برچسب: خرید

ارزش محصولات دست‌ساز

عاشق محصولات دست‌سازمینیمالیست‌ها معمولا سعی می‌کنند از خرید پرهیز کنند. همونطور که توی پست قبلی نوشتم، یا در واقع هیثر نوشته بود، پول معادل عمر ماست. مصرف کردن و خرید کردن هم شادی ما رو زیاد نمی‌کنه. پس تا جایی که نیازی نیست بهتره از مصرف بیهوده و جمع کردن خرت و پرت اضافی دور خودمون خود‌‌داری کنیم.
اما وقتی که به خرید احتیاج پیدا شد چی بخریم؟ در این مورد چه گزینه‌ای بهتره؟
جنبه‌‌های متعددی در چیزی که می‌خواهیم بخریم هست که می‌تونه اون رو گزینه بهتری برای ما بکنه. مثلا نحوه تولید و اینکه در اون مسبر آلودگی کمتری تولید شده باشه، یا روش‌های تولید و اینکه حقوق کارگران و تولید‌کنندگان مواد اولیه رعایت شده باشه، یا اینکه اون جنس به اصطلاح محلی باشه و تولید منطقه خودمون باشه، که امیدوارم در آینده در مورد هر کدومشون بنویسم. اما امروز می‌خوام در مورد یک جنبه دیگه‌اش بنویسم: ارزش کار دست!
وقتی می‌خواهید خرید کنید، به خصوص انواع و اقسام تولیدات پارچه‌ای و چیز‌های تزیینی، کار دست بخرید، نه کار ماشین! از کسی بخرید که خودش اون محصول رو تولید کرده، میشه باهاش حرف بزنید، می‌تونید باهاش یه چایی بخورید.
توی ویدیویی که چند وقت پیش گذاشتم به اشکالات سیستم مصرف فعلی اشاره شده بود. خرید محصولات دست‌ساز خیلی از اون مشکلات رو کم‌تر می‌کنه. سو استفاده از کارگرانی که ما هیچوقت نخواهیم دید، سو استفاده از منابع مناطقیکه برای ما اهمیتی ندارند، آلوده کردن محیط زندگی افرادی که قدرت و پول برای دفاع از خودشون ندارند.
مدتی پیش یکی از دوستان از من در مورد تحصیلات دانشگاهی‌ام پرسید. من دو رشته خوندم. دومی‌اش انسان‌شناسی بود. انسان‌شناسی به خصوص در سنت بریتانیایی  مدت زیادی تمرکزش بر مطالعه قومیت‌های غیراروپایی بوده. یکی از مفاهیم مورد استفاده توسط قوم مائوری که می‌خوندیم مفهومی بود به اسم Hau، که خیلی ساده سازی‌اش بکنم میشه معادل پیوندی که بین افرادی که با هم یک شی رو رد و بدل می‌کنند برقرار میشه، مثل یک انرژی روحی که با اشیا منتقل میشه. نمی‌خوام خیلی عرفانی حرف بزنم ولی واقعا وسایل ساخته دست یک آدم قابل دسترس خیلی حس بهتری به ما میدن تا محصولاتی که هزاران هزار ازشون تولید شده و اگر دست انسان هم در کاره مثل ماشین داره کار می‌کنه . اگر چیزی درست کرده باشید این حس رو بیشتر درک می‌کنید. انگار به قول مائوری‌ها ساخته‌های دست روحی رو با خودشون حمل می‌کنند و دهنده و گیرنده رو به هم مرتبط می‌کنند.امتحانش کنید، می‌بینید.
امیدوارم این بار که به چیزی نیاز پیدا کردید، به خرید کار دستی فکر کنید!
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر

داستان وسایل

مدتی پیش در اینستاگرام یک عکس از ست جدیدی که پوشیده بودم گذاشتم و اشاره کردم که برای داشتن چیز‌های تازه و از اون مهمتر حس‌های خوب، تنها راه ممکن خرید (و تولید چیزهای نو و کلی صرف انرژی و هزینه) لازم نیست. مگر چند دهه قبل بدون این همه جنس در دسترس و اینقدر تنوع، رضایت مردم از داشته‌هاشون بیشتر نبود؟

