برچسب: خلوت کردن

صد چیز که زندگی بدون اون‌ها راحتتره:شماره سه، تردمیل

از تردمیل بیا پایین!شما هم توی یکی از اتاق‌های خونه یا یک گوشه بالکن یا وسط هال! یک تردمیل بزرگ دارید که کلی از فضای ارزشمند متری خدا تومنی‌تون رو پر کرده؟ وقتشه که براش یک آگهی بزنید و بفرستیدش یک خونه دیگه!
البته راه رفتن یا دویدن برای سلامتی خیلی خوبه. بودن ورزش خیلی توی برنامه روزانه ما مهمه و به هیچ عنوان نباید بهش بی‌توجهی کنیم. پیاده‌روی یا دو هم یکی از بهترین ورزش‌هاست که هم فشار زیادی به بدن وارد نمی‌کنه و تقریبا برای همه مناسبه، هم برای روی فرم نگه داشتن قلب و سیستم تنفسی و سلامتی عالیه. اما فقط همین نیست.
پیاده‌روی یا دو می‌تونه کلی روی سلامتی روان ما هم اثر داشته باشه. بیرون زدن از خونه، نفس کشیدن توی هوای تازه، دیدن چند تا درخت و یکی دو تا گربه و تعداد زیادی آدم و احتمالا آب روان هرچند توی جوب! و شاید شنیدن صدای چند تا پرنده یا استشمام بوی گل، خیلی بیشتر از اونی که فکر می‌کنیم روی سلامتی روح و شادی انسان اثر داره. چرا باید خودمون رو از همه این‌ها محروم کنیم و به جاش توی یک فضای بسته و تنها روی یک تردمیل عرق بریزیم؟ و به جز اون نیم تا یک ساعتی که ازش استفاده می‌کنیم بیست و سه ساعت شبانه روز مجبور باشیم چیزی به اون گندگی رو توی فضای محدود خونه تحمل کنیم؟ علاوه بر این شواهدی وجود داره که استفاده از تردمیل به زانو‌ها آسیب می‌رسونه، بر خلاف پیاده‌روی که برای زانو عالیه.
نظر شما چیه؟ با داشتن تردمیل موافق‌ترید یا با نداشتنش؟
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر

پست مهمان: مدام وسایل خود را جمع و جور کنید

پست مهمان امروز پیشنهاد همراه خوبمون، شادی عزیزه.  این متن از کتاب “قواعد درست زندگی” نوشته ریچارد تمپلار و ترجمه فرشته صالحی انتخاب شده. بخونید:

