌کنیم تصور کردنش کمی سخته. یعنی چی ها رو باید جمع کنیم؟ ماری کاندو به کمکمون اومده و زیردسته‌های این قسمت رو مشخص کرده. می‌تونید هر بار سراغ یکی از این دسته‌ها برید یا در یک نوبت چندتاشون رو با هم مرتب کنید:

  • سی دی، دی وی دی و فلش ها
  • لوازم التحریر
  • لوازم برقی
  • لوازم آرایشی و مراقبت پوستی
  • شمع، روغنها، اسانس ها، عود و سایر لوازم آرامش بخش
  • داروها
  • اوراق و کارتهای ارزشمند (کارت هدیه، کارتهای بانکی و اعتباری زاپاس، کوپن تخفیف): در این دسته به جای برق شادی، به تاریخ انقضا نگاه کنید!
  • لوازم خیاطی
  • ابزارآلات (علاوه بر پیچ گوشتی و آچار، میخ‌ها و پیچ و مهره ها را هم بررسی کنید و اضافی ها را نگه ندارید.)
  • لوازم هنری/کارهای دستی: ممکن است اهل خطاطی باشید یا موسیقی، یا هر فعالیت دیگری برای اوقات فراغت. این وسایل را با هم نگه داری کنید.
  • کلکسیون: اگر هرچیزی را جمع آوری و نگه داری می کنید، یک روز کامل به تمیز کردن و چیدمان زیبای آن اختصاص بدهید.
  • چیزهای روز مبادا: خیلی چیزها ممکن است در این دسته داشته باشید. از قطعه های ناقصی که بقیه اش گم شده تا دکمه هایی که لباسش را دیگر ندارید و موبایلهای قدیمی. احتمالا بیشتر این دسته را رد خواهید کرد. اگر چیزی را نگه داشتید کنار دسته ای که بیشترین مشابهت را با آن دارد قرار بدهید.
  • ملافه‌ها و لوازم خواب
  • حوله‌ها
  • اسباب بازی‌ها و عروسک‌ها
  • لوازم تفریح (زیرانداز، توپ و راکت بدمینتون، لوازم ماهیگیری و هرچیزی از این دست): این دسته را در پاکتهای زیبا نگه داری کنید نه کیسه های پلاستیکی که شکل زباله به آنها می‌دهد.
  • لوازم مناسبتی: وسایل هفت سین، تزیینات ویژه مناسبت‌های مختلف و چیزهایی از این دست که در یک زمان خاص کاربرد دارند. فقط آنهایی را که واقعا در نوبت بعد استفاده خواهید کرد نگه دارید.
  • لوازم کمکهای اولیه و کیف زلزله: این مرتب کردن اساسی فرصت خوبی است تا چک کنید که وسایل لازم برای زمان اضطرار را آماده و دم دست دارید. دقت کنید که چیزی تاریخ گذشته نباشد و همه چیز کار کند.
  • لوازم بارانی: به خصوص چتر و سپس سایر چیزهایی که در این دسته دارید. دقت کنید که چترهایی که دارید سالم باشند و باز و بسته بشوند. برای هر عضو خانواده یک چتر کافی است.
  • خرت و پرتهای آشپزخانه: آشپزخانه‌ای که دوست دارید در آن آشپزی کنید را تصور کنید. معمولا تصویر این آشپزخانه جایی است با سطوح خالی، و به نحوی که همه چیز به راحتی در دسترس باشد. اما اگر مجبورید از راحتی دسترسی بگذارید و کابینتها را فشرده‌تر بچینید. هیچ چیزی به اندازه سطوح خالی که راحت قابل تمیز شدن باشند در نظم آشپزخانه موثر نیست. نکته مهم: هرگز فریب نخورید و از آشپزخانه برای مرتب کردن شروع نکنید. آشپرحانه گزینه مناسبی برای شروع نیست. برای راحتی بیشتر می‌توانید لوازم آشپزخانه را به سه دسته تقسیم کنید: لوازم صرف و خوردن غذا، لوازم تهیه کردن غذا و آشپزی، مواد غذایی.
  • مواد و لوازم تمیزکاری! فراموش نکنید تمیزی خانه شما وابسته به داشتن انواع و مدلهای بیشتری از شوینده‌ها نیست.
  • لوازم لباسشویی
  • خرت و پرتهای حمام/دستشویی

لیست درازی به نظر میاد ولی اگر شروع کنید می‌بینید خیلی از دسته‌هاش زمان زیادی نمی‌بره. برای دسته‌هایی که به نظرم خیلی واضح نبود یک توضیح خلاصه نوشتم. اگر جایی‌اش به نظرتون توضیح بیشتری لازم داره برام بنویسید!