توی کامنتها بعضی از دوستان خیلی با من هم‌نظر نبودند. مگر خرید وقتی توانش رو داریم و جنس موردنظر‌مون هم وجود داره، چه ایرادی داره؟
مصرف بی‌رویه و خرید طوری که امروزه رخ میده، خیلی ایراد داره! در موردش میشه خیلی نوشت، ولی یک گروه بی‌نظیر در این زمینه یک ویدیوی خیلی جالب  به نام داستان وسایل (Story of Stuff) در این زمینه ساختند که با صرف وفت کمتری بهمون بعضی از دلایل ایراد داشتن وضع فعلی رو نشون میده، و ما بیشتر از هر چیزی با خرید توی این سیستم مشارکت می‌کنیم.
این ویدیو حدود هشت سال پیش توسط یک تیم آمریکایی ساخته شده. ویدیو و خیلی اطلاعات در مورد این گروه رو می‌تونید از طریق وبسایتشون (به زبان انگلیسی) ببینید. اگر با انگلیسی دیدن خیلی راحت نیستید، دوبله فارسی من از همین ویدیو رو هم می‌تونید در ادامه مطلب ببینید. فقط باید توضیح بدم که این اولین بارم بوده، و چون مجبور بودم از فرصت خواب موفرفری که خیلی کم رخ میده! استفاده کنم فرصت تمرین زیاد نداشتم. خلاصه چندتایی (یا بیشتر!) تپق داره و توی تبدیل واحد‌ها هم چون همزمان داشتم ترجمه می‌کردم یکی دو جا اشتباه کردم. برای استفاده علمی از اعدادی که توی فیلم ذکر میشه و اطلاعات دقیق لطفا سایت انگلیسی رو پیگیری کنید. چون گروه آمریکایی هستند اشارات مستقیم بیشتر به کشور آمریکاست ولی به نظر من در مورد ما هم حسابی صدق می‌کنه. ویدیو رو ببینید و برام بنویسید نظر شما چیه؟

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار


پ.ن. از همه دوستانی که برای شرکت در انجمن Flylady در تلگرام اعلام آمادگی کردند تشکر می‌کنم. چون تعداد به حدود صد نفر رسیده فعلا عضو جدید نمی‌پذیرم تا مدتی پیش بریم و ببینیم چی کم و زیاده و چه ایراداتی وجود داره و چطور میشه بهترش کرد. اگر بعد از دو سه هفته از نتیجه راضی بودم، برای گروه‌های جدید باز فراخوان می‌گذارم.

 