مدام وسایل خود را جمع و جور کنید

چرا؟زیرا جمع آوری چیزهای درهم و برهم،خانه،زندگی و ذهن تان را شلوغ می کند.یک خانه درهم برهم نشانه ی یک فکر آشفته و شلوغ است. بازیگران قواعد زندگی در تفکراتشان روشن و مستقیم عمل می کنند و آشغال جمع نمی کنند. همه ی ما این کار را می کنیم. پیشنهاد من این است که گهگاه مرتب کردن آن کار خوبی است در غیر این صورت از نظر احساسی به شما فشار می آورد و تارهای عنکبوت بیشتر و بیشتر می شود.
مرتب کردن وسایلتان به شما فرصت می دهد تا از شر چیزهای بی فایده ، شکسته، تاریخ گذشته،نچسب،غیرقابل تمیز شدن، کریه و زشت خلاص شوید. ویلیام موریس بود که میگفت نباید در خانه چیزی داشته باشید که مفید یا زیبا نیست. اگر فکر خود را تمیز و مرتب کنید، به خودتان شادابی و نشاط داده اید، و از چیزهایی که جمع آوری می کنید آگاهی می یابید .
دوباره توجه شما را به تفاوتی که بین افراد موفق و افرادی که به نظر می رسد در مردابی دست و پا می زنند و هیچ وقت نمی توانند از آن مرداب نجات یابند جلب می کنم. افرادی که قوی و موثر هستند و با همه چیز کنار می آیند کسانی هستند که توانایی عجیبی در مرتب کردن وسایل ،جمع و جور کردن چیزهای درهم برهم و جدا کردن چیزهای به درد بخور از به درد نخور دارند. افرادی که با به پرواز درآمدن مشکل دارند کسانی هستند که در حالی که در باند پرواز هستند برمی گردند تا پلاستیک های سیاه پر از آشغال را بر دارند تا وقتی از فروشگاه های خیریه خرید کردند از آنها استفاده کنند و هرگز آن را دور نمی اندازند، قفسه های خانه  هایشان پر است از آشغالهایی که فقط فضا را پر کرده،  کشو ها پر از چیزهای شکسته و کمدها پر از لباسهایی که دیگر پوشیده نمی شوند یا از مد افتاده اند.
با هرس کردن وسایل گویی”باری از دوش برداشته شده است”. فضای بیشتری در خانه پیدا می کنید، احساس می کنید بهتر می توانید همه چیز را کنترل کنید و از شر آن احساس دل گرفتگی که با جمع کردن وسایل به درد نخور در شما وجود داشت خلاص می شوید. شما باید در خانه ای تمیز و مرتب پر از وسایل طراحی شده با شیوه کمترین، اما بهترین زندگی کنید. پیشنهاد من این است که اگر می خواهید بدانید چه چیز شما را عقب نگه می دارد، نگاهی به کابینت زیرظرفشویی بیاندازید یا زیر تخت یا بالای کمد ویا اتاق انباری را نگاه کنید.
بیشتر

زمانی برای خلوت کردن، یک شروع دوباره!

شروع دوباره

دوستان تمرینات خانه خلوت در یک ماه رو انجام دادید؟ تا تهش پیش رفتید، به نظرتون توش جای چی کم بود؟ منتظر خوندن نظراتتون هستم.

کم کم وقتشه که دوباره موتورها رو روشن کنیم و بعد از یک استراحت خیلی طولانی دوباره شروع کنیم به خلوت کردن. خوبی این اعتیاد به خلوت کردن دور و بر اینه که همیشه چیزی برای خلوت کردن هست. اما نترسید، از آسونش شروع می‌کنیم بعد کم کم میریم سراغ غولهای سخت‌تر.
یه جایی هست که بعید می‌دونم کسی باشه که در همین لحظه یک چندتایی چیز اضافی توش نداشته باشه برای حذف کردن. اگر گفتید کجا؟ کیا دارند با خودشون میگن امکان نداره، من که چیز اضافی‌ای ندارم توی زندگی‌ام. شرط ببندم که دارید 😉 ؟ تازه تمیز کردن و خلوت کردنش هم انرژی خیلی کمی لازم داره، هم به هیچ گونه مواد شیمیایی مضر برای طبیعت نیاز نداریم.
گوشی موبایلتون رو نگاه کنید. توی بخش پیامکها، توی وایبر و تلگرام و واتزاپ و لاین و کیک و بقیه امثال این نرم افزارها، چند تا پیامک هست که به اعماق تاریخ تعلق داره و باید پاک بشه ولی همینجوری مونده و بیخودی صفحه رو شلوغ کرده. پیامک از افرادی که دیگه ارتباطی باهاشون نداریم، پیامک از شماره‌هایی که کلا عوض شده، پیامکهای تبلیغاتی. گروههایی که برای هماهنگی یک مناسبت، یک برنامه، یک موقعیت خاص ایجاد شده و ماهها و بلکه سالها از زمانش گذشته، همه شون رو پاک کنید تا یک صفجه خلوت از پیامها و گروههای مورد علاقه‌تون داشته باشید.  این مرور پیامهای قدیمی کمک می‌کنه یادی از خاطرات هم بکنیم و چه بسا همین وسط احوال یک دوست قدیمی رو هم بپرسیم، چی از این بهتر؟ نگفتم بهتون از یک کار آسون شروع می‌کنیم! معطلش نکنید‌ها، همین الان برید سراغش!
راستی یک قرعه کشی تا ساعت دوازده شب یک‌شنبه در صفحه اینستاگرام برقراره. فراموشش نکنید.
دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار
بیشتر