 

بیشتر

شش اصل مرتب کردن به روش کانماری (KonMari method)

خوب من داشتم کم کم نگران می شدم که اگر بخوام همه کتاب جادوی مرتب کردن رو هرچند خلاصه، اینجا بگذارم به عید نمی رسیم. خوشبختانه خود ماری دست به کار شده بود و یک ماه پیش کتاب جدیدی رو عرضه کرد به نام: برق شادی (Spark Joy) .این کتاب جدید بر مبنای همون متود کانماری هست ولی مصور و  خیلی جالبتر! بهترین قسمتش اینه که یک قسمت خیلی خلاصه ابتدای کتاب داره که روشش رو در شش اصل توضیح داده و می تونیم ازش استفاده کنیم و همین الان شروع کنیم. این شما و این هم شش اصل روش کانماری.


۱-قول بدید که تا تهش برید. مرتب کردن به نظر آسون نمیاد. روش کانماری وقت و انرژی لازم داره. ولی اگر دارید این مطلب رو می خونید معلومه که بهش علاقه دارید. به خودتون ایمان داشته باشید و اطمینان بدید که از پسش برمیایید. وقتی آماده و مصمم بودید، فقط کافیه که با روش درست مرتب کنید.

۲-زندگی ایده آل خودتون رو تصور کنید. ببینید دوست دارید توی چه خونه ای زندگی کنید و به چه سبک زندگی ای علاقه مندید. اگر اهل نقاشی هستید یک تصویر ازش بکشید. اگر با نوشتن میونه خوبی دارید برای خودتون توی یکی دو برگ توصیفش کنید. می تونید از عکسهای مجلات یا تصاویر انلاین استفاده کنید. وقتی یک تصور از شرایط ایده ال داشته باشید تصمیم گرفتن وقت مرتب کردن براتون خیلی راحتتر میشه.

۳-اول دور ریختن را تمام کنید. یکی از نشانه های افرادی که همیشه مرتب می کنند و هیچوقت به نتیجه نمی رسند این است که فقط سعی می کنند برای هر چیزی جایی پیدا کنند بدون اینکه چیزی را دور بریزند. با این روش ظاهر خانه مرتب می شود ولی پشت درها پر از چیزهای اضافی است که غیر ممکن است برای مدت طولانی مرتب و منظم بمانند!  تا وقتی فقط چیزهایی که دوست دارید نگه دارید را جدا نکرده اید، به این که هرچیزی را کجا بگذارم فکر نکنید. این فکر حواس شما را پرت می کند و استرس اضافی هم به شما وارد می کند. صبر کنید تا فقط چیزهای ماندنی را جدا کنید، بعد به جایشان فکر کنید. فقط در این زمان است که واقعا می دانید به چقدر جا و برای چه وسایلی نیاز دارید.

۴-بر اساس دسته مرتب کنید، نه اتاق. (در این مورد توی قسمتهای قبلی مفصل نوشتم). تصمیم به مرتب کردن یک اتاق یا یک کمد یه اشتباه بزرگ است. به جای آن تصمیم بگیرید که کل لباس ها، کل کتابها یا کل لوازم متعلق به یک دسته خاص را هرجای خانه که باشند، مرتب کنید. به این ترتیب هم واقعا می بینید که چقدر وسیله دارید هم دوباره کاری نخواهید کرد.