بیشتر

تحلیل رنگ یعنی چی؟

چرخ رنگتحلیل رنگ، رنگ‌ شخصی، تحلیل رنگ بر پایه فصل‌ها همه اسامی‌ای هستند که معادلشون در زبان انگلیسی برای تعریف یک روش انتخاب رنگ لباس و آرایش بر اساس رنگ پوست، مو و چشم فرد به کار می‌روند. اگر زبانتون خوبه این مقاله ویکی‌پدیا رو برای آشنایی بیشتر با این مبحث بخونید. اگر اهلش نیستید نگران نباشید! توی این نوشته با این روش آشنا میشیم تا کم کم بریم سراغ خود تحلیل.
هدف از این تحلیل، انتخاب رنگ‌های مناسب برای فرده و معمولا قبل از طراحی کمد لباس یا مشاوره پوشش انجام میشه. این روش‌ها در دهه هفتاد و هشتاد میلادی که امکان چاپ رنگی باکیفیت فراهم شد در اختیار عموم قرار گرفتند و تا به امروز هم این سرویس‌ها و کتاب‌های مربوط به این روش جز پرفروش‌ترین‌های مد و لباس هستند.
وقتی با این تحلیل رنگ‌های مناسب خودمون رو پیدا کنیم، دیگه هر بار لباس‌ پوشیدن یک معمای چی بپوشم جلومون نمی‌گذاره! کمد لباس‌مون فقط شامل لباس‌هایی خواهد بود که زیبایی طبیعی ما رو به حدکثر خودش برسونند. این هم هزینه‌های ما رو کم می‌کنه، هم زمانی رو که باید صرف انتخاب لباس برای خرید، و انتخاب لباس روزانه بکنیم حسابی کاهش خواهد داد، هم باعث میشه فضای کمتری برای نگهداری لباس لازم داشته باشیم.
ماجرای فصل‌ها چیه؟ توی پرطرفدار‌ترین روش تحلیل رنگ، هر فردی بنا به خصوصیات ظاهری‌اش در یکی از چهار دسته رنگی قرار می‌گیره که به نام‌های بهار، تابستان، پاییز و زمستان نام‌گذاری شدند. بعد هر کدوم از این فصل‌ها به سه دسته دیگه هم تقسیم خواهند شد. برای هر فصلی، رنگ‌های خاصی مناسبه که جلوه بهتری به اون سایه از رنگ مو و پوست خواهد داد.  با پیدا کردن فصل مرتبط، بدون نیاز به آزمون و خطای تمام رنگ‌ها، می‌تونیم خیلی راحتتر پالت رنگی مناسب خودمون رو پیدا کنیم و از این به بعد انتخاب لباس برامون خیلی راحتتر میشه. مینیمال کردن کمد لباس هم حسابی آسون خواهد شد!
در پست‌های بعد در مورد جزییات این روش بیشتر خواهم نوشت. شما تا حالا برای خودتون تحلیل رنگ به هر روشی کردید؟ یک پالت رنگی خاص برای خودتون دارید یا بسته به اینکه از چه رنگی خوشتون بیاد ممکنه لباس در هر رنگی رو انتخاب کنید؟
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر

کمتر دارم و قشنگ‌ترم!

خوش تیپچرا کمتر داشتن لذت بخشه؟ قبلا نوشتم (اینجا) که یکی از دلایل انتخاب سبک زندگی مینیمال، تاثیر این نوع زندگی روی محیط زیسته. وقتی محیط اطرافمون و آینده خودمون و نسل‌های آینده برامون مهم باشه، بیشتر انتخاب‌هامون رنگ و روی یک زندگی ساده و خلوت رو خواهند داشت. اما این تنها دلیلش نیست.
 می‌دونید یکی از خودخواهانه ترین دلایلش که لذت زیادی هم داره چیه؟ به طرز شگفت انگیزی لباس پوشیدنتون بهتر خواهد شد. البته در مورد ستاره‌های مد این حرف صدق نمی‌کنه، اما اونها رو که کنار بگذاریم، می‌تونم با اطمینان بگم بقیه افراد اگر در انتخاب لباس‌های کمدشون مینیمالیسم رو مدنظر داشته باشند، خیلی خوش‌پوش‌تر از وضع قبلی خواهند شد. 
قبلا در گوشه و کنار پستها اشاره کردم که این تغییر مثبت از چه راه‌هایی رخ می‌ده. یکی از دلایل این خوش‌پوش‌تر شدن اینه که دسترسی به لباس‌هایی که داریم آسونتر میشه و تنوع لباس پوشیدنمون خیلی بیشتر میشه. به جای سریع انتخاب کردن دم دست‌ترین چیز توی یک کمد که همه چیز درش فشرده است، میشه همه لباسها رو دید و راحت انتخاب کرد.
یکی دیگه از دلایلش که به مرور هم قوی‌تر میشه اینه که توی خرید دقت بیشتری می‌کنیم. وقتی چیزی به راحتی اجازه ورود به خونه و کمد ما رو پیدا نکنه، اونهایی که وارد خواهند شد خیلی بهتر و شکیل‌تر از لباس‌هایی هستند که فقط به نیت خریددرمانی و بدون نیاز و بدون دقت و بررسی خریده شدند.
در همین راستا، به زودی یک سری مطالب خیلی هیجان‌انگیز در مورد این انتخاب‌های دقیق خواهم نوشت. برای اینکه لباسی که می‌خریم ارزش موندن توی کمد ما رو داشته باشه، علاوه بر جنس لباس که بسته به شرایط هر فردی و کارش و محیطهاش باید انتخاب باشه، دو تا عامل خیلی مهم رو باید توش در نظر گرفت:
۱-لباس باید متناسب با نوع هیکل ما انتخاب بشه. نوع هیکلتون رو نمی‌دونید؟ یک خانم دوست‌‌داشتنی با یک قلم عالی همه چیز رو در این مورد نوشته، خیلی‌هاتون هم از قبل نوشته‌های نگارا رو خوندید. به اینجا مراجعه کنید.
۲-رنگ‌های لباس باید متناسب با ویژگی‌های شخصی ما انتخاب بشه، چطوری؟ هر رنگی به هر کسی نمیاد. این رو همه می‌دونیم. هر رنگی رو هم با هر رنگی نمیشه ترکیب کرد. باز این رو هم می‌دونیم همگی. اما راه فهمیدن اینکه چه رنگی به چه کسی میاد چیه؟ می‌دونستید در این زمینه آکادمی هست و کتاب‌های آموزشی داره و خیلی دو دو تا چهارتایی، هر کسی می‌تونه رنگ‌های مناسب خودش رو پیدا کنه؟ در این باره بیشتر خواهم نوشت.
تجربه شما همراهان شیک پوش و مینیمال من از انتخاب این سبک زندگی چی بوده؟ شما چه دلیلی رو برای این انتخاب پررنگ می‌بینید؟
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر

دوشنبه‌ها پست مهمان: حنا و فصل حراج

همون‌طور که می‌دونید دوشنبه‌های وبلاگ اختصاص داره به نوشته‌های مهمانان عزیز وبلاگ در رابطه با ساده‌زیستی. شما هم اگر نوشته مرتبطی می‌شناسید یا دارید لطفا به من معرفی‌اش کنید. این هفته رو مهمون حنا خواهرزاده خوردنی پرنده‌ي گولو هستیم که واکنشش برای ایمنی در برابر حراج خیلی آموزنده است!

—————————————————————————————

 

– حنا این سویتر سوسکی رو میخوای؟
* نع
– حنا این عروسک باب اسفنجی رو دوست داری؟
* نع
– حنا این کلاه منگوله ای بامزه رو برات بخرم؟
*نع
– حنا مگه تو اینا دوس نداری؟ چرا همش میگی نع؟
* آخه اینا برای قشنگی اند، اینا رو نمی فروشن. ببین رو بیترین نوشته خاموش!!!

 

 

—————————————————————————————

دوستان عزیزم فروش اینترنتی کتاب خانه خلوت در یک ماه هم راه‌اندازی شد. حالا با چند کلیک ساده از طریق وبسایت می‌تونید کتاب رو بخرید یا هدیه کنید. فکر می‌کنم داشتن این کتاب برای هر خانم و آقای خانه‌داری لازمه و می‌تونه یک عیدی خیلی مناسب و متفاوت و مینیمال باشه! شما دوست دارید این کتاب رو به کی هدیه کنید؟

آرشیو وبلاگ در حال انتقاله ولی تا اون زمان نوشته‌های قبلی رو در این آدرس ببینید.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

بیشتر

چرا مینیمال؟ به خاطر محیط زیست

کره زمیندلایل خیلی زیادی وجود داره که به خاطرش ممکنه ما سبک زندگی ساده، حداقلی یا مینیمال رو انتخاب کنیم. سلیقه نقش خیلی مهمی در این زمینه داره. اما فقط این نیست. ما بر حسب سلیقه‌مون نوع دکوراسیون و رنگ‌ها و … رو انتخاب می‌کنیم. این تنها دلیل انتخاب زندگی مینیماله؟ نه.

بر خلاف سبکهای طراحی‌ای مثل سبک ایتالیایی یا ویکتوریایی یا سایر انواع مشابه، سبک مینیمال در دکوراسیون و همین‌طور سبک زندگی مینیمال رو دلایل خیلی محکمتری پشتیبانی می‌کنند که در سلسله پست‌های چرا مینیمال، در موردشون می‌نویسم. راستی اگر تازه خوندن  وبلاگ رو شروع کردید به این پست هم سر بزنید تا جواب به چند تا سوال رایج رو ببینید.