صد چیز که زندگی بدون اون‌ها راحتتره : شماره دو، رخت آویز

رخت آویز لباسخوب…بالاخره ما برگشتیم سر خونه زندگی خودمون، که البته هم خونه ما هست هم خونه ما نیست. نمی‌دونم چرا آدم اینجا همیشه احساس مسافر بودن می‌کنه. برای من هیچ وقت خونه خودم نمیشه.
اما بریم سر ادامه پستهایی که قولش رو داده بودم. دومین چیزی که زندگی بدون اون راحتتره به نظر من اگه گفتید چیه؟ رخت آویز / جالباسی‌های ایستاده که نمی‌دونم از چه زمانی و با چه حقه‌ای پاشون به خونه‌های ایرانی باز شده.
این نوع راهکارهای نگهداری لباس برای مکانهای اداری مناسب هستند. جایی که برای چند ساعت قراره پالتو و کتمون رو دربیاریم. توی خونه اصلا جای چنین چیزی نیست. اثراتی که توی خونه داره چیه؟
۱-زشت کردن اتاق / هال
۲-درست کردن یک گوشه همیشه نامرتب
۳-اضافه کردن یک کار به کارهای خونه: برداشتن لباسها وقتی به یک تپه عظیم تبدیل شدند و منتقل کردنشون به جای درست
چرا این کار اضافیه؟ چون به هر حال وقتی لباس رو در آوردیم باید بگذاریمش یک جایی، وقتی این رخت آویز گوشه خونه نباشه، لباس رو می‌گذاریم سرجاش، همه جا هم تمیز و مرتب میشه. اما با وجود این رخت آویزها و گذاشتن لباس روی اون، یک مرحله جابجایی دیگه هم بیخودی اضافه میشه به کارهامون.
 
چرا باید چیزی که هم وقت بیشتری ازمون می‌گیره هم فضا رو زشت می‌کنه توی خونه داشته باشیم؟ 
بیشتر

باز هم در مورد کمد لباس‌

خلوت کردن لباس‌ها

مطلب زیر ترجمه ایست از این مقاله، نوشته شده توسط خانم جودی کرداک، مشاور کمد لباس و نوع پوشش و رنگ‌های اختصاصی مناسب فردی.  این همون زمینه‌ایه که من باهاش با خانم سامانتا بل در ارتباط هستم و به زودی در موردش تخصصی‌تر خواهم نوشت تا همه‌مون با کمد‌های لباس خلوت‌تر، شیک‌پوش تر باشیم.

اینقدر میریم سراغ لباس‌ها و بالا و پایینشون می‌کنیم تا بالاخره به کمد ایده‌آلمون برسیم! درسته؟

 

 

چند تا پیشنهاد جدید برای راحتتر خلوت کردن لباس‌ها:

-خاطرات ارزشمند و شایسته نگهداری هستند، نه چیزها!

خیلی وقت‌ها پیش میاد که که لباسی توی کمد داریم که به قصد پوشیدن اونجا نیست، و به جاش نگهدارنده خاطرات قدیمیه. لباس عروسی‌‌‌ای که دیگه هرگز پوشیده نخواهد شد، مانتویی که باهاش اولین بار رفتیم دانشگاه، لباس نامزدی و عقد و پاتختی و چه و چه…اولین لباس مدرسه و کلی چیزهای دیگه. فکر می‌کنیم اگر این لباس رو نگه داریم خاطرات خوبمون هم باقی خواهند موند. ولی خیلی راحت میشه خاطرات رو نگه داشت بدون اینکه لباس‌های بی فایده توی کمدمون بمونند. یک عکس با اون لباس به خوبی می‌تونه این کار رو برامون انجام بده و کمدمون هم خلوت می‌مونه.

-آهسته و پیوسته کمد رو خلوت کنید.