۵-به ترتیب درست مرتب کنید. (این حانم ماری کاندو خیلی روی روشش حساسه ها..مبادا بهش دست بزنید :)) ). این ضروری است که به ترتیب درست مرتب کنید. ترتیب درست این است: لباسها، کتابها، اسناد و مدارک، دسته های متفرقه، یادگاری ها. تا حالا شده وسط مرتب کردن چشمتان به عکسهای قدیمی بیفتد و دیگر زمان را فراموش کنید و ساعتها صرف تماشای آنها کنید؟ این یکی از دلایلی است که باید ترتیب دسته ها را رعایت کنیم. این ترتیب به تدریج توانایی شما را شکل می دهد و شما را برای دسته های سختتر آماده می کند. لباسها برای تمرین بهترین گزینه هستند، در حالی که مرتب کردن یادگاری ها نیاز به توانایی خیلی بیشتری دارد. وقتی نوبت یک دسته است، هرچه در آن دسته دارید از همه خانه در یک محل جمع کنید، همه همه! و بعد به دنبال برق شادی باشید (اصل بعد).

۶- به دنبال برق شادی باشید. آیا چیزی که دارید به آن نگاه می کنید برق شادی را در وجودتان بر می انگیزد؟ فقط رساناهای برق را نگه دارید 😉

به دنبال یک جرقه احساس خوب باشید و اگر چیزی این جرقه را ایجاد نمی کند، آن را کنار بگذارید. این جرقه ، برق یا رسانایی شادی! عاملی است که باید بر اساس آن هرچه که می ماند را جدا کنید و بقیه را کنار بگذارید. به این که چه چیزی را دور بریزم فکر نکنید. به دنبال آن چه باشید که شما را شاد می کند و آنها را نگه دارید. برای گرفتن این تصمیم، مهم است که آن شی را در دو دست بگیرید و به آن نگاه کنید، انگار دارید با آن صحبت می کنید. حالا ببینید چه جسی دارید. آیا حس سنگینی دارید یا در بدنتان سبکی و انرژی حس می کنید؟ فقط آنچه بارقه شادی را در شما بر می انگیزد نگه دارید. از هرچیزی که این ویژگی را نداشت تشکر کنید و آن را کنار بگذارید. این قدردانی باعث می شود از این به بعد هم به آنچه که دارید با حس قدردانی بیشتری توجه کنید و از آنها خوب نگهداری کنید.


 

خوب آماده هستید؟ با همین شش اصل میشه یک خونه مرتب داشت که مرتب هم بمونه! البته هنوز مطلب خیلی زیاده و من به گذاشتن خلاصه ها ادامه خواهم داد. اما برای اونهایی که عجله دارند تا عید کار تموم بشه فکر می کنم از همین حالا میشه شروع کرد. توی پست بعد در مورد دسته متفرقه ها بیشتر توضیح میدم. دوست دارم ببینم چند نفر تا اون موقع تونستند دسته لباسها، کتابها و مدارک رو خلوت کنند؟ الان که بیشتر از یک سال از آشنایی ما با مینیمالیسم می گذره می دونم که کار خیلی سختی پیش رو نداریم :) منتظر گزارشهای موفقیت هستم. هم اینجا و هم از طریق عکسهای اینستاگرام!

 

بیشتر

خونه یا مدرسه؟

مدرسه دخترانهقبل از اینکه بیشتر پیش بریم در کتاب جادوی مرتب کردن، می خوام یک مثال بزنم که اهمیت مرتب کردن به روش کانماری رو برامون بیشتر معلوم کنه.

یک خونه یک خوابه رو تصور کنید که یک زوج عاشق! توش زندگی می کنند. وقتی این زوج کار روزانه شون بیرون از خونه تموم میشه در اولین فرصتی که بتونند خودشون رو می رسونند توی خونه و حسابی توش احساس آرامش می کنند. همه مون می دونیم که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه. نیاز نیست بهشون اصرار کنیم که تو رو خدا از سرکار یا از مغازه یا هرجایی که در طول روز وقتشون گذشته برو خونه تون. همین که اجازه خلاص شدن پیدا کنند مثل فشنگ به سمت خونه حرکت می کنند.

حالا یک کلاس مدرسه از همون سی نفره ها که ما می رفتیم! رو تصور کنید. در مدت کلاس همه سرجاشون نشستند و آروم یا نسبتا آروم! دارند به معلم گوش می کنند. اما همین که زنگ تفریح می خوره همه از سرجاشون می پرند بیرون. یه سری می دوند به سمت حیاط. یه سری میرن روی میز و صندلی ها، یه عده شروع می کنند به زدن و رقصیدن…خیلی سخته تا زور بالای سرشون نباشه سرجاشون بنشینند. اون حالت نظم و ترتیب سر کلاس یک وضعیت ناپایدار و موقت بیشتر نیست.