اولین دلیلی که می‌خوام در موردش بنویسم محیط زیسته. اول از همه این رو انتخاب کردم چون اصلا قبل از اینکه خونه‌مون رو خلوت کنیم و شروع کنیم به پاکسازی فضا، باید حواسمون باشه که چطور این کار رو می‌کنیم و در حین این پروسه به محیط زیست آسیب نرسونیم.

سبک زندگی پرمصرف امروزه ما کره زمین رو به یک وضعیت وحشتناک رسونده. چندوقت پیش داشتم یک خاطره از اوایل دهه ۱۳۲۰ می‌خوندم و کت و شلوار‌های کهنه پدر‌ها که برای بچه‌ها اندازه می‌شدند و تبدیل می‌شدند به لباس سال نو. فکر کنید که اون موقع با اینکه اونقدر جمعیت زمین کمتر بود بشر چقدر مصرف می‌کرد و الان چقدر. البته دلیلش حفظ محیط زیست نبوده، کمبود امکانات و هزینه‌های زیاد مصرف بی‌رویه بوده. اما همین که الان خرید برای ما به راحتی میسره و اقلام به فراوانی در دسترس همه است دلیل میشه که بی حد و حصر و بدون نیاز خرید کنیم و تلنبار کنیم و بعد هم به زباله تبدیل کنیم؟ توی اون زمان با اون جمعیت کم کره زمین هر چیزی، مثلا همون پارچه، چطور مصرف می‌شد و ما الان توی یک کره در مرز انفجار چطور مصرف می‌کنیم؟ واقعا به همه اینها نیاز داریم؟ اون فرزندانی که برای کتشون پارچه نو خریده نمی‌شد مشکلی در پوشش داشتند؟

در این مورد میشه نوشت و نوشت و احتمالا من باز هم خواهم نوشت. ولی برای اینکه این پست خیلی طولانی نشه خیلی مفصلش نمی‌کنم. ولی با خودتون فکر کنید، آیا به همه اونچه که می‌خریم احتیاج داریم؟ آیا درسته منابع محدود کره زمین رو این طور هدر بدیم؟ ما با انسان‌های صد سال قبل فرق داریم؟ نمی‌تونیم همون‌طور ساده و خلوت و سبک بار زندگی کنیم و آسیب کمتری به این کره خاکی مهربون بزنیم؟

یکی از مهم‌ترین دلایلی که به من انگیزه می‌ده بعضی مواقع با چیزی که دلم می‌خواد مبارزه کنم و تلاش کنم زندگی‌ام رو ساده‌تر، خلوت‌تر و کم‌مصرف‌تر بگذرونم اینه که تخریب کمتری پشت سر خودم برای بقیه ساکنین این کره به ارث بگذارم.

نظر شما چیه؟ کدوم جنبه از مصرف بی‌رویه رایج و آسیب‌های محیط زیستی‌اش شما رو آزار میده؟ توی زندگی‌ خودتون چطور باهاش مقابله می‌کنید؟

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

پانوشت: خیلی مهمه که موقع خلوت کردن خونه حواسمون باشه چه می‌کنیم. چیزهای قابل بازیافت رو بازیافت کنیم، چیزهای قابل استفاده رو به خیریه‌ها بدیم. تا جایی که میشه از تولید زباله خودداری کنیم

بیشتر

فریب حراج‌ها رو نخورید!

خانم با کیسه‌های خریددر این روز جمعه که شما نشستید و دارید این پست رو می‌خونید، بخش عمده‌ای از اهالی جزیره انگلستان توی صف منتظر ورود به مغازه هستند یا دستشون پر از کیسه‌های خریده، یا نشستند پای کامپیوتر به خرید آنلاین. فردای کریسمس در انگلیس تقریبا بزرگترین حراجی سال رخ میده. دم خیلی از مغازه‌ها از اول صبح صفهای طولانی تشکیل میشه و خلاصه همه مملکت به فکر خرید هستند!