کمدهای لباس با مرور زمان تا خرخره پر میشن و خلوت کردنشون به نظر کار خیلی سختی میاد. اگر سالهاست که کمد رو خلوت نکردید عجله نکنید و در بازه‌های کوتاه کمی از لباس‌ها را بررسی کنید، به جای اینکه یک باره سراغ همه بروید.  اینطوری کار براتون آسونتر میشه و وحشت از حجم کار مانع پیشرفتتون نمیشه. کم کم پیش برید تا همه لباس‌ها رو یک بار بررسی کنید. بعد از اون هم آهسته و پیوسته به این کار ادامه بدید.

-به عادت‌های تکراری خرید خودتون توجه کنید.

احتمالا موقع خلوت کردن لباس‌ها متوجه میشید انواع خاصی از لباس رو خیلی زیاد دارید. مثلا کلی مانتو یا روسری یا شلوار مشکی، یا تعداد زیادی بلوز دکمه دار، یا دامن ماکسی. دلیلش رو پیدا کنید که چرا هی از این قلم جنس خرید می‌کنید. آیا واقعا به اون تعداد از یک مدل احتیاج دارید؟ وقتی این عادتها رو شناسایی کردید از این به بعد وقت خرید دقت کنید و دیگه مشابه اون رو نخرید. تعداد اونهایی که دارید رو هم به تدریج کم کنید.

-بدنتون رو همون‌طوری که همین الان هست بپذیرید.

خیلی از ماها لباس‌هایی رو به این امید که لاغر یا چاق میشیم و اندازه‌مون میشه نگه می‌ٔداریم. با این کار به خودتون پیغام می‌دید که وضع فعلی قابل پذیرش نیست و به جای صلح با خود، پیغام جنگ و خوددرگیری می‌فرستیم! اگر همین الان در حال رژیم هستید و می‌تونید بگید توی فلان تاریخ وزن و سایز من اینه، و اون تاریخ کمتر از شش ماه تا الان فاصله داره، مجازید این لباس ها رو نگه دارید ولی در غیر این صورت نگه داشتنشون فقط به معنی استرس و فشار عصبی بیهوده است. یا اگر بر اثر رژیم لاغر شدید نگه داشتن لباس‌های مناسب سایز قبلی باز به ذهنتون پیغام میده که وضعیت فعلی پایدار نیست و از نظر روانی تلاشتون خیلی مستعد بر باد رفتنه. پس حواستون رو جمع کنید که کمد لباستون متناسب شخص شما باشه، همون‌طوری که الان هستید!

-یکی میاد تو، یکی میره بیرون (اینجا رو ببینید)

عادت کنید فقط به قصد جایگزین کردن لباس خرید کنید و نه اضافه کردن. اگر یک قلم جدید خریداری می‌کنید، یک لباس قدیمی را رد کنید. به این ترتیب مانع از برگشتن کمد لباس به شکل قبلی خواهید شد. وقت خرید حتما یک لیست داشته باشید و فقط مطابق آن خرید کنید.

-دقت کنید که چه می‌پوشید.

یک تمرین راحت برای پیدا کردن عادتهای لباس پوشیدنمون اینه که یک روسری رو به میله داخل کمد لباس ببندیم. از این به بعد هر چی که پوشیده شد رو پشت این روسری آویزون می‌کنیم. بعد از یک مدت کوتاه میشه پیدا کرد که چی‌ها رو می‌پوشیم و کدوم لباس‌ها بی‌خود و بی‌جهت مهمون کمد ما هستند. این کار به شناسایی عادت‌های احیانا غلطی که ممکنه در لباس پوشیدن داشته باشیم و اصلاحشون هم کمک می‌کنه. بعد از این تمرین به لباس‌هایی که نپوشیدید دوباره فکر کنید و ببینید ارزش نگه داشتن دارند؟ همینطور لباس‌هایی که پوشیدید رو بررسی کنید و ببینید آیا زیباترین و شکیلترین چیزهایی که دارید رو انتخاب می‌کنید یا نه؟