با روش کانماری قراره چیدمان وسایل و جاشون طوری باشه که توش احساس اون خونه اولی رو داشته باشند نه اون کلاس شلوغ مدرسه. اگر هرچی مرتب می  کنید فرداش پخش و پلاست معلومه یک ناظم بداخلاق هستید! توی کتاب می بینیم ماری کاندو از آرایه تشخیص/جانبخشی استفاده می کنه. سعی کنید وسایلتون رو آدم حساب کنید! بعد ببینید چرا فکر می کنند سر کلاس هستند و از جاشون فراری اند. براشون یه خونه پر عشق و محبت و صمیمیت درست کنید که خودشون بدوند به سمتش، نه اینکه از دستش در برن :))

حالا کم کم که شروع به انجام روشهای کان ماری بکنیم کار براتون آسونتر میشه.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت چهارم

به اینجا رسیده بودیم که  خرید کمد و طراحی مجدد برای داشتن کشوهای بیشتر و  خرید جعبه های رنگارنگ مشکلی رو حل نمی کنه که یک سرماخوردگی نامحترم اومد اینجا و هنوز هم نرفته! بریم ببینیم خانم کاندو دیگه چه پیشنهادی برامون داره قبل از این که بریم سراغ مرتب کردن؟


 

بر اساس دسته مرتب کنید نه مکان

در دوران دبیرستان من عادت داشتم هر روز یک جا را مرتب کنم. یک روز اتاق خودم، یک روز اتاق خواهرم…یک روز قفسه های مواد غذایی، یک روز کمدهای دستشویی و حمام. یک روز وقتی سراغ یک کشو رفتم، احساس کردم این همان کشویی است که دیروز مرتب کرده بودم. این طور نبود، اما محتویات داخل آن دقیقا همان بودند.

مرتب کردن یک جای خانه، یک اشتباه خیلی بزرگ است. برای بیشتر افراد شنیدن ای جمله تعجب آور است. دلیل اینکه این کار اشتباه است به این برمی گردد که بیشتر افراد چیزهای مشابه را در نقاط مختلفی نگهداری می کنند. برای همین ما یک کار را در نقاط مختلف خانه تکرار می کنیم و متوجه نیستیم که چطور در یک چرخه اشتباه تمیز کردن اسیر شده ایم.

یک دلیل دیگر اینکه ما هیچوقت در تمیز کردن موفق نمی شویم این است که خیلی زیاد وسیله داریم، ولی چون هر کدام را در یک گوشه پنهان کرده ایم نمی دانیم چقدر زیاد داریم و به مرتب کردن ابدی ادامه می دهیم. پی بردن به اینکه واقعا در هر دسته جقدر وسیله داریم نیازمند این است که در یک زمان به همه آن با هم رسیدگی کنیم.

روش کار را بر اساس سلیقه خودتان تغییر ندهید

خیلی از نویسنده های کتب راهنما معتقدند مشکل هر فردی حاص اوست، بنابراین شما باید روش مناسب را مطابق شرایط خودتان پیدا کنید. این به نظر خیلی منطقی می آید. من در سالهای اولیه کارم خیلی روی این موضوع تحقیق کردم. همه مشتری های خودم را از نظر سنخ روانی، گروه خونی، طالع بینی و … مطالعه می کردم تا ببینم آیا برای هر دسته از افراد روش خاصی بهتر کار می کند یا نه. بعد از پنج سال، نتیجه گیری من این بود که تغییر دادن روش به خاطر شخصیت هیچ سودی ندارد (باز خانم کاندو داره حرفهای من رو زیر سوال می بره ها!). وقتی نوبت مرتب کردن است همه ما تنبلیم و وقت نداریم. همه ما روی بعضی چیزها حساسیت داریم و به بقیه اهمیت نمی دهیم.