ولی من و همسر و دختر‌گلی قراره بریم توی محله خودمون یک قدمی بزنیم و اگر کافی‌شاپ باز پیدا کردیم با هم یک چای و کیک بخوریم و کیف کنیم.

حراج، یکی از مجرمین اصلی در وارد شدن خرت و پرتهای به درد نخور به خونه‌های ماست. بله،‌ اگر چیزی که لازم دارید و مدتهاست به فکرش هستید رو بتونید با قیمت پایین‌تر بخرید خیلی خوبه، ولی معمولا نتیجه خرید در حراجی این در نمیاد. در بهترین حالت اگر واقعا اون قلم جنس رو بخرید، همراهش چند تا وسیله موذی دیگه به خاطر اینکه قیمتشون خوبه وارد سبد خرید واقعی یا مجازی‌تون میشن و میان توی خونه فضای عزیز و محبوب خونه رو اشغال می‌کنند، هزینه‌ نهایی هم بیشتر از اینه که خود جنس مورد نظر رو بدون تخفیف بخرید.

خیلی وقتها توی حراج عملا اون چیزی که می‌خواهیم پیدا نمیشه ولی چون پا شدیم رفتیم کلی خرید بیخود می‌کنیم و بعدا تمام و کمال پول خرید چیزهایی که لازم داشتیم رو هم خواهیم داد.

خیلی از وقتها به خاطر اینکه توی حراج خرید کنیم کیفیت چیزی که می‌خواهیم بخریم رو خوب بررسی نمی‌کنیم یا به خاطر شرایط حراج (شلوغی و …) نمی‌تونیم بررسی کنیم و یک خرید بی‌کیفیت می‌مونه رو دستمون که ضررش بیشتر از سودشه.

به همه این دلایل حراج برای فروشنده‌ها خیلی هم سودآوره، و برای ما هم اصلا خوب نیست، مگر این‌که خیلی حساب شده و بادقت عمل کنیم که به نظر من به سختی‌اش نمی‌ارزه و کلا قیدش رو زدم.

منظور من این نیست که جنس گرون بخریم. شما می‌تونید انتخاب کنید که خریدتون رو با دقت از حراجی انجام بدید که هزینه کمتری داشته باشه ولی اگر دقیق بررسی کنید می‌بینید خیلی وقت‌ها به هزار دلیل در نهایت نتیجه هزینه و وقت و زمان و انرژی بیشتری از ما می‌بره. واقعیت هم اینه که ما اونقدری که فکر می‌کنیم و عمل می‌کنیم معمولا به خرید نیاز نداریم. با خیلی کمتر از اون هم اوضاع به خوبی پیش میره. وقتی خریدهامون حساب شده و از روی نیاز باشه کلا هزینه‌ها اونقدر بالا نخواهد بود که برای بیست درصد و سی‌ درصد خیلی استرس به خودمون وارد کنیم.

من توی این دو سه هفته دیگه که باقی‌مونده جنسها از این هم ارزونتر شد دو سه جفت کفش سایزهای بزرگتر که در سال آینده فکر کنم به درد دخترم بخوره خواهم خرید و تمام. چون کفش بچه خیلی مهمه و طول عمر استفاده‌اش هم کوتاهه برام مهمه که بتونم جنس خوب رو با کمترین قیمت بگیرم.

در مورد مدیریت مالی بعد بیشتر می‌نویسم. اما برای تشویق خودم گفتم اینجا ذکر کنم که این ماه اولین ماهیه که من تونستم پس انداز درست و حسابی داشته باشم و دو هفته به آخر ماه حسابم خالی نباشه! و با یک زندگی دانشجویی و بدون درآمد آن چنانی واقعا قصد ندارم توی حراجهای پیش رو خرید کنم چون همه چیز داریم با اینکه در یک ماه گذشته کلی چیز ریختیم بیرون بدون اینکه خرید کنیم!

شما نظرتون چیه؟ چند بار بعد از خرید توی حراجی با چیزهایی برگشتید خونه که وبال گردنتون شدند؟ اگر یک حراج عالی الان به تورتون بخوره چی ‌خواهید خرید؟

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

کامنتها رو در ادامه مطلب بخونید.

(بیشتر…)

بیشتر