یادتون باشه، کمد لباس شما فقط باید شامل چیزهایی باشه که همین الان و با وضع فعلی بدن شما، به شما میان، زیبایی طبیعی شما رو زیاد می‌کنند و شما دوستشون دارید.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار


 

دوستان عزیزم فروش اینترنتی کتاب خانه خلوت در یک ماه راه افتاد. حالا با چند کلیک ساده از طریق وبسایت می‌تونید کتاب رو بخرید یا هدیه کنید. فکر می‌کنم داشتن این کتاب برای هر خانم و آقای خانه‌داری لازمه و می‌تونه یک عیدی خیلی مناسب و متفاوت و مینیمال باشه! شما دوست دارید این کتاب رو به کی هدیه کنید؟

آرشیو وبلاگ در حال انتقاله ولی تا اون زمان نوشته‌های قبلی رو در این آدرس ببینید.

بیشتر

از این گوش شنیدن و از اون گوش در کردن

قطرات آبیک قانون خیلی ساده وجود داره که می‌تونه به ساده‌ کردن زندگی، خالی کردن خونه‌های قشنگمون از چیزهایی که به جز گرفتن فضا سودی برامون ندارند، و زندگی مینیمال کمک کنه.

یک تشت پر از آب رو تصور کنید. خونه ماست که پر از خرت و پرته. ما با کارهایی مثل روزی یکی بیرون ریختن چیزهای اضافی، مرتب کردن انباری، چک کردن لباسها و …داریم سوراخ‌های کوچیکی ته این تشت ایجاد می‌کنیم که کم کم خالی بشه. اما اگه از اون طرف سر شلنگ باز توی تشت ول باشه تلاشهای ما در نهایت منجر به کمتر شدن این آب نخواهد شد. راهکار امروز قراره مشکل ما با اون شلنگ باز رو حل کنه.

 توی یک ضرب المثل فارسی به این روش اشاره شده: طرف از این گوش می‌شنوه و از اون گوش در می‌کنه! معلومه ایرانیان باستان در زمینه به حداقل رسوندن تملکات مادی و ساده‌زیستی پیشرو بودند

منتها ما قرار نیست مغزمون رو مثل فرد مورد اشاره توی این ضرب المثل خالی و تر و تمیز نگه داریم! این قانون رو توی خونه‌هامون باید اجرا کنیم. از این در اگر چیزی وارد شد، از اون در باید یکی خارج بشه! خیلی قانون ساده‌ایه، به یاد آوردنش کاری نداره و اجراش هم اصلا سخت نیست. اینطوری ورودی رو کنترل می‌کنیم و با خروج کم کمی که مشغولش هستیم در نهایت مقداری موفق میشیم خونه رو خلوت کنیم. این بیرون ریختن یک قلم جنس به ازای ورود هر قلم به خونه خیلی آسونه چون:

اولا یک چیز خریدیم و خوشحالیم برای همین دل کندن برامون راحته.

دوما برای چیز جدید دنبال جا هستیم پس چی بهتر از اینکه یک جا براش خالی کنیم.

سوما بیرون انداختن فقط یک چیز خیلی روحیه و توانایی و شجاعت و قدرت بدنی و وقت نمی‌خواد! در کمتر از سی ثانیه انجام میشه و تموم!

پس همینجا به خودمون قول میدیم دفعه بعد که خرید کردیم و چیزی وارد منزل شد، باید یک قلم جنس از خونه خارج بشه. البته در مورد اجناس مصرفی (خوراک و مواد بهداشتی و ..) صحبت نمی‌کنم طبیعتا. یادمون هم هست که قبل از خرید حسابی بهش فکر کردیم و چیزی که داره وارد خونه میشه کلی مراحل اداری طی کرده تا اجازه ورود بگیره، الکی که چیزی رو راه نمی‌دیم! مرحله آخر اینه که بعد از ورودش، با یک چیز قدیمی بلااستفاده خداحافظی کنیم.