شاید به خاطر اینکه بخش زیادی از عمرم صرف مرتب کردن شده، دوست دارم همه چیز را دسته بندی کنم. در اوایل کارم خیلی سعی کردم مشتری هایم را بر اساس شخصیت و نیازها و رفتارهایشان طبقه بندی کنم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که همه را می توان بر اساس رفتار در یکی از سه دسته زیر جای داد:

-نمی تواند دور بریزد

-نمی تواند سرجایش بگذارد

-ترکیب دو دسته بالا

نود درصد مشتریان من در دسته سوم قرار می گیرند، و ده درصد در دسته دوم. هنوز کسی که نتواند دور بریزد پیدا نکرده ام چون اگر دور نریزیم به زودی خانه پر خواهد شد و جای نفس کشیدن نمی ماند! ده درصد دسته دوم هم هروقت جدی به مرتب کردن مشغول شوند، معلوم می شود که هنوز وسیله زیاد دارند.

خلاصه بگویم، نتیجه همه سالهایی که من کار کرده ام این است که باید از دور ریختن شروع کرد. این کاری است که همه ما از پس آن بر میاییم. مرتب کردن، شامل دو بخش است: دور ریختن چیزهای اضافی، قرار دادن چیزهای باقی مانده در جای مناسب. از این دو بخش، اول باید دور ریختن را انجام داد.

مرتب کردن باید یک اتفاق ویژه باشد، نه یک کار روزانه

سعی نکنید هر روز مرتب کنید (برای همین این کتاب برای خونه تکونی که یک کار یهویی! هست خیلی مناسبه). تعجب کردید؟ می دانم روشهای زیادی برای مرتب کردن وجود دارد و حتی من همه آنها را نمی شناسم. اما روش من این است: مرتب کردن را باید یک بار و برای همیشه انجام داد.

با یک بار درست و کامل انجام دادن این مرتب کردن، شما می توانید سبک زندگی ای که دوست دارید را در یک فضای خلوت و تمیز شروع کنید. وقتی آنقدر وسیله دارید که حتی نمی دانید همه آنها چه هستند و کجا قایم شده اند، چطور می توانید آرامش داشته باشید؟

بیشتر افراد به این مرتب کردن یکباره نیاز دارند، ولی متاسفانه با هر روز کمی و گوشه ای را تمیز کردن آن را همیشه به عقب می اندازند. شاید فکر می کنید به هر حال بعد از این مرتب کردن هم با خرید دوباره و جمع شدن خرت و پرت خانه به وضع قبلی برخواهد گشت و این وضع پایدار نخواهد ماند. می دانم. چون تا این روش را امتحان نکنید باور نخواهید کرد که بعد از آن گذاشتن هرچیزی سر جایش یا پیدا کردن جای مناسب برای وسایل جدید خیلی آسان خواهد بود و این نظم از بین نخواهد رفت.

فکر می کنید از پس مرتب کردن بر نمیایید؟ مرتب کردن فقط در مورد وسایل و اشیاست. کافی است هرچه دور ریختنی است را دور بریزید، و هر چیزی را سرجایش بگذارید. به همین سادگی.

من مدتهاست که دیگر اتاقم را مرتب نمی کنم. چون نیازی به مرتب کردن ندارد. من فقط سالی یک یا دو بار حدود یک ساعت صرف چک کردن اوضاع می کنم و تمام. خاطره مرتب کردن همیشگی و عدم رضایتی که داشتم خیلی قدیمی شده است.  دوست دارید شما هم اینطور زندگی کنید؟  کافی است بدانید خانه را چطور مرتب کنید.


خوب فصل اول تموم شد. از قسمت بعد میریم سراغ فصل دوم که در مورد دور ریختنه…آماده هستید؟ :)

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

 

بیشتر

پنج فرمان عارفه!

توی این یک سال و یک ماه، شاید بیشترین سوالاتی که من دریافت کردم در مورد مدیریت خونه و کارهای خونه هست.  بیشتر هم سوال از طرف خانمی هست که دوست داره اتاق و کمد و انباری و هرجا که وسایل همسرش هست رو مرتب کنه در حالی که همسرش موافق نیست:))

کم کم داریم به سال نو نزدیک میشیم. اینها پیشنهادات من برای یک مدیریت موثر و پربازده خونه هست که همه اعضای خونه ازش راضی باشند! حالا که آخر هفته است شاید فرصت خوبی باشه تا با خانواده در موردش صحبت کنید و برای سال جدید یک سیستم جدید اجرا کنید. اگر خونه رو مثل یک اداره تصور کنیم و بخشهای مختلف کارها رو در نظر بگیریم، تقسیم عادلانه مسوولیتها برامون آسونتر میشه. همینطور پیدا کردن مشکلات و اینکه توی کدوم قسمت مدیریت خونه نیاز به دقت بیشتر داریم آسونتر میشه.

فرمان اول:

هنگام مطالعه این لیست یک قلم و کاغد داشته باشید تا برنامه ریزی را همین الان شروع کنید.

فرمان دوم:

مسوول /مسوولهای هر کدام از وظایف خونه باید معلوم باشد. نه وظایف ریز مثل برداشتن اسباب بازی از روی زمین! بلکه مجموعه وظایف. مجموعه وظایف به نظر من پنح مورد زیر هستند:

۱-کسب درآمد

۲-مدیریت هزینه

۳-مدیریت امور داخلی (نظم و تمیزی خونه و مدیریت آشپزخونه)

۴-مدیریت امور بیرونی (خرید و دور ریختن/بازیافت، مدیریت خدمات مورد نیاز خونه (خشکشویی، خیاطی، تعمیرات و …)

۵-مدیریت روابط اجتماعی و تفریحات: گردش رفتن، مهمونی رفتن یا گرفتن، رابطه با دوستان و فامیل و ..

فرمان سوم:

مسوولیتها باید بر اساس علاقه و توانایی، و عادلانه بین همه افراد بزرگسال خانواده تقسیم شوند. برای هر دسته می توان یک یا بیشتر از یک مسوول داشت.

فرمان چهارم:

وظیفه مسوول هر بخش نظارت بر اجرای همه کارهای مربوط به آن قسمت است. ممکن است در هر قسمت کارها را تقسیم کرد ولی در نهایت مسوول باید چک کند که همه چیز انجام شده و در صورت لزوم کمبودها را برطرف کند.

فرمان پنجم:

هر فرد خانواده حریم خصوصی دارد. مرزها باید مشخص باشد. کمدها و فضاهای خصوصی و عمومی باید برای همه واضح باشند. همه در برابر فضاهای عمومی مسوول هستند اما فضای خصوصی هرکس به خود او مربوط است و بقیه حق مرتب کردن، دست زدن و جابجا کردن چیزی در آن حریم ندارند. اظهار نظر در مورد فضای خصوصی دیگران هم فقط وقتی مجاز است که نظر شما را بپرسند! فضای خصوصی جایی است که می توان در آن را بست. جایی که در معرض دید همه است را نمی توان خصوصی تلقی کرد.

 


مثال: یک زوج جوان که هر دو شاغل هستند، می تونند مسوولیت همه بخشها رو دو نفری داشته باشند و با هم به چرخوندن امور نظارت کنند.

در یک خانواده که دو فرزند زیر چهار سال دارند و مادر خانواده نگهداری از بچه ها را به عهده دارد، مدیریت امور داخلی خانه را او به عهده می گیرد و مسوول بقیه قسمتها پدر است.

در یک خانواده که فرزندان بزرگسال دارند آنها هم می توانند مسوولیت یک یا چند بخش را به عهده بگیرند.

 

شما چه پیشنهادی برای عادلانه تر و کارآمدتر شدن مدیریت خانواده ها دارید؟

 

برای به اشتراک گذاشتن این راهنما با دوستانتون، می تونید نسخه پی دی اف رو از اینجا دانلود کنید:

خانه یا اداره؟ مدیریت وظایف در خانه

 

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت سوم

آماده اید یک زندگی جدید شروع کنید؟

یک ذهن به هم ریخته، یک اتاق به هم ریخته ایجاد می کند. اگر خانه ای درهم و شلوغ است، عامل آن فقط خرت و پرتهای قابل مشاهده نیستند. ریشه مشکل ممکن است درون شما باشد. اگر عامل درونی را اصلاح نکنید، حتی بعد از مرتب کردن خانه هم در آن حس آرامش نخواهید داشت، و خیلی زود خانه هم به شکل قبلی برمی گردد.