توی پست انباری به بعضی از کارهایی که میشه با چیزهایی که لازم نداریم بکنیم اشاره کردم. به اون پست و کامنت‌هاش سر بزنید.

توی این چند روز چیز جدیدی وارد خونه‌تون شده؟ با چی حاضرید به جاش خداحافظی کنید؟

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

کامنتها رو در ادامه مطلب بخونید.
(بیشتر…)

بیشتر

مساله انباری: کلیدها رو بگذارید روی میز!

انباریاگر موقع خرید یا اجاره خونه‌تون کلی خوشحال بودید به خاطر اینکه انباری داره، همین الان دستا بالا! سریع کلیدهاش رو تحویل بدید تا بریم برای یک بازجویی درست و حسابی!

 بگید ببینم،

چند تا از چیزهایی که توی انباری دارید رو بدون اینکه برید اونجا و نگاه کنید، به یاد میارید؟

اسمشون رو یادداشت کنید. توی انباری چیز دیگه‌ای هم هست؟ (معلومه که جواب بله است!)

چیزی که حتی یادتون نیست دارید، به چه دردی می‌خوره؟ واقعا لازمه این جور چیزها رو نگه داشت؟

آخرین باری که از وسایل توی انباری استفاده کردید کی بوده؟

چرا باید چیزهایی که اونقدر مفید نیستند یا اونقدر دوستشون ندارید که توی خونه نگه دارید، توی زندگی شما بمونند؟

چند بار این بازجویی رو با خودتون تمرین کنید. بعد که حسابی قدرت گرفتید یکی از برنامه‌های خونه تکونی رو بگذارید تخلیه انباری. من فکر نمی‌کنم انباری به هیچ دردی نمی‌خوره و باید خالی خالی باشه. توی زندگی هر‌کدوم از ما بسته به نوع فعالیتها و روابط و فضای خونه و غیره احتمالا چند قلم جنس باقی می‌مونه که باید توی انباری نگه داشت، و خودتون بهتر می‌تونید در موردش تصمیم بگیرید. مثلا برای من بخارشور، چند تا قطعه مربوط به کالسکه که استفاده روزمره ندارند، و یک بسته زغال موند توی انباری. اما قطعا انباری‌های تا خرخره پری که خیلی‌هامون باهاش درگیر هستیم هیچ نیازی از ما رو برطرف نمی‌کنند.

خوب به سوالات بالا فکر کنید و برید سراغ انباری. وقتی موندنی‌ها رو از رفتنی‌ها جدا کردید، رفتنی‌ها رو به چهار قسمت تقسیم کنید:

۱-قسمت قابل فروش: فقط اگر ارزش مالی زیادی داره و حوصله اش رو دارید. به امانت فروشی یا سمساری زنگ بزنید و هماهنگ کنید تا این بخش از زندگی شما بره بیرون و پول خوشمزه بیاد جاش. اگر تهران هستید از پنج شنبه بازار همشهری هم می‌تونید استفاده کنید. اگر گزینه دیگه‌ای هم برای فروش در تهران یا شهرهای دیگه می‌شناسید توی کامنتها معرفی کنید. ممنون!

۲-قسمت قابل استفاده: با توجه به شهری که هستید، هماهنگی لازم رو با یک موسسه خیریه انجام بدید تا اونهایی که کاربرد دارند رو بیان و ببرند. فکر کنم هرجای ایران یکی دو تا خیریه این مدلی پیدا بشه. اگر جایی رو می‌شناسید در کامنتها با اسم شهر معرفی کنید که بقیه هم بتونند استفاده کنند. دستتون درد نکنه!

۳- قسمت قابل بازیافت: اونهایی که بازیافتیه رو لطفا به مرکز بازیافت ببرید که محیط زیستمون خراب‌تر از این نشه. من کلی جعبه داشتم که الکی تلنبار کرده بودم برای روز مبادا (و در هیچ روز مبادایی یادم نمی‌اومد اینقدر جعبه دارم!) که همه‌اش بازیافت شد.