وقتی در یک اتاق خلوت و مرتب هستید، ببینید چه حسی دارید. اگر آرام و شاد نیستید به درون خود نگاه کنید و آنچه را که تلاش می کند خود را پنهان کند ببینید. در زندگی هر کس عوامل استرس زا متفاوت هستند. آنها را پیدا کنید و با آن روبرو شوید. از وقتی که مرتب کردن خانه با روش کانماری را شروع کردید، زندگی را هم از نو آغاز کنید. برای همین باید مرتب کردن خانه را سریع و در یک نوبت انجام بدهیم. چون مرتب کردن فقط یک وسیله است، هدف نهایی نیست! هدف شما باید سبک زندگی جدیدی باشد که دوست دارید شروع کنید.

جا دادن، راه حل نیست!

بسیاری از افراد، وقتی به یاد مرتب کردن می افتند مشکل خود را کمبود جا می دانند. مشتریان من از من می خواهند به آنها بیاموزم هر چیزی را کجا بگذارند. من درک می کنم، ولی جا دادن وسایل راه حل نیست، یک تله است.

تبلیغات انواع و اقسام محصولات جاسازی (جعبه ها، قفسه ها و …) معمولا با عباراتی چون: در کمترین زمان همه جا را مرتب کنید یا مرتب کردن را سریع و آسان کنید  همراه هستند. باید اعتراف کنم که من هم زمانی فریب این ادعا رو خورده ام.  به عنوان یک خواننده همه مجلات خانه داری و طراحی منزل، من هر پیشنهادی که برای جا دادن و مرتب کردن وسایل می دیدم را فورا اجرا می کردم. با پول توجیبی ام انواع جعبه های زیبا را می خریدم و از جعبه های بازیافتی برای طبقه بندی وسایلم استفاده می کردم. با این تجربه، باید بگویم که این راهکارها فقط یک پاسخ سطحی هستند. با اینکه اتاق من پر از فایل و طبقه و جعبه و کشوهای من پر از تقسیم کننده های مختلف بود، هنوز اتاق من مرتب نبود. یک بار وقتی به این مجموعه بزرگ نگاه می کردم متوحه مشکل شدم. من وقت زیادی را صرف مرتب کردن و جای دادن چیزهایی کرده بودم که به آنها نیاز نداشتم. فکر می کردم دارم مرتب می کنم، اما در واقع وقت خودم را صرف پنهان کردن چیزهای اضافی در گوشه و کنار و قایم کردن چیزهایی که لازم نداشتم در یک جعبه خوشرنگ و لعاب کرده بودم. کنار گذاشتن خرت و پرتها این توهم را ایجاد می کتد که مشکل به هم ریختگی حل شده است. ولی خیلی زود این فضاهای جدید هم پر می شود و نیازمند خرید محصولات جدید برای جا دادن بقیه خرت و پرتها می شویم.

به این دلیل، مرتب کردن باید با خلوت سازی شروع شود. ما باید به میل به جا دادن وسایل تا زمانی که همه آنها را از هر گونه چیز اضافی و بی کاربرد خالی نکرده ایم غلبه کنیم.


من که خیلی هیجان زده ام که زود برم همه چیز رو بریزم بیرون و یه خلوت سازی اساسی بکنم :)) ولی این بخش تموم نمیشه که! فکر کنم قسمت بعد آخریش باشه و بعد می رسیم به بخش مورد علاقه من… دور ریختن!

بیشتر

جادوی مرتب کردن، قسمت دوم

هر روز کمی مرتب کنید تا برای ابد در حال مرتب کردن باشید!

“نمی شود خانه را  یک باره مرتب کرد و توقع داشت که همانطور بماند. بهتر است عادت کنید که هرروز کمی مرتب کنید.” این نصیحت به نظر خیلی درست میاید اما حقیقت این نیست. تجربه مشتریان من نشان داده است که قسمت اول درست نیست. قسمت دوم چطور؟ به نظر قانع کننده است ولی فریب نخورید. دلیل اینکه مرتب کردن خانه هیچوقت تمامی ندارد همین است که هر بار فقط یک بخش کوچک را مرتب می کنید.

عوض کردن عادتهای قدیمی کار بسیار سختی است. اگر تا الان هیچوقت در مرتب نگه داشتن خانه موفق نبوده اید، خیلی بعید است بتوانید به هر روز اندکی مرتب کردن عادت کنید. بدون تغییر دادن طرز تفکرمان، نمی توانیم عادتهایمان را تغییر بدهیم! و تغییر دادن طرز فکر هم آسان نیست. ولی ی راه برای تغییر دیدگاه ما به مرتب کردن وجود دارد.

مرتب کردن یک تغییر کاملا قابل مشاهده در محیط زندگی ما ایجاد می کند. راز موفقیت و تغییر نگاه ما این است: اگر به جای خرد خرد، یک باره اقدام به مرتب کردن کنید، با این تغییز ناگهانی می توانید در ذهن و طرز تفکرتان یک تغییر موثر به جای بگذارید. تغییر محیط اطراف در حدی که روی احساسات شما اثر بگذارد،  می تواند تاثیر شگرفی در سبک زندگی و عادتهای شما داشته باشد.

وقتی افراد بعد از یک دوره خلوت سازی دوباره دور و بر خود را شلوغ می کنند، مشکل از طرز تفکر و عادتهای آنهاست. حتی اگر با انگیزه زیاد شروع به خلوت سازی کرده باشند،  نمی توانند این انگیزه را حفظ کنند. برای همین است که موفقیت نیازمند دیدن تغییرات ناگهانی و اثرات آنها در زندگی است (عارفه: یاد سینک درخشان flylady افتادم!اون برق سینک هم کار همین تغییر دیدنی رو می کنه).

اگر روش درست را استفاده کنید، و تلاش خود را بر حذف ناگهانی و کامل هرنوع خرت و پرت یا بشقاب پرنده! در یک بازه زمانی کوتاه متمرکز کنید، اثر فوق العاده آن را با تمام وجود خود مشاهده می کنید و این حس خوب و عالی به شما کمک می کند بتوانید نظم جدید را برای همیشه حفظ کنید.

هدفتون رو این بگذارید که کار رو عالی تموم کنید!

حتما این جمله رو شنیدید که به دنبال بی عیب و نقص بودن نباشید، کم کم شروع کنید و روزی یک قلم رو دور بریزید. (عارفه: این خانم کاندو داره زیراب هرچی که من گفتم رو می زنه! خیلی به حرفهاش گوش نکنید :)) ). این جملات را من در کتابهای بسیاری خوانده ام. به نظرم منطقی می آمد. اگر از قدم اول به فکر تمام و کمال بودن همه چیز باشیم اصلا نمی توانیم شروع کنیم.  با دور ریختن روزی یک قلم در پایان یک سال ۳۶۵ قلم کمتر داریم. من شروع کردم مطابق این روش کار کنم. هر روز یک قلم را انتخاب کردم…اما بیشتر از دو هفته دوام نیاوردم! برای افرادی مثل من که عادت دارند کارها رو روز آخر و دقیقه نود انجام بدهند، این روش تدریجی فایده ندارد.

بر اساس تجربه به شما می گویم، اگر با تمام وجود و تمرکز خود غرق مرتب کردن خانه نشوید به جایی نمی رسید. اگر مثل من از افراد باپشتکار و باحوصله نیستید،  من پیشنهاد می کنم از همان اول برای کامل و بی عیب و نقص کردن خانه هدفگذاری کنید. بسیاری از افراد به من می گویند که بی عیب و نقص بودن شدنی نیست. پاسخ من این است: مرتب کردن یک کار فیزیکی است. یا باید چیزی را دور بریزید، یا باید تصمیم بگیرید آن را کجا بگذارید. اگر از پس این دو بربیایید، می توانید کار را بی عیب و نقص انجام بدهید. اشیای داخل خانه شما محدود هستند. باید هر کدام را بردارید، به آن نگاه کنید و تصمیم بگیرید با آن چه کنید. این کار را می توان عالی و بی عیب و نقص انجام داد.


این هم قسمت دوم، که کم کم خانم کاندو داره حرفهای خارجی می زنه! ببینیم در قسمتهای بعد می خواد کدوم راهکار من رو زیر سوال ببره :))

شما با حرفهاش موافقید؟

بیشتر