۴- زباله: اگر چیزی موند که در دو دسته بالا جا نمی‌گیره هم بریزیدش بیرون و از داشتن یک انباری خلوت و مرتب قبل از سال نو کیف کنید.

یادتون نره اگر راهی برای فروش اجناس دست دوم بلدید، خیریه‌ای می‌شناسید که اقلام رو از محل می‌بره یا در مورد بازیافت در محل سکونتتون اطلاعات مفیدی دارید برام بنویسید. همینطور اگر غیر از چهار مورد بالا راهی بلدید. یکی از دوستان همین امشب توی یک کامنت اهدای کتاب به خونه و هدیه دادن وسایل نو رو پیشنهاد داد که همینجا ازش حسابی تشکر می‌کنم. ممنون نیره جان!

سعی می‌کنم بعدا یک لیست از راههای مطرح شده در کامنت‌ها درست کنم و در دسترس همه بگذارم. تا اون موقع هم حتما کامنتتون به درد خیلی‌ها خواهد خورد.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امیددیدار

کامنتها رو در ادامه مطلب ببینید.

(بیشتر…)

بیشتر

روزی یکی

روزی یکیخیلی از ماها ممکنه فرصت، امکانات و آمادگی لازم برای تکوندن همه خونه و خالی کردنش از چیزهای غیر ضروری نداشته باشیم. این کار چند روز وقت خالی و بدون درگیری و کار و رفت و آمد و کلی انرژی لازم داره. برای همین همیشه بهانه‌ّهای زیادی برای به عقب انداختنش هست.

اما یک راه حل خیلی خوب براش وجود داره:

روزی یکی. بله، روزی فقط یک عدد وسیله/ لباس/ لوازم منزل که دوستش ندارید یا استفاده نمیشه رو انتخاب کنید و از خونه تون خارجش کنید. حتی یک جفت جوراب کهنه هم قبوله. لباس، کادوهای نخواسته، کتابی که دیگه نمی‌خواهید بخونید، لباسی که تنگ شده، مجله قدیمی. حتی توی خونه چهل متری من هم اون‌قدر وسیله هست و وارد میشه که هرروز یک چیز اضافی موجود باشه.

اگر این سیستم رو راه بندازید و بهش عادت کنید بدون اینکه زمین و زمان رو به هم بریزید و خونه رو خالی کنید و هی سر همه غر بزنید و کلی خسته بشید، بعد از یک سال ۳۶۵ تا چیز اضافی و به درد نخور کمتر دارید. حتی فکرش هم دلگشاست…ببینید خودش دیگه چقدر خوبه!

طبیعتا خوب نیست که توی این کره زمین به فنا رفته هی زباله بیشتری تولید کنیم. من ساده‌زیستی رو خیل دوست دارم برای اینکه امید به آینده زمین رو خیلی بیشتر می‌کنه. پس یادمون باشه خروج این وسایل از خونه به معنی تولید زباله نیست. یک راه خوب اینه که دم در، توی صندوق ماشین، یا توی پارکینگ یا انباری، یک جعبه رو به این چیزها اختصاص بدید و هفتگی، ماهانه به خیریه ها یا مراکز بازیافت ببرید.

این‌طوری هم سبکی و راحتی وارد خونه می‌شه، هم به نیازمند کمک می‌کنید و هم از تولید مقداری زباله جلوگیری می‌شه. روزی یک بار این همه کار خوب، حال آدم رو عالی می‌کنه!

حالا اگر فرصت دارید برام یک کامنت بگذارید و تعریف کنید امروز چی رو انتخاب کردید و قراره سرنوشتش چی بشه؟ سهمیه امروز من یک رژ لب بود که مورد حمله دخترم واقع شده بود و کلی باهاش نقاشی کرده بود. من خیلی دوستش داشتم و دلم نمی‌اومد ازش جدا بشم ولی واقعیت این بود که با شرایط فعلی‌اش دیگه قابل استفاده نبود. رفت توی سطل آشغال!

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امیددیدار

(بیشتر…)

بیشتر